📌
📚 این روزها در رسانههای اقتصادی نزدیک به حاکمیت، تلاشی آشکار برای پاکشویی پیامدهای اقتصادی نئولیبرالیستی جریان دارد. نمونهاش مقالهای است در «دنیای اقتصاد» که به دفاع از دونالد جی. بودرو، اقتصاددان لیبرتارین میپردازد. مکتب لیبرتارینیسم بر آزادی اقتصادی و ضدیت با دولت رفاه تاکید دارد.
📎 ادعای اصلی مقاله چیست؟
بودرو در پاسخ به دنیل مککارتی که «اعلامیه درگذشت لیبرتارینیسم» نوشته، سه ایراد میگیرد:
۱. مککارتی موفقیتهای لیبرتارینی (حقوق همجنسگرایان، مصرف مواد، هرزهنگاری، قمار) را فهرست میکند.
۲. او میان «دفاع از حق انجام یک کار» و «تایید آن کار» فرق نمیگذارد.
۳. او اقتصاددانان طرفدار بازار آزاد را «سرد» و بیاعتنا به دغدغههای انسانی تصویر میکند.
🔍 چرا این دفاع، پاکشویی است؟
بودرو میگوید: «من با مصرف کوکائین مخالفم، اما دولت نباید مانع شود.» این جمله در ظاهر معصوم است، اما در عمل یک پردهپوشی ایدئولوژیک است. چرا؟
چون در پنج دهه گذشته، همین منطق «دولت نباید مداخله کند» بهانهای شد برای:
- خصوصیسازی خدمات عمومی
- کاهش مالیات ثروتمندان
- ریاضت اقتصادی بر دوش فقرا
- رها کردن بازار به حال خود
نتیجه؟ فقر گسترده، نابرابری تاریخی، و افزایش دزدیهای کوچک برای بقا — همان چیزی که در بریتانیا و آمریکا میبینیم.
⚠️ تناقض آشکار
بودرو میگوید «آزادی انتخاب» «تایید رذیلت» نیست. اما همین مکتب، پنج دهه است که رذیلت ساختاری — یعنی فقر، بیخانمانی، و بیعدالتی — را تایید و بازتولید کرده است.
او از «آزادی انتخاب» دفاع میکند، اما کدام آزادی؟ آزادی برای ثروتمند که مالیات ندهد؟ آزادی برای شرکت که کارگر را بیبیمه به کار بگیرد؟ آزادی برای بازار که دارو و درمان را کالا کند؟
📢 رسانههای اقتصادی با انتشار چنین مقالاتی میکوشند پیامدهای نئولیبرالیسم — فقر، سرکوب، و فروپاشی زندگی مردم — را پاکشویی کنند. اما واقعیت این است: نئولیبرالیسم نه «آزادی» است، نه «عدالت». نئولیبرالیسم، ایدئولوژی تایید رذیلت ساختاری است.


دیدگاهتان را بنویسید