💰
پراودا
📉گزارشهای مالی بزرگترین شرکتهای روسیه تضاد مدل اقتصادی پساشوروی را آشکار میکند. صنایع استراتژیک صدها میلیارد روبل زیان نشان میدهند. صنعت زغالسنگ در ۱۰ ماهه ۲۰۲۵، ۳۲۷.۹ میلیارد روبل زیان داشته است.
دولت به جای تحلیل ریشهای، با یارانه و معافیت مالیاتی، هزینههای بخش خصوصی را به دوش بودجه عمومی میگذارد. قاعده سیستم روشن است: سودها خصوصی میماند، زیانها ملی میشود. این جوهره سرمایهداری رانتی است.
ریشه مشکل در ماهیت انگلی سرمایه بزرگ است. اقتصاد روسیه در نقش تأمینکننده مواد خام در بازار جهانی باقی مانده و آسیبپذیر است. سرمایهداران بزرگ به سود کوتاهمدت فکر میکنند، نه توسعه زیرساخت و فناوری. سرمایه میلیاردرهای روس (حدود ۶۰۰ میلیارد دلار) عمدتاً در آفشورها یا مصرف تجملی سرمایهگذاری میشود.
📜 درس شوروی: منطق اقتصاد ملی
در اقتصاد برنامهریزیشده، معیار اصلی مصلحت ملی بود، نه سود حسابداری. یک بنگاه اگر به توسعه صنایع دیگر یا امنیت ملی کمک میکرد میتوانست دارای زیان برنامهریزیشده باشد. مثلاً صنعت زغالسنگ شوروی عمداً یارانه میخورد تا اشتغال، توسعه منطقهای و استقلال انرژی تضمین شود. زیان این بخش با رشد صنایع جبران میشد.
تفاوت کلیدی:
منطق بازار: « سود ندارد ← تعطیل کن»
منطق شوروی: « بازدهی ملی ندارد ← بازسازی کن»
🛠 راهحلهای عملی
۱. حسابرسی اقتصاد ملی برای بخشهای استراتژیک (با شاخصهایی فراتر از سود مالی).
۲. کنترل دولتی بر شرکتهای کلیدی منابع و زیرساخت.
۳. ایجاد شرکتهای دولتی نوین با مدل ادغام تحقیق و تولید.
۴. برنامهریزی بودجه بلندمدت (۱۰-۱۵ ساله) برای بخشهای کلیدی.
🎯 مسئله، بازگرداندن عقلانیت به مدیریت اقتصاد است. زیاندهی زمانی مشکل است که سرمایه خصوصی در رفاه سود ببرد و در بحران، زیان را به مردم تحمیل کند.
روسیه در انتخاب است: یا تداوم اقتصاد رانتی و نابرابری، یا حرکت به سوی اقتصاد برنامهریزیشده با مسئولیت اجتماعی.
برنامه، دگم نیست؛ برنامه مسئولیت در قبال آینده است.

دیدگاهتان را بنویسید