گرانی مسکن و ناتوانی کارگران در خرید خانه نتیجه عوامل اقتصادی و اجتماعی متعدد است. با وجود تأکیدات صریح قانونی، دولتها در سالهای اخیر اقدامات عملی مؤثری برای تأمین مسکن کارگران انجام ندادهاند و بیشتر به وعدهها و طرحهای کلی پرداختهاند. طرحهایی که برای حل این مشکل مطرح شدهاند، معمولاً به نتیجه نرسیدهاند و تفاهمنامههایی با نهادهای مختلف امضا شده است، اما جزئیات این تفاهمنامهها هرگز منتشر نشده است.
در سالهای اخیر، قیمت مسکن در کشور به طور چشمگیری افزایش یافته است که این افزایش بهویژه برای کارگران و اقشار کمدرآمد مشکلات زیادی ایجاد کرده است. یکی از مهمترین دلایل ناتوانی کارگران در خرید مسکن، دستمزد پایین است؛ زیرا بسیاری از کارگران با درآمدهای اندک قادر به تأمین هزینههای بالای مسکن نیستند.
وامهای مسکن که بهعنوان یکی از راههای کمک به خانهدار شدن کارگران مطرح شدهاند، با مشکلات زیادی مواجه هستند. بهعنوان مثال، وام ۹۶۰ میلیون تومانی با اقساط ۲۰ میلیون تومانی برای بسیاری از کارگران قابل پرداخت نیست. این وضعیت نشاندهنده ناتوانی کارگران در تأمین هزینههای مسکن و نیاز به راهحلهای مؤثرتر است.
ماده ۱۴۹ قانون کار به مسئولیت مشترک دولت و کارفرمایان در تأمین مسکن مناسب برای کارگران اشاره دارد. این ماده تصریح میکند که کارفرمایان باید با تعاونیهای مسکن همکاری کنند و در صورت عدم وجود این تعاونیها، مستقیماً با کارگران فاقد مسکن برای تأمین خانههای مناسب همکاری نمایند. همچنین، کارفرمایان کارگاههای بزرگ موظفاند خانههای سازمانی در نزدیکی کارگاه یا محلهای مناسب دیگر بسازند.
تبصره یک این ماده نیز به نقش دولت اشاره دارد و میگوید دولت باید با استفاده از تسهیلات بانکی و امکانات وزارت راه و شهرسازی، شهرداریها و سایر نهادهای ذیربط همکاریهای لازم را انجام دهد. ولی اینکار هم انجام نمیشود.


دیدگاهتان را بنویسید