سخن روز شماره ۲
۱۱ شهریور ۱۴۰۱، ۲ سپتامبر ۲۰۲۲
مارکس می گوید:
»هدفی که برای اجرایش وسایل نادرست ضرور باشد، هدف درستی نیست.«
لنین می گوید:
»پرولتاریا هرگز به افتراء متوسل نمی شود. پرولتاریا نه با سخن افتراء آمیز، بلکه با سخن حق عمل می کند.«
(احسان طبری، نوشته های فلسفی و اجتماعی-جلد ۱-صفحه ۲۵۴)
گویا برخی ها هدف های “توده ای ها” را نمی دانند و یا آن را فراموش کرده اند. امید است که این نوشته پاسخ روشنی باشد برای برخی از این گونه پرسش ها.
روشن است که هر تارنگاشت سیاسی یک هسته گردانش دارد که گرداننده آن تارنگاشت است. این هسته بر پایه ی هدف های کلان پذیرفته شده گروه، جستارهایی که باید نوشته شود را گزینش می کند و پیش از پخش نوشته پایان یافته آن را بررسی و در باره ی آن داوری می کند.
هدف های زیر از وظیفه های برجسته ما هستند که با همکاری رفیق زنده یاد عاصمی از میان هدف های بسیار گل چینی شده اند.
- روشن گری در باره ی سرشت درونی نظام سرمایه داری اسلامی و روبنای ولایت فقیهی آن و نشان دادن پیوند آن ها با هم و پافشاری بر پیوند وظیفه دموکراتیک و وظیفه سوسیالیستی ”چپ” انقلابی
ما باوری به دموکراتیزه کردن رژیم فقیه و دگرگونی خط اقتصادی نئولیبرالیستی آن از درون نداریم. به باور ما نبرد “که بر که” با پیروزی ضدانقلاب و شکست انقلاب بیش از سه دهه است که به پایان رسیده است. ”چپ” انقلابی باید برای آزادی های دموکراتیک بجنگد و از جنبش های آزادی خواهی زنان، جوانان و روشن اندیشان پشتیبانی کند.
برای همین، یکی از وظیفه های برجسته ”چپ” انقلابی برپایی اتحادهای بزرگ اجتماعی علیه رژیم واپس گرای ولایت فقیه است، ولی این وظیفه نباید به بهای کنار گذاشتن وظیفه سوسیالیستی ما و فراموشی پیش گذاری “طرحی نو” انجام شود. این دو وظیفه را نه تنها نباید در برابر هم گذاشت، بلکه باید پیوند دیالکتیکی آن را به هم نشان داد.
برای همین روشن گری در باره ی خط اقتصادی نئولیبرالیستی همه ی دسته های درون و پیرامون جمهوری اسلامی و پیش گزاری یک برنامه ملی- دموکراتیک که هموار ساز راه سوسیالیسم است، از برجسته ترین وظیفه ما نیز هست.
- روشن گری در باره ی سیاست شیعه سازی جمهوری اسلامی که ناسازگار است به یک سیاست ضدامپریالیستی
به دید ما، ژئوپلتیک رژیم بر پایه گسترش شیعه برنامه ریزی شده است و همه ی گام های این رژیم در خاورمیانه برای پیاده کردن این هدف است. این سیاست با دمیدن آقای خمینی در شیپور “صدور انقلاب اسلامی” و شعار پندارگویانه “از کربلا تا قدس” (که حزب توده ی ایران هرگز نپذیرفت و هزینه این “سرپیچی” را با جان بهترین فرزندان خود پرداخت) آغاز شد و پس از نوشیدن زهر از سوی خمینی زیر نام های دیگر هم چون “ام القری” دنبال شد. سیاست نادرست شیعه سازی خاورمیانه، کم و بیش اگر چه با شیوه های گوناگون از سوی همه ی دولت های گوناگون جمهوری اسلامی پیاده شده است. این سیاست با تنش آفرینی در خاورمیانه، به هدف امپریالیست ها برای پدید آوردن چنددستگی و جنگ مذهبی در خاورمیانه کمک می کند و بهانه ای برای بودن (حضور) همیشگی نیروهای جنگی امپریالیسم در خلیج فارس شده است و هم چنین مایه افزایش فروش جنگ افزارهای شرکت های انحصاری نظامی به کشورهای دوروبر خلیج فارس می شود.
برای همین ما به روشن گری در باره ی دیدگاهی می پردازیم که با “ضدامپریالیستی” خواندن سیاست برون مرزی رژیم، نبرد علیه دیکتاتوری و برای آزادی و کنش در نبرد طبقاتی کارگران را با “ثانوی” خواندن این تضادها به فراموشی می سپارد.
- روشن گری در باره ی اقتصاد نئولیبرالیستی سرمایه داری جمهوری اسلامی که ناسازگار است با سیاست “نگاه به شرق”
همان گروهایی که سیاست برون مرزی رژیم را “ضدامپریالیستی ” می دانند، هر گونه نزدیکی رژیم به روسیه و چین را با “نگاه به شرق” خواندن آن گردش به چپ هم می دانند. آن ها فراموش می کنند که جمهوری اسلامی با پذیرش و پیاده کردن نسخه نئولیبرالیستی اقتصاد سرمایه داری نه تنها ضدامپریالیست نیست، بلکه با همه ی پیامدهای تحریم، هنوز پیوندهای ژرف با اقتصاد امپریالیسم جهانی دارد.
- روشن گری در باره ی نیروهای راست درون، پیرامون و برون جمهوری اسلامی
به دید ما، همه ی نیروهای راست خواهان راه رشد اقتصادی سرمایه داری ددمنشانه هستند. راست گرایان نه تنها با ساختار اقتصادی– اجتماعی جمهوری اسلامی در جنگ نیستند، بلکه همه ی تلاش خود را خواهند کرد که این دستگاه دست نخورده به دست خود آن ها بیفتد. نیروهای راست چیزی فراتر از سرمایه داری بی “عبا و عمامه” نمی خواهند.
افزون بر این، همه ی نیروهای راست نه تنها با امپریالیسم در جنگ نیستند، بلکه برخی هاشان تا مرز چاکری بی چون چرا امپریالیسم هم پیش رفته اند.
- پشتیبانی از هم آهنگی میان گروه های پراکنده توده ای و نبرد با حزب توده سازی رژیم
“توده ای ها” هم واره تلاش کرده است که به همه ی توده ای ها برای گفت و گو با یک دیگر انگیزه بدهد. “توده ای ها” تنها تارنگاشت توده ای است که به پخش دیدگاه های دیگران حتا ناهمساز با دیدگاه خود پرداخته است. “توده ای ها” تلاش کرده است، تا خانه ای برای گفت و گوی آزاد و روشن گر در چارچوب زبانی ارج مند باشد.
“توده ای ها” نه تنها خود را در برابر حزب توده ایران ایران نمی بیند، بلکه با هر گونه تلاشی با حزب توده ی ایران ساختن دیگری در ستیز است. خوش بختانه، با هوشیاری همه ی توده ای ها، کوشش رژیم برای برپایی حزب توده ی ایران “دست آموز”، بارها به شکست انجامیده است. هم زمان ما باید بگویم که تنها راه نبرد با برنامه های دشمن برای پاره پاره کردن حزب را گفت و گو میان توده ای ها می دانیم.
اگر کسی بر این باور هست که نوشته های رفیق عاصمی برای کم توان کردن حزب توده ی ایران (به زبان برخی ها “نامه مردمی ها”) بوده است، به کژراهه رفته است. رفیق عاصمی صددرصد خواهان یک پارچگی حزب توده ی ایران بوده است. نوشته های رفیق همیشه سویه آموزشی داشته است و بیش تر برای آموزش کادرهای جوان درون حزب نوشته می شد و در آن جاهایی که ایشان دگرگون کردن برنامه ریزی شده خط مشی پذیرفته شده کنگره ششم را می دید، به روشن گری در باره ی دیدگاه “جناح راست” در حزب توده ی ایران می پرداخت (ولی هیچ گاه خواهان زدایش (حذف) و برون رانی “جناح راست” از حزب توده ی ایران نبود).
ایشان نه تنها خواهان کم توان کردن حزب و حتا بدتر از آن دشمنی با حزب نبود، بلکه بارها درخواست رسمی بازگشت به همین حزب توده ی ایران را به رفیق خاوری و دیگر رفیقان داده بود که شوربختانه پذیرفته نشد. بزرگ ترین دریغ، افسوس و اندوه او پیش از مرگ، همین مردن در برون از خانه ی طبقاتی خود بود. پس اگر کسی در اندیشه نبرد با حزب توده ی ایران و نابودی آن است، باید با استواری به او گفت که خط او هیچ هم خوانی با خط رفیق عاصمی ندارد.
- پشتیبانی از هم کاری میان گروه های ”چپ” سوسیالیستی
به دید ما، اگر ما بخواهیم که جبهه ضددیکتاتوری را بسوی ”چپ” بکشانیم، باید با یک صدا و یک برنامه گام به درون چنین جبهه ای بگذاریم. “چپ” انقلابی تنها با هم آهنگی هم می تواند به سازماندهی نیروهای طبقاتی خود بپردازد و آن چنان نیرومند شود که بتواند نیروهای میانی را به دنبال خود بکشاند. “چپ” انقلابی برای پیروزی در نبرد خود با نیروهای راست، در همه ی زمینه ها به هم اندیشی، هم کاری و هم گامی نیاز دارد.
اگر ”چپ” بر پراکندگی خود پیروز نشود و دهان بدگویی در باره ی هم دیگر را نبندد، بدان گاه از کانون نبرد در پیش به برون رانده می شود و فروپاشی رژیم به سود نیروهای راست و امپریالیسم خواهد بود. ”چپ” ها برای فراهم کردن شرایط ذهنی انقلاب به هم کاری با هم نیاز شتابان دارند. باید به یاد داشت که “چاره رنج بران وحدت و تشکیلات است” و برای انجام این کار پیش آهنگان این رنج بران نیاز به هم اندیشی، هم کاری و هم گامی در نبرد با سرمایه داری دارند.
- هواداری از جهان چند قطبی
باید با هر شیوه ای با یکه تازی امپریالیسم نبرد کرد. پیامدهای ناگوار یک قطبی بودن جهان را، ما در سه دهه گذشته دیدیم؛ امپریالیسم با یورش ها، دست یازی ها و پرخاش گری های خود چندین کشور را به مرز نابودی کشانده است. برای همین، ما هر گونه تلاشی در راه چند قطبی کردن جهان را کوششی درست می دانیم. کشورهای گوناگون به دلیل های گوناگون و حتا گاهی با اندیشه ای واپس گرا می توانند خواهان چندقطبی کردن جهان باشند. حتا اگر تلاش برخی از این کشورها برای چند قطبی کردن جهان، گذرا و برای گرفتن برتری (امتیاز) از امپریالیسم باشد، باید آن را کاری درست دانست. باید یادآوری کرد که تلاش برای چند قطبی کردن جهان به معنا ضدامپریالیستی بودن نیست. هر کشور ضدامپریالیست بی گمان خواهان جهان چند قطبی کردن جهان است، ولی هر کشوری که خواهان جهان چند قطبی است به بایست (لزوما) ضدامپریالیست نیست.
- سیاست ضدامپریالیستی
تضاد میان خلق های میهن ما و امپریالیسم را نباید فراموش کرد. با درهم آمیزی انحصارهای صنعتی و بانکی با هم و چیرگی انحصارهای بانکی این انحصارها توانستند که دستگاه های فرمان روایی کشورهای خود را در دست خود گیرند. امپریالیسم دارای سرشت اقتصادی، سیاسی، جنگی و امنیتی است. جنگافروزی یکی از سرشت های بنیانی نظام امپریالیستی است که برای سودورزی و پاسبانی از برتری صنعتی و منافع اقتصادی آن به کار برده می شود. بنابراین گنده گویی و یا حتا ایستادن در برابر این و یا آن زورگویی امپریالیسم، بی آن که منافع اقتصادی امپریالیسم را با در پیش گیری یک اقتصاد ضد نئولیبرالیستی زیر ضربه بگیرد یک سیاست ضدامپریالیستی نیست.
- پشتیبانی از جمهوری خلق چین
هدف امپریالیسم امریکا و غرب آن است که با همه ی نیرو جمهوری خلق چین را کم توان کنند و تا آن جا که شدنی است آن را به زانو در آورند. خلق های جهان می دانند که دست آوردهای بی همانند جمهوری خلق چین با کاربرد نوآفرینی (خلاق) اندیشه های مارکس و لنین و با یادگیری از آموخته های گران بهای اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی شدنی بوده است. برای همین آن ها تلاش می کنند در همه جا از آسیا تا امریکاى لاتین و آفریقا چین را تنها کنند.
خوش بختانه، چین هر روز دوستان بیش تری در آمریکای لاتین و آفریقا می یابد و هم اکنون بزرگترین دادوستد کننده بازرگانی با پرو، شیلی و برزیل است. هم اکنون کوبا، مکزیک، نیکاراگوئه، کلمبیا، ونزوئلا، شیلی، پرو و آرژانتین و بزودی برزیل دولت های دست چپی دارند که خواهان دوستی با چین هستند.
پشتیبانی از جمهوری خلق چین به دلیل های بسیاری برجسته است. دلیل روانی آن این است که خودباوری (اعتماد بنفس) کمونیست ها را در جهان افزایش می دهد. تردیدی نیست که پس از پیروزی گذرا ضدانقلاب در اردوگاه سوسیالیسم، ساختمان باور بسیاری از کمونیست ها به پیروزی سوسیالیسم بر سرمایه داری واژگون شد. بالیدن به پیروزی های بزرگی که سوسیالیسم چینی در زمان بسیار کوتاه تاریخی به آن دست یافت، باور به برتری نظام سوسیالیستی در نزد کمونیست ها را نیرومند می کند. دوم این که برای پیروزی انقلاب ملی- دموکراتیک، کشورهایی مانند میهن ما نیاز به یک اقتصاد نیرومند مستقل و ملی دارند که تنها به کمک جمهوری خلق چین پایه گذاری آن شدنی است. جمهوری خلق چین هم تکنولوژی نیازمند پای گزاری به راه رشد غیر سرمایه داری را دارد و هم سیاست کمک رسانی آن به گواه همه ی کشورهایی که از این کمک برخوردار شده اند، با شرط پیاده کردن اقتصاد نئولیبرالیستی انجام نمی شود. اگر چه کمر کمونیست ها زیر غم فروپاشی اردوگاه سوسیالیسم شکست، ولی با سری افراشته امروز باید از دست آوردهای بزرگ سوسیالیسم در چین پشتیبانی کنند و به دام “امپریالیسم” بودن جمهوری خلق چین که امپریالیسم غرب و امریکا انداخته اند نیفتاد.
در پایان باید افزوده شود که خوانندگان اگر به شماره های چند ماه گذشته “توده ای ها” نگاهی بیندازند در می یابند که کم و بیش به همه ی این جستارها پرداخته شده است.
روش و شیوه ای که ما هم اکنون در روشن گری خود به کار می بریم، در هم سنجی با گذشته کمی دگرگون شده است. تلاش ما بر این است تا به بررسی دیدگاه ها بپردازیم و ابزاری به دست خواننده بدهیم، تا او بتواند این دیدگاه ها را در هر کجا که می بیند شناسایی کند و نکته های درست و نادرست یک دیدگاه ویژه را به یاد بیاورد.
چسباندن یک دیدگاه ویژه به یک گروه دو نادرستی دارد. یک- به هواداران آن گروه انگیزه نمی دهد تا نوشته را بخوانند دو- دیدگاه را تنها به یک گروه ویژه پیوند می دهد.
با این همه، در آن جایی که نام آوردن می تواند برای روشن گری سودمند باشد، ما هیچ ترسی از کاربرد آن نداریم.
روشن است در انجام یک کار گروهی، رفیقان گوناگون وظیفه های گوناگونی را بر گردن خود می گیرند. یکی جستار را برمی گزیند، یکی داده ها و دانسته ها را گردهم اوری می کند، یکی می نویسد، یکی ویراستاری می کند، همه بازبینی می کنند و یکی پخش می کند. هر اندازه هم که یک گروه کوچک باشد، باید این وظیفه ها را میان خود بخش کند و انجام دهد.
بدین گونه، آن که قلم به دست است، دیدگاه گروه را پژواک و بازتاب می دهد و فشرده به پیش روی خوانندگان می گذارد. برای همین هم، چون که پیمان پایی به خط مشی و پای بندی به خرد گروهی سرشت نوشته ها را کم و بیش یک دست می کرد و می کند، در گذشته کسانی نوشته بودند که “این سیامک همان خود عاصمی است ” .

سیامک عزیز. این حرفها به جای خود.
نظر شما به طور مشخص در مورد افشاگریهایی که شخص معلوم الحالی به اسم عصری که با مدارک ثابت میکند که جاسوسان غرب در حزب نفوذ کرده اند چیست؟
بدرود
هدف این نوشته این بود که از وارد شدن به این گونه لجن پراکنی ها پرهیز کنیم. اما بعضی ها نمیگذارند که ما به کار اساسی خود بپردازیم.
برای ما این سخنان آقای عصری چیز تازه ای نیست، قبلن هم شنیده بودیم. حرفهای زیادی در آن ویدئو زده شده که ما نمی خواهیم وارد بحث در مورد آنها شویم.
تنها به یک نکته اشاره شود که چسباندن خلاقانه رفیق امیدوار به این و آن دستگاه امنیتی از طرف آقای عصری صحیح نیست.
رفیق امیدوار را رفیق عاصمی به عنوان مسوول انگلستان انتخاب کرد.
رفیق عاصمی میگفت که برای حل و فصل درگیری میان مسوولان انگلیس به آن جا فرستاده شد و جوانی که کتاب دو تاکتیک سوسیال دموکراسی لنین را در دست داشت نظرش را جلب کرد که نظرات و پیشنهادهای سازنده ای را مطرح میکرد. در میان خیلی ها که به دلایل مختلف علاقه به انجام این وظیفه نداشتند و دیگران که رفیق عاصمی صلاحیت آنها را تایید نکرد رفیق عاصمی رفیق امیدوار را انتخاب کرد.
اگر بالا آوردن امیدوار برنامه دستگاه های امنیتی غرب بوده است، پس رفیق عاصمی هم به عنوان اولین فردی که عامل این بالا آوردن بود، بزرگترین شریک این جرم است!! و احتمالا دستگاه امنیتی غرب او را برای اینکار خرید!!!
خوب مسلم است که هیچ عقل سلیمی این گونه حرفها را قبول نمی کند.
در ثانی به زیر سوال بردن کل اعضا و رهبری حزب با انگشت گذاشتن به روی آقای امیدوار که فقط سخنگوی حزب است کار بسیار زشتی است.
توده ای ها صادق نباید گوش به لجن پراکنی ها و حدس و گمانهای بی اساس بدهند. باید به تمرکز به روی کار اساسی، یعنی مبارزه علیه دیکتاتوری ولی فقیه و نظام سرمایه داری اسلامی و امپریالیسم ادامه دهند. هر حرف و یا عملی که توده ای ها را از انجام این هدفهای اساسی به دور کند انحرافی است.
سیامک گرامی متن جالبی در زمینه روشن کردن مواضع سایت “توده ای ها” است. خسته نباشید. با توجه به پیام هفتمین کنگره حزب برای وحدت همه توده ای ها که علیه دیکتاتوری ولی فقیه و نظام سرمایه داری اسلامی و امپریالیسم مبارزه می کنند آیا تلاشی از سوی توده ای ها برای گفتگو با رهبری حزب صورت گرفته است؟
با سپاس فراوان از رفیق ارج مند مسعود.
رفیق مسعود گرامی پرسش و یا سفارش به جای شما در روند بررسی است.
پیروز و کامیاب باشید