اتحادیه‌های کارگری در عصر امپریالیسم: نبردی برای رهایی یا ابزار سرکوب؟

image_printچاپ

در دوران کنونی، که ویژگی آن زوال تاریخی امپریالیسم و تشدید تضادهای طبقاتی است، پرسش از امکان یا عدم امکان «استقلال اتحادیه‌های کارگری» به‌خودی‌خود گمراه‌کننده است. آنچه باید پرسیده شود، این است: کدام اتحادیه، و در خدمت کدام طبقه؟ اتحادیه‌هایی که صرفاً در پی چانه‌زنی محدود با سرمایه‌داران‌اند، حتی اگر نیمه‌خودمختار باقی مانده باشند، نمی‌توانند به استقلال واقعی دست یابند. ساختار سرمایه‌داری جهانی، که به مرحله‌ای انحصاری و نظامی‌شده وارد شده است، اجازه نمی‌دهد نهادی که در چارچوب آن باقی می‌ماند، واقعاً مستقل باشد.

تنها آن دسته از اتحادیه‌های کارگری می‌توانند مدعی استقلال واقعی شوند که به ابزار آگاهانه انقلاب پرولتری بدل گردند. این اتحادیه‌ها صرفاً برای حفظ دستمزد یا تعدیل ساعات کاری نمی‌جنگند، بلکه سازمان‌یافتگی طبقه کارگر را با چشم‌انداز سرنگونی نظم سرمایه‌داری پیوند می‌زنند. استقلال واقعی دیگر به معنای فاصله گرفتن از دولت نیست؛ بلکه به معنای دشمنی فعال با دولت سرمایه‌داری است.

با وجود این، حضور انقلابیون در اتحادیه‌های موجود همچنان ضرورتی راهبردی دارد. نفوذ در جنبش کارگری از طریق اتحادیه‌ها، به‌ویژه در لحظات بحران، نه فقط ممکن بلکه حیاتی است؛ چرا که توده‌های کارگر در شرایط بحرانی بیش از هر زمان دیگری به این ساختارهای سنتی روی می‌آورند. اگر چپ در این عرصه حضور نداشته باشد، جای آن را یا اپورتونیسم اصلاح‌طلبانه پر خواهد کرد، یا راست ارتجاعی. انقلابیون باید در مبارزه برای رهبری اتحادیه‌ها شرکت کنند، اما بدون کوچک‌ترین توهمی نسبت به ماهیت محافظه‌کارانه بخش عمده رهبری‌های فعلی.

در این مسیر، حتی همکاری با نیروهایی که سابقه سیاسی متفاوتی دارند، اما حاضرند در مبارزات ضدسرمایه‌داری شرکت کنند، ممکن و گاه ضروری است.

کار اتحادیه‌ای نه حوزه‌ای فرعی یا حاشیه‌ای، بلکه میدان اصلیِ نبرد بر سر آینده طبقه کارگر است. یا این میدان به‌دست نیروهای امپریالیستی و فاشیستی خواهد افتاد، یا به سکوی پرش جنبش انقلابی پرولتاریا بدل خواهد شد. انتخاب، به‌وضوح، با ماست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *