دو هواپیمای عظیم یکی پس از دیگری فرود آمدند. پوتین و ترامپ همزمان از هواپیماهایشان پیاده شدند. ترامپ روی فرش قرمز مکث کرد و پوتین فاصله باقیمانده را پیمود.
رهبران دو کشور تأکید کردند که گفتوگوها ادامه خواهد یافت.
این نتیجه نمادی از دگرگونی بزرگتر است: دیگر هیچ قدرتی به تنهایی توان تعریف قواعد را ندارد. مسکو بر برابری در گفتوگو اصرار دارد، واشنگتن درگیر محدودیتهای داخلی و میراث جنگهای فرسایشی است، و اروپا و اوکراین ناگزیر به معامله در سایهی افول یکجانبهگرایی غربیاند.
در پشت صحنه، قدرتهای نوظهور آسیایی، آفریقایی و آمریکای لاتین نگاه میکنند و میدانند که سرنوشت نظم جهانی دیگر در انحصار یک «میز دوجانبه» نیست. جهان وارد مرحلهای شده که توافقها بدون مشارکت چندین قطب، دوام نخواهد داشت.
هیچ سند بزرگی امضا نشد، اما تصویر دست دادن ترامپ و پوتین بر فرش قرمز در حافظه تاریخ ثبت خواهد شد. این لحظه تنها نشانه نزدیکی دو رهبر نبود، بلکه نشانهای بود از آنکه غرب دیگر نویسندهی انحصاری قواعد نیست و نظمی چندقطبی، با بازیگران متنوع و وزنهای تازه، در حال تولد است.
در همین حال، روابط آمریکا و هند نیز پرتنشتر میشود: دهلینو که به دنبال استقلال راهبردی است، نمیخواهد در مدار واشنگتن بماند و در برابر فشارها برای مهار روسیه یا چین مقاومت میکند. این اصطکاک نشان میدهد که حتی شریکان سنتی واشنگتن هم دیگر بیچونوچرا تابع نیستند.
از سوی دیگر، چین بیوقفه در حال پیشروی است: گسترش ابتکار «یک کمربند، یک جاده»، حضور پررنگ در آفریقا و آمریکای لاتین، و افزایش قدرت فناوری و نظامی آن کشور جایگاهش را بهعنوان ستون اصلی نظم چندقطبی تثبیت میکند. پکن دیگر تنها یک بازیگر اقتصادی نیست، بلکه بهطور فعال قواعد و نهادهای موازی میسازد.


دیدگاهتان را بنویسید