”من گرایی” نئولیبرالیسم دشمن جامعه انسانی

image_printچاپ

در دسته بندی جهان بینی ها می توان گفت که تنها دو جهان بینی کلان با زیرگروه های بیشماری روبروی هم ایستاده اند. جهان بینی “من گرایی” که جهان بینی بورژوزی است و جهان بینی “جمع گرایی” که جهان بینی پرولتاریا است.
تاریخ انسان، انسانی پرورش داده بود که در آن کشش به سوی جمع و همکاری با یکدیگر در مغز او نهادینه شده بود. ماهنامه Physiology & Behaviour به بررسی پژوهشی پرداخت که در آن نشان داده می شود که حتا میمون ها هم درد تن را می پذیرند تا تنها و به دور از جمع نباشند.
زیرساخت اقتصادی- اجتماعی که نئولیبرالیسم ساخته است کمک کننده روند “من گرایی” بوده است.
ولی گویا این گونه است که گرگ نئولیبرالیسم در چند دهه به آروزی خود در باره ی درهم دریدن این خوی والای انسانی رسیده است و ویژگی همگرایی را پاره پاره کرده است.
با این که بهزیستی ما با زندگی دیگران پیوند گسست ناپذیر دارد، ولی نئولیبرالیسم با همه ی گردان های فرهنگی خود به پرورش و آموزش خوی ها و ویژگی هایی در انسان ها پرداخته است که انسان هم نوعان خود را گرگ خود می داند.
جهان بینی بورژوازی و دانشمندان آن به آن اندازه نابخرد نیستند که ویژگی اجتماعی انسان را نپذیرند. ولی به زبان شعارانه رفیق طبری بر این باور هستند که هر کسی خود را خوشبخت کند تا جامعه خوشبخت شود. یک زبانزد اروپایی می گوید، هر کسی آهنگر خوشبختی خود است.
مارکسیسم جامعه را گروهی از مردم می داند كه در یک سرزمین یگانه و با منافع کلان کمابیش هم گون، با هم همکاری می کنند و برای خوشبختی هم با هم پیوند و وابستگی دارند. ولی در این جامعه، تضاد طبقاتی وجود دارد که برایند آن دیدگاه های گوناگونی در باره ی مالکیت ابزار تولید است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *