ریشه تاریخی پیوند امپریالیسم با ضدانقلاب در چین!

image_printچاپ

مقاله ۱۵/۱۴۰۱
۸ مرداد ۱۴۰۱، ۳۰ جولای ۲۰۲۲

پیش گفتار  

آمریکا که خود را تنها «ابرقدرت» بازمانده جهان می داند، و با هر کشوری که بخواهد این جای گاه او را به چالش بکشاند می رزمد.  با به بود اقتصادی و پیش رفت فن آوری، چین با اقتصادی نیرومند و بازرگانی گسترده، پای به رزم گاه اقتصادی جهان گذاشت.

دشمنی آشکار آمریکا با چین از زمان اوباما دوباره آغاز شد. اوباما با دیدن کاهش فراسود شرکت های آمریکایی در چین، سیاست امریکا در باره ی چین را دگرگون کرد.    

هم اکنون امپریالیست ها از تایوان علیه جمهوری خلق چین بهره گیری می کنند. آمریکا رسانه های خود را به پهنه جنگ می فرستد تا جاهایی که استعمار جای پایی سنگین دارد مانند هنگ کنگ، تبت، شینژانگ و تایوان را ناپایدار کند و به سوی خود بکشاند. این روند در زمان رییس جمهوری اوباما و ترامپ بالا گرفته است. بایدن رئیس جمهور کنونی آمریکا حتا در اندیشه جنگ با چین به کمک تایوان است که بازی با آتش است. 

رسانه هایی که از پشتیبانی امپریالیسم برخوردار هستند و برای همین هم از سیاست های امپریالیستی پشتیبانی می کنند، تایوان را هم چون گهواره دموکراسی برای مردم جهان به نمایش می گذارند و این گونه وانمود می کنند که گویا آمریکا از دموکراسی تایوان در برابر دیکتاتوری جمهوری خلق چین پشتیبانی می کند. روشن است که جمهوری خلق چین این جزیره را که امپریالیست ها پس از انقلاب بزرگ از سرزمین چین جدا ساختند یکی از استان های خود می داند.

بگذارید نگاهی کوتاه به تاریخ تایوان که بخشی از سرزمین بزرگ چین است داشته باشیم.

استعمارگران در چین

در پایان سده ۱۹، همه ی نیروهای استعماری (زورگوی) – بریتانیا، روسیه، فرانسه، ایتالیا، هلند، بلژیک، پرتغال، ژاپن ، آلمان و امپریالیسم تازه به بازار آمده ایالات متحده آمریکا، به چین زور می گفتند (استعمار می کردند). آن ها در یک یورش جنگی  پکن پایتخت را بمباران کردند و پس از آن سفارت خانه هایی در این شهر ساختند و فرماندهی دولت چین را بر دست گرفتند. نیروهای استعماری با شرکت های بازرگانی، بانک ها، معدن ها و بنگاه های خود دارایی هنگفتی را غارت کردند و همه ی شورش ها (برای نمونه «شورش بوکسور») را در هم شکستند. این کشور در تنگ دستی، هرج و مرج و افسردگی فرو رفت. با همکاری نیروهای استعماری، جنگ سالاران محلی از بی پایداری در کشور بهره بردند. میلیون ها نفر از گرسنگی، زمین گیر (فلج) شدند، یا برای شوریدن کشته شدند. هم زمان گروه کوچکی از چینی ها از نوسازی و صنعتی شدن در بخش غربی این کشور بهره بردند.

انقلاب بورژوازی در چین

نیروهای استعماری پیروز جنگ جهانی اول در پیمان ورسای، زیر رهبری وودرو ویلسون رئیس جمهور ایالات متحده (۱۹۱۹)، به ژاپن اجازه دادند تا بر جزیره چینی تایوان فرمان روایی کند و در سال ۱۸۹۵ آن را بخشی از ژاپن سازد. انگلستان در هنگ کنگ و  پرتغال در ماکائو (Macao)  نیز هم چنان فرمان روایی می کردند. به ویژه ایالات متحده  با چین هم چون یک جمهوری دست نشانده  رفتار می کرد صنعت نفت و گاز را در دست گرفت، و سازمان های مذهبی انجمن مسیحی مردان جوان (YMCA) و انجمن مسیحی زنان جوان (YWCA) دبستان ها و آموزش گاهای شبانه روزی را در بسیاری از شهرها بنیاد کردند.

انقلابی های بورژوا-رادیکال در زمان سون یات سن (Sun Yat-sen) و حزب کومینتانگ در سال ۱۹۱۲ دولت دست نشانده امپریالیسم  چین را واژگون کردند و جمهوری چین را بنیاد گذاشتند. اتحاد جماهیر شوروی، کمینترن و حزب کمونیست چین که در سال ۱۹۲۱ بنیاد شده بود از سون یات سن پشتیبانی کردند.  

دیکتاتور چیانگ کای شیک (Chiang Kai-shek)

پس از مرگ سون یات سن در سال ۱۹۲۵، بازمانده های فئودالی و و هواداران آمریکا-بریتانیا کنترل چین را در دست گرفتند. آمریکا-بریتانیایی ها به پشتیبانی از ژنرال چیانگ کای شیک دیکتاتور، او را رییس جمهوری چین کردند. او هم چنین رییس ارتش و هم رئیس دولت شد. او پول هنگفتی از آمریکا، هم برای ارتش خود و هم برای زندگی ولنگار خود دریافت کرد. شرکت های آلمانی به آموزش جنگی نیروهای چیانگ پرداختند و به آن ها جنگ افزار دادند. با این همه، آلمان از سال ۱۹۳۸ پس از یورش  ژاپن به چین و آشتی هیتلر با امپراتوری ژاپن آلمان بخش خود را در چین را به ژاپن واگذار کرد.

آمریکا هم چنان پشتیبان چیانگ بود. در درازنای جنگ جهانی دوم هزار مشاور نظامی آمریکا در ارتش چیانگ بودند که می بایست با ارتش ژاپن نبرد  کنند، ولی به جای آن به نبرد با نیروهای ارتش سرخ مائو تزه تونگ ( Mao Tse Tung) پرداختند. کلیسای کاتولیک نیز در این درگیری به پشتیبانی چیانگ پرداخت، زیرا او دوست آمریکا و «ضد کمونیسم» بود. در سال ۱۹۴۲ دیکتاتوری چیانگ از سوی واتیکان پذیرفته شد. چیانگ کای شیک شورش های کارگران و دهقانان را به ضرب گلوله از پا در آورد. روزولت رئیس جمهور آمریکا بر پایه فراهم کردن سودمندی خود از این مرد چرکین و آدم کش همیشه پشتیبانی کرد.

به چنگ آوردن تایوان از سوی امریکا

زیر رهبری آمریکا، رژیم ژنرال چیانگ کای شیک (Chiang Kai-sheks) در سال ۱۹۴۵ در تایوان جای گزاری شد.   

پس از جنگ آمریکا فرمان روایی تایوان را در دست خود گرفت و دستگاه دولتی را به چیانگ داد. ارتش آمریکا پنهانی شش صد هزار  سرباز و افسر را که از ارتش سرخ چین شکست خورده بودند را به این جزیره فرستاد. چیانگ طلاهای دولتی چین را دزدید و با خود برد. تایوان پرچم و چندین نماد دیگر دوران فئودالی چین  را برای خود نگه داشت.

ایالات متحده امیدوار بود که تا بتواند با کمک چیانگ به سرنگونی تند جمهوری خلق که به رهبری مائو تس تونگ در سال ۱۹۴۹ بنیاد شده بود، بپردازد.   

ارتش آمریکا سربازان چیانگ را مانند تروریست در آمریکا آموزش داد. سپس آن ها از تایوان و هم چنین از هنگ کنگ برای سازماندهی شورش ها بر فراز سرزمین چین فرستاده می شدند.

تلاش ضد انقلاب در سرزمین چین با شکست روبر شد. پس از آن مردم جزیره تایوان زیر فرمان روایی چیانگ می بایست با ستم نگه داشته می شدند. مردم بومی زیر ستم بودند و تنها کارهای زیردست به آن ها داده می شد. شورش های محلی با کشتار های خونین از سوی فرمانده دوم چیانگ به بهانه «خطر کمونیستی» سرکوب شدند. در ۲۸ فوریه ۱۹۴۷، رژیم یک شورش مردمی را با کشتار سرکوب کرد – دست کم ۲۸ هزار مردم محلی کشته شدند.   

برای استوار کردن پایه های فرمان روایی چیانگ، در سال ۱۹۴۸ با پشتیبانی آمریکا، در تایوان فرمان «مقررات موقت دوره بسیج ملی برای سرکوب قیام کمونیستی» پیاده  شد. این فرمان دست رییس جمهور را برای بستن رسانه ها، انجمن ها و حزب ها باز گذاشت، پس از آن چهار دهه، تا سال ۱۹۸۸ این فرمان هم چنان پابرجا بود و دیکتاتوری ناب در این جزیره فرمان روا بود.  

با کمک آمریکا این جزیره همچنین به صنعت پیش رفته دست یافت. تولید صنعتی در تایوان برای فراهم کردن جنگ افزارهای آمریکا در جنگ کره هم بود. ارتش آمریکا و هم چنین ارتش جمهوری فدرال آلمان غربی سربازان تایوانی را آموزش می دادند.

پس از استوار کردن پایه های رژیم سرکوب گر چیانگ ایالات متحده به «ملت سازی» پرداخت. آمریکا خاک جداگانه تایوان را نماینده همه ی چین در سازمان ملل متحد دانست.

جمهوری خلق چین به جای تايوان در سازمان ملل متحد

تنها در سال ۱۹۷۱ و با پشتیبانی ده ها کشورعضو جنبش غیرمتعهد و اردوگاه سوسیالیستی، جمهوری خلق چین در سازمان ملل متحد به رسمیت شناخته شد (قطعنامه ۲۷۵۸ سازمان ملل متحد، ۲۵ اکتبر ۱۹۷۱). آمریکا به رسمیت شناختن دیپلماتیک به جمهوری خلق چین نیز پرداخت. آمریکا در سال ۱۹۷۹ پیوند دیپلماتیک خود را با تایوان گسست و به پیوند با چین روی آورد. در این هنگام امپریالیسم در رقابت سخت و دشوار با اتحاد جماهیر شوروی بود و می خواست با کمک مایویسم برای نبرد با این اردوگاه سوسیالیستی نیرومند شود.

پس از آن بزرگ ترین شرکت های آمریکایی توانستند تولید خود را به جمهوری خلق جابجا کنند که در آن زمان برای این که دست مزدها پایین بود کاری سودآور بود . اما این به آرامی دگرگون شد. در جمهوری خلق ناهمانند دیگر کشورهایی چون هند که زیر فرمان روایی بورژوازی خواستار پیوند با امپریالیسم  هستند، روش های خرید کالاهای و پیمان بستن با شرکت های غربی دگرگون شد: دست مزدها در جمهوری خلق در  چند دهه چندین بار افزایش یافت و مردم زیر پوشش تأمین اجتماعی هستند. دست کم (حداقل) دستمزد چین هم اکنون بالاتر از  چند کشور اتحادیه اروپا (و حتا ایالات متحده) ، است.

به زبان دیگر جمهوری خلق چین از منطق درونی سرمایه سود جست، تا توان صنعتی کشور را به سود خلق های خود بالا ببرد.

