چه نوع تاکتیک و استراتژی سرکردگی طبقه کارگر را برای جمع کردن حداکثر نیروهای اجتماعی در راه آزادی و عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی و استقلال ملی تامین می کند؟

image_printچاپ

بدون شک مخالفت با سیاست های ضد آزادی و خط اقتصادی نئولیبرالی رژیم و دفاع از استقلال میهن در برابر امپریالیسم در اين زمينه از عوامل مهم است.

بعضی از چپ ها از ترس نیروهای راست و برنامه های امپریالیسم، جنبش زنان را یک جنبش اجتماعی نمی دانند.  نباید ما دچار “اپورتونيسم چپ” شویم و از شرکت فعال در جنبش های اجتماعی به خاطر خوف از “از اپورتونيسم راست” خودداری کنیم.

تا زمانی که طبقه کارگر و نیروهای سیاسی آن در حفظ خط مستقل خود پافشاری می کنند، نباید از شرکت در جنبش های اجتماعی هراسید و فاصله گرفت. بلکه با شرکت در این جنبش ها باید بخش های غیر کارگری مردم را قانع کرد که همراهی با زحمتکشان ضامن حصول نیازهای مشروع آن ها است.

بايد برای آن ها مستدل ساخت كه چرا طبقه كارگر كه برای حفظ منافع قانونی- دموكراتيک و ملی خود مبارزه می كند، از منافع كل جامعه دفاع می كند. منافعی كه به خطر افتادن آن، در وحله نخست و بلافاصله و به طور مستقيم منافع طبقه كارگر را مورد هجوم قرار می دهد كه زنان زحمتكش اولين قربانيان آن هستند. روند آزادی و عدالت اجتماعی، تنها با آزادی واقعی و تساوی حقوق ضعيف ترين حلقه آن، زنان زير فشار مضاعف طبقاتی و جنسی به ثمر خواهد رسيد.

اگر همه نیروهای بالقوه به طور جداگانه حرکت کنند، بدون شک، مبارزه برای پیاده سازی چنین استراتژی تضعیف می شود. به همین دلیل حفظ و افزایش وحدت بین جنبش کارگری و جنبش های اجتماعی مترقی از اهمیت بی شماری برخوردار است. در حالی که طبقه های سرمایه حاکم تا حد زیادی به طور متحد علیه منافع  زحمتکشان عمل می کنند، دمیدن در شیپور تفرقه نادرست است. تکروی و تبلیغ جدایی، بدون هیچ تردیدی به منافع کوتاه و دراز مدت طبقه کارگر ضربه خواهد زد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *