چرا باید در اتحادیه‌های وابسته مبارزه کرد؟

image_printچاپ

کارفرمایان همچنان از آزادی گسترده‌ای برای اخراج کارگران برخوردارند—برای مثال، در صورت مازاد نیروی کار. همچنین، ورود به قراردادهای جمعی اغلب با محدودیت‌هایی همراه است که پذیرش مطالبات مستقل گروه‌های حرفه‌ای کوچک را دشوار می‌سازد. در چنین شرایطی، این پرسش مطرح می‌شود: آیا واقعاً ارزش دارد که در درون جنبش اتحادیه‌های کارگری فعالیت کنیم؟ آیا این اتحادیه‌ها، به‌واسطه ضربه‌پذیری‌شان و وابستگی‌شان به قدرت دولتی، دیگر نمی‌توانند مدافع مؤثری برای حقوق کارگران باشند؟ آیا وظیفه حفظ «صلح صنعتی» و اختیارات محدود نمایندگان‌شان، آن‌ها را از ایفای نقش واقعی در مبارزه طبقاتی بازنداشته است؟

لنین هشدار می‌دهد که کناره‌گیری از فعالیت در اتحادیه‌های کارگری ارتجاعی، در عمل به معنای واگذار کردن توده‌های کارگری به رهبران فرصت‌طلب، عوامل بورژوازی و اشرافیت کارگری است—همان‌هایی که با حفظ ظاهر کارگری، منافع سرمایه را نمایندگی می‌کنند. به تعبیر دقیق‌تر، ما باید کارگران را همان‌جایی که هستند مخاطب قرار دهیم، نه آن‌جا که آرزو داریم باشند.

از نگاه برخی، ممکن است چنین به نظر برسد که در عصر سرمایه‌داری انحصاری و امپریالیسم، اتحادیه‌های کارگری دیگر فضای دموکراتیکی برای کنشگری ندارند و در نتیجه، فعالیت انقلابی در آن‌ها بی‌معنا شده است. اما این دیدگاه نادرست و انفعالی است. ما حق نداریم عرصه و شرایط مبارزه را مطابق میل خود تعیین کنیم. همان‌گونه که فعالیت در رژیم‌های دیکتاتوری یا نیمه‌دیکتاتوری دشوار اما ضروری است، فعالیت در اتحادیه‌هایی که وابسته به دولت‌های سرمایه‌داری شده‌اند نیز، گرچه دشوارتر، اما حیاتی است.

وظیفه ما تطبیق با واقعیت‌های مشخص هر کشور و آغاز مبارزه از همان‌جایی است که کارگران حضور دارند.

شعار نخست این مبارزه، استقلال کامل و بی‌قید و شرط اتحادیه‌ها از سرمایه‌داران است. شعار دوم، احیای دموکراسی درون اتحادیه‌هاست. فقط با تحقق این دو شعار است که می‌توان اتحادیه‌ها را به ابزار واقعی مقاومت طبقاتی و رهایی کارگران بدل کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *