برخیها خواهان این هستند که در جنگ میان امپریالیسم پرخاشگر و رژیم ستمگر، ”چپ” و حزب طبقه کارگر باید برای نیرومند کردن گردان “ضدامپریالیستی” در کنار بورژوازی تجاری و نظامی به رهبری ولایت فقیه بایستاد.
بارها گفته شده است که تضاد میان رژیم و آمریکا تضاد میان خلق و امپریالیسم نیست. کشمکشجوییهای جمهوری اسلامی در خاورمیانه با پرخاشگری و برنامههای امریکا در خاورمیانه در تضاد است؛ ولی با این که این دو در برابر هم ایستاده اند، ولی هر دو در پیکار با خیزشهای مردمی در کنار هم ایستادهاند. تنش آفرینی در خاورمیانه زیر نظام “صدور انقلاب” با “شیوه امالقری” با سیاست امپریالیسم برای یک خاورمیانه سرسپرده همخوانی دارد.
تضاد میان حاکمیت و امریکا را نباید با یک سونگری آن چنان بزرگ کرد که در کنار بودن رژیم ستمگر سرمایهداری را روا دانست. رویدادهای جداگانه را باید در پیوند با خط کلان اقتصادی- اجتماعی فرمانروایان جمهوری اسلامی بررسی کرد. گندهگویی، نبرد ضدامپریالیستی نیست، بلکه دوری گزیدن از وابستگی اقتصادی به بورژوازی جهانی و گام گذاشتن در راه یک اقتصاد ملی- دمکراتیک، یک گام ضدامپریالیستی است.
هر ناسازگاری با امپریالیسم نبرد ضدامپریالیستی نیست و نباید آن را برای درستانگاری (توجیه) همگام بودن با نیروهای ولایت فقیه به کار برد.
برخیها با بزرگنمایی از شکوفایی این درخت و یا آن درخت سخن می گویند، ولی جنگل بزرگ در آتش را نمی بینند. نداشتن خط مستقل طبقاتی آنها را وامی دارد که گاهی زیر این لایه و یا آن لایه بورژوازی انگلی سنگر گیرند؛ برای روحانی دست بزنند و گاهی برای احمدینژاد هورا بکشند و گاهی هم به سپاه آفرین گویند.


دیدگاهتان را بنویسید