آمادگی جنگی تایوان

در سال ۱۹۸۸ دیکتاتوری تک حزبی قانون اساسی که چهار دهه در تایوان فرمان روا بود از میان برداشته شد و انتخابات پارلمانی “دموکراتیک” برگزار شد. آمریکا تا سال ۲۰۰۰  هم چنان از طبقه بورژوازی تایوان پشتیبانی پولی می کرد.

 با تانکرها آبرامز، موشک های ضد هوایی استینگر، کشتی های جنگی موشک دار و جت های جنگنده اف-۱۶ ساخت شرکت های آمریکایی جنرال داینامیک، رایتئون و لاکهید، تایوان کوچک از سال ۲۰۲۰ در پشت سر  اسرائیل، مصر، عربستان سعودی و استرالیا  پنجمین خریدار جنگ افزارهای آمریکایی است.

در آوریل امسال، وزارت امور خارجه ایالات متحده پیمانی به ارزش ۹۵ میلیون دلار برای دادن سامانه های موشکی ضد هوایی پاتریوت به تایوان را پذیرفت (تصویب کرد).  آمریکا می خواهد در سال های آینده تانک‌های M2A2 آبرامز، جت‌های جنگنده F-16V، سامانه‌های موشکی پرتاب چندگانه HIMARS، پهپادها، موشک‌های کروز، مین‌های دریایی را به تایوان بفروشد. وانگ ونبین، سخنگوی وزارت خارجه چین در یک کنفرانس خبری گفت آمریکا که فروش جنگ افزارهای آمریکایی به تایوان از مرز ۷۰ میلیارد دلار گذشته است. او افزود که هم اندازه فروش جنگ افزارها و هم چگونگی (کیفیت) کارکرد آن ها هر روز بالا می رود. نیاز به یادآوری است که بر پایه پیمان میان آمریکا و جمهوری خلق چین آمریکا باید فروش جنگ افزارها به تایوان را کاهش دهد. امپریالیسم آمریکا با این که در سخن یگانگی مرزهای چین را می پذیرد، ولی پیوند خود با این جزیره را بازسازی کرد.

دولت بایدن می خواهد ساختار نظامی تایوان را گسترش دهد. آنتونی بلینکن می خواهد تایوان را در سازمان ملل بالا بیاورد . پارلمان اروپا حتا یک پیمان سرمایه گذاری دوجانبه اتحادیه اروپا با تایوان و همچنین گسترش دفتر اتحادیه اروپا در تایوان را پیاده کرد. در آغاز نوامبر ۲۰۲۱ یک هیئت پارلمانی اتحادیه اروپا همبستگی خود را با تایوان در برابر “دشمنی”  جمهوری خلق چین نشان داد.

پایان سخن

آمریکا برای پاسبانی از سرکردگی و جای گاه ویژه جهانی خود دست به هر فریب و دروغ می زند و باد در شیپور جنگ می دمد.

با پیش رفت اقتصادی و فن آوری شگفت انگیز جمهوری خلق — هم در درون و هم در برون هم چون  بزرگترین کشور بازرگانی جهان و  با کاهش سود بیش از اندازه شرکت های آمریکایی، رئیس جمهور اوباما جنگ ویژه با چین را آغاز کرد! هم اکنون بایدن حتا در اندیشه آغاز یک جنگ هسته ای با چین است تا یک بار برای همیشه جهان را از “شر” چین رها سازد.

آمریکا برای برانگیختن درگیری با جمهوری خلق به متحدانش استرالیا و ژاپن انگیزه می دهد و کمک می کند. در سال ۲۰۲۱ آمریکا هم چنین  یک اتحاد نظامی نو (AUKUS) با استرالیا بست. بر پایه این پیمان، ایالات متحده و بریتانیا به استرالیا برای دست یابی به زیردریایی های هسته ای کمک خواهند کرد. 

همان گونه که دیده ایم فرمان روایی در جزیره تایوان از همان آغاز نه بر پایه آزادی که با کمک کشتار و ستم استواری یافت. در جنگ با جمهوری خلق چین جزیره تایوان جای گاه ویژه تاریخی دارد. این جزیره از همان آغاز برای نبرد با سرزمین چین و به زیر یوغ کشاندن دوباره آن از سوی امپریالیسم آمریکا ساخته شد.

3 Comments

  1. Mohsen

    درود به رفیق دلاور و دانشمند سیامک عزیز مقاله بسیار آگاه ساز بود درتایید آن اضافه کنم که تکنولوژی ریز پردازنده( ماکروپرسسور) درتایوان است امپریالیسم امریکا بخاطر آن حاضر به جنگ اتمی است لیکن درایت و سیاست رفقای چینی این مشکل را نیز حل می‌کنند بدرود

  2. جمال حق گو

    آقا سیامک از اینور و اونور مینویسید ولی راجع به کنگره ساکتید. دیگران در فیس بوک غوغا راه انداختند و صحبت از جاسوسان انگلیس میکنند. نظرت چیست؟

  3. سیامک

    دوست گرامی آقای جمال حق گو.

    برآیند کنگره هفتم حزب توده ی ایران در دست بررسی است. در انجام این کار ما شتابی نداریم، بلکه ما به جای دادوفریادهای بی پایه و یا کم پایه با بردباری به بررسی و واکاوی درون مایه این سند برجسته خواهیم پرداخت.

    ما همان گونه که برخورد امنیتی با برون ماندگان حزب را درست نمی دانیم، چفته (اتهام) زدن به رفیقان درون حزبی را هم نه تنها نادرست می دانیم بلکه کاری بسیار زیان آور برای گفت و گو میان توده ای ها می دانیم.

    جای شگفتی است که کسانی که تا دیروز با این “جاسوسان غرب” هم خانه بوده اند، به ناگهان با بی پروایی و بی آن که حتا یک برگه (مدرک) به پیش بگذارند، با آبروی رفیقان دیروز خود این گونه بازی می کنند. ای کاش، این رفیقان به جای این کار بسیار زشت، ناجوان مردانه و نارفیقانه به بررسی دیدگاه های این رفیقان می پرداختند.

    همیشه کنجکاو باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 Comments

  1. Mohsen

    درود به رفیق دلاور و دانشمند سیامک عزیز مقاله بسیار آگاه ساز بود درتایید آن اضافه کنم که تکنولوژی ریز پردازنده( ماکروپرسسور) درتایوان است امپریالیسم امریکا بخاطر آن حاضر به جنگ اتمی است لیکن درایت و سیاست رفقای چینی این مشکل را نیز حل می‌کنند بدرود

  2. جمال حق گو

    آقا سیامک از اینور و اونور مینویسید ولی راجع به کنگره ساکتید. دیگران در فیس بوک غوغا راه انداختند و صحبت از جاسوسان انگلیس میکنند. نظرت چیست؟

  3. سیامک

    دوست گرامی آقای جمال حق گو.

    برآیند کنگره هفتم حزب توده ی ایران در دست بررسی است. در انجام این کار ما شتابی نداریم، بلکه ما به جای دادوفریادهای بی پایه و یا کم پایه با بردباری به بررسی و واکاوی درون مایه این سند برجسته خواهیم پرداخت.

    ما همان گونه که برخورد امنیتی با برون ماندگان حزب را درست نمی دانیم، چفته (اتهام) زدن به رفیقان درون حزبی را هم نه تنها نادرست می دانیم بلکه کاری بسیار زیان آور برای گفت و گو میان توده ای ها می دانیم.

    جای شگفتی است که کسانی که تا دیروز با این “جاسوسان غرب” هم خانه بوده اند، به ناگهان با بی پروایی و بی آن که حتا یک برگه (مدرک) به پیش بگذارند، با آبروی رفیقان دیروز خود این گونه بازی می کنند. ای کاش، این رفیقان به جای این کار بسیار زشت، ناجوان مردانه و نارفیقانه به بررسی دیدگاه های این رفیقان می پرداختند.

    همیشه کنجکاو باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *