فروپاشی جمهوری اسلامی دیر و زود دارد، ولی سوخت و سوز ندارد!

image_pdfimage_print

مقاله ۶/۱۴۰۲
۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۲، ۶ مه ۲۰۲۳

پیش گفتار

با نگاهی به جامعه ما در می یابیم که جمهوری اسلامی دیگر هرگز نمی تواند که جامعه را به روزهای پیش از جنبش “زن زندگی آزادی” بر گرداند. این جنبش مرز ترس را شکسته است و ماده شیرهایی به میدان فرستاده است که از لاش خوری و زوزه کفتارهای رژیم نمی ترسند.

آن چه که روشن است این است که چهل سال تلاش خستگی ناپذیر و پیوسته جمهوری اسلامی برای مغزشویی دودمان های پس از انقلاب راه به جایی نبرده است و کف گیر رژیم ولایت فقیه به ته دیگ خورده است، جادویش دگر کارساز نیست.

هم اکنون همه به روشنی می بینند که بخش بزرگی از مردم ما به ویژه لایه های پایینی جامعه و فرودستان دیگر نمی خواهند که مانند گذشته زندگی کنند و جمهوری اسلامی هم دیگر نمی تواند مانند گذشته فرمان روایی کند. ولی این حقیقت آشکار هنوز به معنای توان مردم برای واژگون کردن دستگاه بزرگ بهره کشی، ستم و زور، شکنجه، زندان، دزدی و دوست بازی نیست. هنوز جامعه به آن پختگی ذهنی برای انجام این کار نرسیده است. گناه بخش بزرگی از این نبود شرایط شایسته ذهنی بر دوش نیروهای ”چپ” است که هر کس آن در شیپور جنگ خود می دمد و نیازی به یک گردان یگانه و سازماندهی شده در برابر لشکر بهره کشان و دزدان و بی خردان واپس گرا نمی بیند. کرختگی و تنبلی ذهنی برخی ”چپ” ها تا به دان جا رسیده است که آن ها به جای تلاش برای فراهم کردن شرایط ذهنی انقلاب این کم بود را بهانه ای برای هواداری از این و یا آن لایه در درون و یا پیرامون جمهوری اسلامی کرده اند. این نوشته را باید یک بیدارباش به کسانی دانست که هنوز باور به نجات کشتی سوراخ شده جمهوری اسلامی دارند. جمهوری اسلامی به آن اندازه آلوده، چرکین و ناکارآمد است که نشانه های پیش از مرگ این بیمار را در همه ی زمینه می بینیم.   

جوانان به آن اندازه دورویی، دزدی، آلودگی و دروغ از این دستگاه ایدیولوژیک دیده اند که دیگر نه تنها کششی به آن ندارند، بل که از آن بی زار هستند. این جوانان برای دوری از این دستگاه که دین را ابزار زر، زور و تزویر (شریعتی) کرده است، به سوی آرمان های نوینی می روند. اگر ما این جوانان کنجکاو و جویا را به بهانه لیبرالیسم خواهی از خود برانیم و بدتر از آن به آن ها بتازیم، بی ریب نبردگاه ایدیولوژیک را به هواداران ریز و درشت سرمایه داری و دوستان امپریالیسم می سپاریم. به جای آن، باید دست ها را بالا زد و به آموزش این جوانان پرداخت. باید پیوند میان جنبش آزادی خواهی با جنبش کارگری را تنگ تر و نزدیک تر کرد.   

در زیر ما به بررسی نکته ها و داده هایی می پردازیم که از رسانه های خود جمهوری اسلامی برون آورده شده است. خواننده بی هیچ تردیدی، با خواندن این داده ها و بررسی این روی دادها در می یابد که جمهوری اسلامی هیچ توان و خواستی برای رهبری درست جامعه ندارد و تنها گاه گاهی مانند یک شیر بی یال و دم در بوته ی واپس گرایی به غرش می پردازد

واپس گرایی 

ولی انگار زمینه های واپس گرایی رژیم را اندازه و مرزی نیست.

خانم ناهید تاج الدین نماینده اصفهان در مجلس شورای اسلامی گفته است که آمار کودک کاری در میهن ما تا هفت میلیون کودک را در بر می گیرد. کودکان دختر برای نجات خانواده خود به همسری فروخته می شوند. هیچ گونه آماری در این باره در دست رس نیست، ولی از شمار طلاق های دختران خردسال می توان ژرفای این دشامد (فاجعه) اجتماعی را دریافت. این دختران بی گناه به جای رفتن به آموزش گاه و دبیرستان، دوران کودکی خود را در تاریک خانه ها به سر می برند. در کنار این پدیده ناگوار چندزنی و همسرکُشی نیز یکی از پیامدهای واپس گرایی رژیم ولایت فقیه هست که گسترش یافته است.

جمهوری اسلامی که زنان را برای نداشتن روسری یا پوشش “نادرست” موی سر به زندان می فرستد، نه تنها هیچ چالشی با تن فروشی زنان ندارند، بل که حتا آن را زیر نام های دینی گسترش هم می دهد. تارنگاشت های آزمند برای دستیابی به پول، روسپی گری را با “دعای خیر” جمهوری اسلامی زیر نام “صیغه” روا می دارند.

جمهوری اسلامی مانند کبکی سر به زیر برف کرده گرایش (تمایل) جنسی جوانان را نادیده می گیرد و هیچ آموزشی در باره ی چگونگی آمیزش جنسی درست به جوانان داده نمی شود. برای همین آمار ناگوار سقط جنین هر سال افزایش می یابد. به گفته سلیمان حیدری، مدیرکل مرکز نظارت و اعتباربخشی امور درمان وزارت بهداشت نزدیک به  ۸۰ درصد این سقط جنین‌ها غیرقانونی انجام می‌شود. هیچ آماری در باره ی زنانی که زیر دست این گونه “پزشکان خانگی” جان می سپارند در دست نیست.

جمهوری اسلامی شراب را حرام می داند و شراب نوشان را روانه زندان می کند، ولی نه تنها چالشی با کاربرد مواد مخدر ندارد، بل که به گفته آقای علی هاشمی، رییس مبارزه با مواد مخدر شمار بنگی های (معتادان) از مرز پنج میلیون هم گذشته است و روزانه جوانان بیش تری به کاربرد آن می پردازند.

واپس گرایی رژیم تا به آن اندازه گریبان گیر مردم شده است که به گفته وزارت فرهنگ و گردشگری ترکیه،  با این همه شهرها، روستاها و طبیعت زیبا و ساختمان های باستانی تاریخی در میهن ما، ۲۵۰ هزار ایرانی در روزهای نوروزی به ترکیه سفر کرده‌اند.

سرکوب بی حجابی

پاسداران رژیم پیرزن ۵۹ ساله ای را که به پشتیبانی از نوه های بی روسری خود با آن ها درگیر شده بود، با خون سردی کشتند. پیرزنی را کشتند که جوانی خود را با داشتن روسری به پیری رسانده بود. گزمگان بی شرم رژیم، حتا پیکر بی جان این پیرزن را برای خاک سپاری به خانواده او ندادند.

ما پیش تر گفته بودیم که بورژوازی تجاری- سنتی و بورژوازی نظامی که پای گاه در میان مسلمانان واپس گرا دارند نمی توانند در برابر چالش حجاب به سازش بپردازند. در هفته های گذشته دیدیم که برای رژیم پیروزی کم هزینه در برابر زنان بی روسری تا چه اندازه  برجسته است.    

آقای تاج زاده اصلاح خواه سخن از همه پرسی در باره ی حجاب گفته است. آقای علی خامنه‌ای، در دیدار با شماری از دانشجویان بسیجی در باره ی همه پرسی در باره ی حجاب گفت: «کجای دنیا این کار را می‌کنند؟ مگر همه مردم که باید در رفراندوم شرکت کنند امکان تحلیل این مسئله را دارند؟ این چه حرفی است؟» تسنیم روز جمعه ۱۸ فروردین به گفته  محسنی اژه‌ای رئیس قوه قضاییه جمهوری اسلامی می نویسد: «اگر بخواهیم این مسائل را صرفا با بگیر و ببند حل کنیم، هزینه‌ها بالا می‌رود و شاهد اثربخشی مطلوب نخواهیم بود».

پیروزی در نبرد با زنان بی روسری آن چنان برای رژیم برجسته هست که آقای لاریجانی نیز که پیش تر دید ملایم تری داشته است زیر فشار به ناگزیر دید خود را در باره ی حجاب دگرگون کرد. محمدجواد لاریجانی برپایی رفراندوم برای “احکام اسلام” را نادرست دانسته است و می‌گوید: «این خلاف قانون اساسی است و نمی‌تواند موضوع رفراندوم باشد.»

غلامعلی حداد عادل، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و رئیس فرهنگستان ایران،  و داماد خامنه ای گفت  که «دشمن برای بی حجابی در ایران برنامه دارد و ما هم برای مقابله با دشمن و دفاع از حجاب باید برنامه داشته باشیم. » آقای حداد ناخواسته پذیرای چالش بزرگی که جمهوری اسلامی در باره ی حجاب با آن روبرو است می شود و می گوید که «از نقشه های دشمن این است که جامعۀ ما را در قضیه حجاب دو قطبی کند تا عده‌ای به جان عده‌ای دیگر بیفتند. »

سرکوب بی حجابی نماد نبرد جمهوری اسلامی علیه آزادی زنان شده است. پس از نشست های فراوان برای چاره جویی این چالش بزرگ و با این که بسیاری از سردمداران جمهوری اسلامی سخن از پرهیز از زور  گفته اند، مانند همیشه رژیم چاره ای فرای زورگویی نمی بیند و گزمگان را به خیابان ها می فرستد. «سردار رادان» فرمانده کل انتظامی کشور می گوید که « موضوع کشف حجاب یکی از دغدغه های مهم مردم متدین و آحاد جامعه است». او در برخورد با زنان بدحجاب در سه حوزه «معابر عمومی ، خودرو و اماکن» سخن می گوید که «بصورت جدی عمل می‌شود».

هم زمان با این دل سوزی در باره ی حجاب زنان رژیم هنوز هیچ کاری در باره ی «مسمومیت» دختران دانش‌آموز انجام نداده است.

ویرانی محیط زیست

بر پایه یک گزارش محرمانه وزارت نفت که در فضای مجازی پخش شده است، تنها یک سوم بنزین تولیدی کشور استانداردهای یورو ۴ دارد و بخش بزرگی از بنزین تولیدی غیراستاندارد است. ما هفتمین کشور تولید کننده گازهای گل خانه‌ای هستیم .

مازوت‌سوزی در کشور بیش از ۱۳ درصد افزایش یافته است و روزانه بیش از ۲۴ میلیون لیتر و گاهی ۴۲ میلیون لیتر مازوت در نیروگاه‌ها به کار برده می شود. در سال گذشته در پی مازوت‌سوزی گسترده و کاربرد بنزین نادرست برخی از کلان‌شهرهای کشور مانند تهران و اصفهان  تنها سه روز هوای پاک داشتند. در کنار این ها باید آلودگی برخاسته از ریزگردها، آتش زدن زباله‌ ، جنگل سوزی و چمن زار سوزی را به آن افزود.

شرایط آب از هوا بهتر نیست. سد سازی بدون برنامه، آب ها و رودخانه های آلوده، آلودگی دریای مازندران  و تالاب ها مایه تنش آبی ، فرونشست ها شده است. کاربرد کود شیمیایی در کشاورزی آب شیرین را نیز آلوده کرده است. کالاهای خوراکی روزانه مردم مانند برنج، سبزیجات، میوه ها  و نان  از فراورده های شیمیایی پر است.

آلودگی دستگاه فرمانروایی

یک بار دیگر آلودگی و دزدی دستگاه دولتی سر خط روزنامه های درون کشور شد. احمد علیرضابیگی، نماینده مجلس از تبریز از  واگذاری ۷۵ دستگاه خودروی شاسی‌بلند به نمایندگان برای جلوگیری از استیضاح یک وزیر سخن گفت.

به گزارش  «رویداد ۲۴»، او می گوید: «این‌که ۷۵ خودرو با مدل‌های فیدلیتی و دیگنیتی از خودروسازی بهمن خودرو وارد مجلس شده است و من مطرح کرده بودم، تایید هیات رییسه مجلس را هم دارد. ما در مجلس به صورت جدی می‌خواهیم تکلیف این موضوع روشن شود تا این شائبه از مجلس برداشته شود.»

روشن گری در باره دستگاه چرکین دولتی از نقش خود رییس جمهور نیز در خریدن آشکار نمایندگان مجلس برای هدف های سیاسی پرده برداری می کند. علیرضابیگی می گوید که ابراهیم رئیسی، رئیس حمهوری از واگذاری این خودروها به مجلس آگاه بوده است. علیرضابیگی با انتقاد از این کار می گوید که این گونه کارها در «مناصب قدرت، آلودگی ایجاد می‌کند.»

نبود آزادی

ستم و زورگویی جمهوری اسلامی به لایه های گوناگون اجتماعی مرزی ندارد، ولی ستم به کارگران و آزادی خواهان از همه بیش تر است و هزینه ایستادگی آن ها بسیار بالاتر از دیگر طبقه ها و لایه ها است.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران چند روز پیش از روز جهانی کارگر  گزارش داده بود که مزدوران رژیم با یورش به خانه محمد حبیبی، سخنگوی کانون صنفی معلمان تهران، او را هم راه با برخی از کنش گران کارگری و صنفی بازداشت کردند. محمد حبیبی، به تازگی پس از ۱۰ ماه از زندان آزاد شده بود. در پی این یورش ریحانه انصاری‌نژاد، عسل محمدی، هیراد پیربداقی، آنیشا اسدالهی، سروناز احمدی، کامیار فکور، حسن چرتابی، ژاله روحزاد، احمد حیدری، و الدوزهاشمی بازداشت و به زندان اوین روانه شدند.

به گزارش حقوق بشر، هرانا، در یک سال گذشته دست‌کم یک هزار و ۶۱۶ نشست ها و اعتصاب کارگری برگزار شده است که همه آن ها با سرکوب دستگاه‌های امنیتی و قضائی جمهوری اسلامی روبرو شده است.

کارگران به بهانه های گوناگون پیش پا افتاده ، مانند تلاش برای برگزاری جشن روز جهانی کارگر بازداشت می شوند. گزمگان رژیم روز شنبه ۹ اردیبهشت به خانه کنش گر صنفی محسن عمرانی نیز یورش بردند و او را هم راه خود به جای نا گفته ای بردند.

اقتصاد ورشکسته

هنگامی که نرخ تورم کالاهای خوراکی به گفته رسانه های خود جمهوری اسلامی از مرز پنجاه درصد هم گذشته است، جمهوری اسلامی با افزایش سی درصدی دست مزد سر کارگران، کارمندان و بازنشستگان را کلاه می گذارد. به گزارش «مردم‌سالاری آنلاین»، بهای کالاهای خوراکی در یک سال ٨١ درصد افزایش یافته است. «جلال محمودزاده»، نماینده مهاباد در مجلس می گوید که بهای برق و گاز هم تا ٧٠ درصد افزایش داشته است.

«شورای‌عالی کار» با پذیرش پنج میلیون و سیصد هزار تومانی حداقل دست مزد شرایط زندگی کارگران را حتا از پیش بدتر کرده است.   این افزایش دست مزد کارگران روزمزد یا پیمانی را دربر نمی گیرد. حسین رسولی دبیر اجرایی خانه کارگر تشکیلات خراسان رضوی نیز گفته است که «پنج درصد کارگران قرارداد دائم و ۹۵ درصد آن‌ها قرارداد موقت دارند که در این نوع قرارداد کارگر مزد کمی دریافت می‌کند

حتا خانه کارگر دست ساخته رژیم می‌گوید که حداقل دستمزد کارگران هزینه نُه روز از زندگی یک خانواده کارگری است. به گزارش وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، یک‌سوم جمعیت کشور به زیر خط «فقر مطلق» کشیده شده‌اند. چند روز پیش از روز جهانی کارگر چهار هزار کارگر پیمانکاری پارس جنوبی از کار برکنار شده‌اند.

بی آیندگی، ناامیدی، گرانی سرسام‌آور، بی کاری، شرایط ناپایدار سیاسی در جمهوری اسلامی شور ازدواج  و فرزندآوری را در جوانان کشته است. خبرگزاری تسنیم با گفت آوردی از  علی‌اکبر محزون، مدیر کل وقت دفتر آمار و اطلاعات جمعیتی سازمان ثبت احوال نوشت که هر سال آمار ازدواج کاهش و میانگین سن ازدواج افزایش می‌یابد. مدیر کل سلامت وزارت بهداشت آقای حامد برکاتی به ایسنا گفت که شمار نوزادان در ۴ سال گذشته ۲۵ درصد کاهش داشته است. به گزارش پای گاه تارنگاشتی وزارت علوم، قاسم عموعابدینی در بخش‌نامه‌ای از “استادان راهنما” خواست که به دانش جویان شور ازدواج و کودک زایی بدهند. در برابر هر دانشجوی باردار یا دارای نوزاد شیرخوار “استادان راهنما” پاداش دریافت خواهند کرد.

رئیسی در برنامه انتخاباتی خود سخن از ساختن چهار میلیون خانه برای مردم کرده بود، ولی هم اکنون  «مهرداد بذرپاش»، وزیر راه و شهرسازی خود دولت رئیسی، می گوید ساختن چهار میلیون خانه شدنی نیست.

به گزارش ایلنا، ویدا پرویزی رئیس خانه پرستار استان فارس در باره سیل‌زدگان شیراز می‌گوید: محله‌های فقیرنشین مثل سلطان‌آباد، سعدیه، بلوار شهید بطائی و دیگر مناطق از نظر بهداشت و درمان وضعیت بسیار نامساعدی داشتند. حتی با یک زن باردار مواجه شدیم که بعد از ۵ ماه هنوز به هیچ پزشکی مراجعه نکرده بود. اتاق برخی خانه‌ها در نداشتند و خانه‌های زیادی تخریب شده بودند. حتی کف خانه‌ها فروکش کرده بود.

در روزهای نخست سال نو  نرخ دلار به ۵۵ هزار تومان افزایش یافت و نرخ یورو نیز در بازار آزاد ایران  به ۵۸ هزار و ۹۵۰ تومان، و نرخ پوند بریتانیا به ۶۶ هزار و ۷۰۰ تومان رسید.

مردم در برابر اقتصاد ورشکسته، شکاف طبقاتی، واپس گرایی و آلودگی هوا و آب خاموش نیستند، بل که کارگران و آزادی خواهان در برابر این هم بدبختی که جمهوری اسلامی به سر مردم سرازیر کرده است ایستادگی می کنند و به نبرد می پردازند.

پیوند جنبش آزادی خواهی با جنبش طبقاتی

شمار اعتصاب‌های کارگری و صنفی در سال گذشته از مرز ۵۰۰ بارهم گذشت. در هفته های گذشته شماری از رانندگان تاکسی در آستارا و گروهی از پرستاران بیمارستان «شهید رجایی» شیراز دست به اعتصاب زدند.

افزون بر این کارمندان فولاد بافت کرمان و  کشاورزان اصفهانی نشست های اعتراضی برگزار کردند. هم اکنون بیش از ۱۰۰ واحد صنعتی ایران ، کارگران نفت، گاز، پتروشیمی، فولاد برای افزایش دست مزد در اعتصاب هستند. سازمان مستقل کارگری مانند سندیکای کارگران شرکت اتوبوسرانی واحد، سندیکای نیشکر هفت تپه، شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان و اتحادیه آزاد کارگران روزانه برای سازش زیر فشار هستند. به گزارش ایلنا روز ۶ اردیبهشت کارگران پروژه‌ای کارگران شهرداری رودبار  برخی از پرستاران دانشگاه علوم پزشکی شیراز دست به نشست اعتراضی زدند.

ما بارها گفته ایم که سرکردگی نیروهای ”چپ” در جنبش براندازی بستگی به پیوند جنبش آزادی خواهی و جنبش کارگری دارد. خوش بختانه این بار کنش گران جنبش زنان به برجستگی پیوند خود با جنبش کارگری پی برده اند.

برخی از کنش گران جنبش «زن زندگی آزادی» و جنبش زنان با پخش بیانیه‌ای از اعتصابات سراسری کارگران نفت، پتروشیمی و دیگر جاها پشتیبانی  کردند. در این بیانیه که یاسمن آریانی، رها احمدی، منیره عربشاهی و لیلا میرغفاری آن‌ را امضا کرده‌اند، آمده است:« ما فعالین زن انقلاب زن زندگی آزادی و جنبش زنان، کنار شما کارگران انقلابی و مبارز و اعتصاب کننده هستیم و در هشتمین ماه انقلاب زن زندگی آزادی و در آستانه روز جهانی کارگر، اعلام می‌کنیم که اعتصاب سراسری شما کارگران مبارز از درجه اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و جبهه مبارزه مقابل نظام استثمارگر که با سرکوب سیستماتیک به جان مردم افتاده را قطعا تقویت می‌کند.»

آن ها در بیانیه خود نشان می دهند که این همبستگی را به خوبی دریافتند. آن ها می نویسند: «ما بر این باور استواریم که جنبش کارگری و جنبش زنان در پیوندی ناگسستنی با یکدیگرند».

۳۵ سازمان دانشجویی و دانش‌ آموزی هم در بیانیه‌ای از  اعتصاب‌های گسترده کارگران پشتیبانی کردند. آن ها در این بیانیه تنها سخن از سرکوب نگفته اند بل که از “استثمار” هم نوشته اند.

پایان سخن

همان گونه که دیده ایم جمهوری اسلامی در همه ی زمینه ها دچار ورشکستگی شده است. ساختار اقتصادی از هم پاشیده است و دستگاه دولتی و هوا و آب سراسر آلوده است. واپس گرایی در هر زمینه ای جولان می کند و به هر ندای آزادی خواهی و یا خواست افزایش دست مزد با زندان و شکنجه پاسخ داده می شود.

در برابر این همه زور و ستم و شکاف اقتصادی مردم خاموش نیستند، بل که از هر بهانه ای برای نشان دادن ناخشنودی خود بهره می جویند. دیگر برای همگان روشن است که جمهوری اسلامی نمی تواند مانند گذشته فرماندهی کند و توده ها هم دیگران نمی خواهند که مانند گذشته شرایط ناگوار کنونی را بپذیرند. به زبان دیگر، شرایط عینی انقلاب آماده است.   

در زمینه فراهم شدن شرایط درخور ذهنی انقلاب، ما نوچه و غنچه های تازه ای را در درخت تنومند جنبش می بینیم. پشتیبانی جنبش آزادی خواهی زنان، دانش جویان و دانش آموزان از اعتصاب های کارگری نشان گر آغاز پختگی جنبش براندازی است. چالش بزرگی که ”چپ” انقلابی برای دگرگونی هم سنگی نیروها در جنبش براندازی به سود خود با آن روبرو است، همانا نبود و یا کم بود یگانگی و یک پارچگی آن است. شوربختانه، این نیروها هنوز درنیافته اند که “چاره رنجبران وحدت و تشکیلات است”. هنوز بسیاری از ”چپ” های انقلابی خود را داناتر و انقلابی تر از دیگران هم رزم خود می دانند و آماده اند که برای داشتن دیدگاه های نایکسان در باره ی مقوله های مجرد از “وحدت رنجبران” جلوگیری کنند.   

تا ”چپ” های انقلابی با زدودن ته نشین های اندیشه خرده بورژوازی، منافع راستین طبقه کارگر را بالاتر از گروه پرستی خود ندانند، در بر همین پاشنه خواهد چرخید.

یگانگی و یک پارچگی ”چپ” به یک از خودگذشتگی بزرگی نیاز دارد که شوربختانه هم اکنون در ”چپ” دیده نمی شود. ولی ”چپ” های درون کشور پیامدهای ناگوار پراکندگی ”چپ” را از نزدیک می بینند و می دانند که اگر هم آهنگ پای به نبردگاه نگذارند، هم سنگی نیروها به سود نیروهای راست و هوادار امپریالیسم پایدار خواهد شد.  

ما هیچ تردیدی نداریم که با ژرفش نبرد طبقاتی و گسترش جنبش آزادی خواهی، روند نزدیکی نیروهای ”چپ” به هم دیگر در درون میهن آغاز خواهد شد.

8 Comments

  1. ش. ب. امید

    «هنوز بسیاری از ”چپ” های انقلابی خود را داناتر و انقلابی تر از دیگران هم رزم خود می دانند و آماده اند که برای داشتن دیدگاه های نایکسان در باره ی مقوله های مجرد از “وحدت رنجبران” جلوگیری کنند. »

    «مقوله های مجرد» کجاست رفیق؟ از یکطرف میگوئید خواستار «گفتگو میان توده ای ها» هستید، از آنطرف وقتی بحث با رفیق توده ای بر اساس مبنای علمی به آنجا میرسد که در ۱۰ قدم مانده به بن بست، متوجه میشوید ماشینی که بر آن سوار هستید دیگر راهی برای ویراژ دادن نخواهد داشت، از «گفتگو» دست میشوئید.
    «وحدت رنجبران» طلبتان،بیائید صادقانه برای «وحدت توده ایها» که ادعای آن را دارید، وقت و انرژی بگذارید.

  2. سیامک

    با سپاس از رفیق گرامی امید.

    رفیق گرامی تند نتازیید. گفت و گوی سازنده نیاز به بردباری همگان دارد.

    ما گروه هایی را چپ انقلابی می خوانیم که خواهان براندازی ساختار اقتصادی سرمایه داری و روبنای دینی جمهوری اسلامی هستند. این گروه ها با این که در باره ی این دو هدف بسیار برجسته با هم هم اندیشه هستند، ولی نه تنها با هم هم گام نیستند، بل که گاهی هم با هم سر جنگ دارند.

    چالش گروه های توده ای با هم، سرشت دیگری دارد. آن ها با این که تاریخ مشترکی با هم دارند، ولی خط مشی آن ها در برابر جمهوری اسلامی با هم یک سان نیست. برای همین راه نزدیک کردن این گروه ها با هم، دور و بر یک خط مشی یک سان، راه پر پیچ و خم و پر تضاریس است.

    (البته این به معنای نپذیرفتن هم کاری در زمینه های دیگر مانند پژوهش در باره ی تاریخ حزب، هنر و ادبیات، نبرد ایدیولوژیک با غیر مارکسیست ها، روشن گری در باره نئولیبرالیسم ، روشن گری در باره ی امپریالیسم نیست. ولی شور بختانه، حتا در این زمینه ها کوشش جدی در باره ی هم کاری انجام نشده است).

    بر گردیم به ناسازگاری خط مشی سیاسی در برابر جمهوری اسلامی میان گروه های توده ای. گروه هایی خواهان سرنگونی هستند و گروه های دیگری هنوز امیدوارند که با پند و اندرز یک لایه بورژوازی، جمهوری اسلامی را به راه راست رهنمایی کنند.

    روشن است که نزدیک کردن دو خط مشی بسیار بسیار ناسازگار با هم کار ساده ای نیست. یکی از این دو خط مشی باید خود را با خط مشی دیگری سازگار کند و گر نه دیدگاه میانه ای نیست. برای همین گفت و گو میان توده ای ها نیاز به زمان و بردباری دارد.

    خوش بختانه نوشته های تازه “ده مهر” نشان گر ناامیدی از خط مشی پند و اندرز جمهوری اسلامی است. “ده مهر” می نویسد که “علی خامنه‌ای […]، صریحاً از خصوصی‌سازی‌ها و حذف اصل ۴۴ قانون اساسی تحت عنوان «سیاست‌های اجرایی اصل ۴۴» دفاع نموده و گفته است که «این کار ناگهان انجام نگرفت.» بلکه، «با فکر، با مطالعه، با پیش‌بینی، با ساعت‌ها بحث کردن» صورت گرفته است. ” “ده مهر” در دنباله می نویسد که “آنچه اجرای خصوصی‌سازی‌ها نام گرفته است حاصلی جز فاجعه و شکست نداشته است و نابودی تولید و در عوض رشد سوداگری و سرمایه‌داری مالی و پولی را به‌همراه داشته است”.

    هیچ کمونیستی نمی تواند که این سخنان را نپذیرد. اگر چه نا گفته نماند که “ده مهر” باید که راه درازی از پذیرش این حقیقت، تا برنامه ریزی یک خط مشی نوین بر پایه این حقیقتی که تازه آن را دریافته است بپیماید.

    رفیق گرامی! خواهشمندیم که نوشته آینده ما را که در باره ی امید به یک لایه بورژوازی است بخوانید.

    به امید هم گامی چپ های انقلابی
    به امید یک پارچگی گردان پراکنده توده ای

  3. جمال حق گو

    آقای امید خان. همانطور که خودت به مسعود امیدی گفتی این حرفهای سلمبه و قلمبه را ول کن. خدا وکیلیش به ما صاف و ساده بگو در چه حالتی علیه تمامیت جمهوری اسلامی موضع میگیری؟ تمام احزاب ممنوع شد موضع نگرفتی؟ حزب عزیزت را لت و پار کردند موضع نگرفتی؟ کارگران را زندانی و شکنجه کردند موضع نگرفتی؟ زنان بیگناه را تو خیابون کشتند موضع نگرفتی؟ کولبران را کشتند موضع نگرفتی؟ مردم اهواز را کشتند موضع نگرفتی؟ خون فروش، کلیه فروش، قرینه فروش را توی تهران میبینی موضع نگرفتی؟ رانتخواران میلیاردر را میبینی موضع نگرفتی؟
    الان لطفا به ما عدد بده
    چند تا اعدام زندانی سیاسی؟ چند تا قتل زن در خبابانها؟ چند در صد مردم زیر خط فقر؟ چند تا کارگر در زندان؟ چند تا کرد مقتول؟ چند تا اهوازی کشته؟ چندتا رودخانه آلوده و طبیعت مرده تا تو علیه تمامیت این جنایتکار موضع بگیری؟ خداییش جواب ساده و همه فهم بده. چند تا؟

    آقای سیامک! بهت قول میدم که تا چند ماه دیگه ۱۰مهر به دنبال به قول خودشان دموکراتهای انقلابی دسته احمدی نژاد میرود.. حالا ببین کی بهت گفتم.
    سرنگون باد تمامیت جمهوری اسلامی

    1. ش. ب. امید

      دوست محترم جمال،
      رفقای تحریریه «توده ایها» و خصوصا رفیق خوب ما، سیامک، دارند کمی اذیت میکنند. اینحا که «اجماع صوفیان» نیست بخواهیم با «رمز و راز» با همدیگر و دیگر مخاطبین صحبت کنیم. انقلابیها باید روشن و شفاف با توده مردم و رفقای خودشان صحبت کنند.

      در رابطه با جواب ساده و همه فهم که خواستار هستید.

      دقت کن مهربان، اگر ما راه مبارزه برای صلح و سوسیالیسم را برگزیدیم و اگر حزب توده ایران، در میان احزاب برادر لقب «حزب شهدا» را گرفته، دقیقا بخاطر مبارزه پیگیر و خستگی ناپذیر علیه همین بیعدالتیهای جانگدازی هست که شما به گوشه ای از آن اشاره کردید.

      منتها این یک مبارزه احساسی نیست. مبارزه علمی و انقلابی هست. مسئله انقلاب را لنین به یک علم تبدیل کرد. نیروی محرکه انقلاب باید شناسايي شود، بر آن اساس برنامه ای برای تشکیل وسیعترین جبهه تعریف شود، تدارک انقلابی صورت بگیرد، کادرهای رهبری انقلاب تعیین شود و نظم و دیسیپلین در جبهه حاکم گردد، بعد شما بفرما برو انقلاب بکن، ما هم شانه به شانه شما ایستاده ایم.

      و حال من از شما جویا هستم، در کدام مرحله از انجام این وظایف ضروری قرار دارید که شعار سرنگونی تمامیت ج.ا. میدهید؟ قصد انقلاب سیاسی دارید یا انقلاب اجتماعی، مضمون این انقلاب چیست؟ ؟ اگر قرار است یک طبقه را بندازید که یک طبقه ارتجاعیتر و یا بخش دیگری از همان طبقه دوباره به حاکمیت بازگردد، چه دردی از آلام مردم ما را حل کرده اید؟

      مهربان، عدم برقراری عدالت اجتماعی تنها معضل میهن ما نیست. کمی افق دیدت را گسترش بده. نگاه کن به انقلاب ونزوئلا، سوسیال دمکراتهای چپ همان سیستم آقازادگی را راه انداختند که ما در ایران با آن آشنا هستیم، کمونیستها هم مورد یورش هستند. نگاه کن به انقلاب آفریقای جنوبی که آریستوکراسی کارگری و حتی رفقای کمونیست خودمان به حاکمیت رسیدند و نه تنها حقوق دمکراتیک (و نه دمکراسی) را هنوز نتوانستند بعد از اینهمه سال تامین کنند، حتی در عرصه استقلال ملی و سیاسی عقبتر از ایران هستند.

      حالا شما هی تکرار کن سرنگون باد «رژیم ولایت فقیه» و «اسلام سیاسی شیعی» و یکسری «مرگ بر این» و «نابود باد آن» … بیا امثال من را بدهکار قلمداد کن که «وجدان انقلابیت» آسایش خاطر پیدا کند … باور کن چیزی عوض نمیشود.

  4. جمال حق گو

    آقای امید خان حدس میزدم که اینجوری جواب بدی. حداقل سوال بعدی را جواب بده. تو که در هیچ شرایط قتل و دزدی و فقر و رانتخواری و رشوه همیشه برای طرفداری از جمهوری اسلامی تئوری بافی میکنی پس کمونیسم را برا چی میخواهی؟ اگه وظیفه حزب تو دفاع از اینا است پس برا چی می خواهی حزب کمونیست داشته داشتی چرا مستقیم برای شکوفایی جمهوری اسلامی در نهادهای خود نظام فعالیت نمیکنی؟
    مودبانه نوشتم که منتشر کنید لطفا حذف نکنید

  5. مسعود

    جناب “ش.ب.امید” حافظ در مورد “واعظان غیر متعظ می گوید: “«واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند / چون به خلوت می‌روند آن کارِ دیگر می‌کنند» شما که آقا جمال را به روشن بودن و شفافیت نصحیت می کنی حداقل به یکی از پرسش های ایشان یک جواب روشن بده.
    در ضمن از آنجائیکه اظهار فضلی در مورد “انقلاب” و انواع آن کردی یک یادآوری کوچک بد نیست. انقلاب از مراحله مختلفی می گذرد. مرحله سیاسی آن جابجایی حکومت هاست که در مورد انقلاب بهمن با سرنگونی رژیم شاه و روی کار آمدن جمهوری اسلامی به پیروزی رسید. اگر به مطبوعات حزب در همان سال های اول انقلاب رجوع کنی متوجه می شدی که شعار حزب بعد از پیروزی مرحله اول انفلاب “فرا روئیدن انقلاب به مرحلۀ اجتماعی اش” بود که با خیانت سران رژیم این امر تحقق نیافت و انقلاب بهمن به شکست انجامید.
    دفاع شرمگینانه از حکومت جمهوری اسلامی الان مدتهاست که با آبرو ریزی گسترده بی اعتبار شده است و آدم هایی هم مثل علی خدایی که در ایران دربه در دنبال حکومت دیکتاتوری می گشت و پیدا نمی کرد الان با پاسپورت ایرانی به ترکیه رفته تا بیشتر در پناه برادران سپاه باشه و هرز گاهی هم برای انکار این واقعیت سفری به آلمان و دیدار با خانواده می کند تا چند تا عکس روی فیس بوکش منتشر کنه. در ضمن تئوری “نبرد که بر که” بین خامنه ای و روحانی و … الان بیشتر به “کمدی الهی” شبیه است تا به تحلیل های “مارکسیستی-لنینیستی” . همین طور که رفیق گرامی سیامک هم نوشته گردانندگان “ده مهر” هم مثل اینکه خوابنما شده اند که اخیرا ولی فقیه از خصوصی سازی دفاع کرده است و حالا نمی دانند با شعارهای “سردار سلیمانی قهرمان مبارزه ضد امپریالیستی در منطقه” چه باید کرد.

  6. ش. ب. امید

    رفیق مسعود،

    همانگونه که میبینید، دوست محترم ما، آقای جمال، اصل را بر نامهربانی گذاشته اند . ایشان از من خواست، در مورد بیعدالتی حاکم بر میهنمان بطور ساده وشفاف موضع خودم را اعلام کنم. من اینکار را انجام دادم. ایشان نوشته میدانستم اینجور جواب میدهی حالا بیا به این سوال دوم (که در واقع تکرار همان سوال اول ایشان است) جواب بده. خوب این منطقی نیست. اولا اگر ایشان میدانست من چگونه به سوال اول جواب خواهم داد، چرا در ابتدای امر سوال دوم را مطرح نکردند؟ ثانیا، حساب و کتاب چگونه است که امثال من بدهکار جواب دادن هستند و امثال آقای جمال حق دارند همواره طلبکار باشند؟

    برخورد شما با امثال ش.ب.امید هم، در واقع همین محتوای برخورد آقا ی جمال را دارد، منتها به شکلی فرهیخته تر، به قولی، پر ملات تر است .

    گمان میکنم دور قبلی مباحثه با رفقای تحریریه «توده ایها» به سه سال پیش بر میگردد. در آن ایام، رفیق عاصمی هنوز در میان ما بودند. جمعی از رفقا تشخیص دادند که تارنگاشت «توده ایها» دچار خواب بدی شده است، یکی باید برود زنگ خانه را بزند که صاحبخانه از خواب برخیزد.

    اینبار، دور دوم مباحثه، باز تشخیص جمعی از رفقا بود که این رفقا «ترمزشان بریده» و باید جلوی ماشین را به شکلی سد کرد.

    گویا رفیق سیامک بالاخره حاضر شد، نگاهی به آئینه عقب ماشین بیاندازد و متوجه گردید که نه تنها چراغ عابر پیاده و تابلوی عبور ممنوع را در مسیر واژگون کرده بلکه سپر ماشین ساقه تنومند آن بید مجنون کهنسال را هم بشدت مجروح کرده است. ایشان فعلا ترمز دستی را کشیده اند.

    و چه کار خوبی، اگر ادامه میدادند، ممکن بود مردم میهن ما فکر کنند که نه فقط «توده ایها» بلکه توده ای ها هم، «لینچ کردن» یک بسیجی در خیابان یا «مبارزه مسلحانه» با مراکز نظامی و انتظامی را شیوه صحیح مبارزه در مرحله کنونی میدانند و کسانیکه به این اقدامات مبادرت ورزیده اند را «قهرمان» و «زنان و جوانان شجاع» محسوب میکنند.

    (بگذریم از اینکه، ساده لوحانی را در این روزها میتوان دید که برای شخصی که حمله مسلحانه به یک رژه نظامی را سازمان داده و مریدانش به روی مردم عادی خوزستان، زن و کودک و پیرجان، آتش گشوده اند، مجلس ترحیم برگزار میکنند و انتظار دارند که همگان در مسجد جمع گردند، اشک ریخته و برای رستگاری روح چنین موجودی فاتحه بخوانند.)

    رفیق مسعود، اگر مردم میهن ما به این نتیجه برسند که شیوه رانندگی ما دیگر قابل اطمینان نیست، پس از این، هیچ کس سوار ماشین ما نخواهد شد.

    یک صحبت کوچک دیگری من دارم و خاتمه میدهم. یک روشنفکر قادر است در جامعه ما بر اساس کار و تولید فکری خود، بر مبنای نام خود، امرار معاش کند و این امر هیچ عیبی ندارد. کسی را استثمار نکرده است. حاصل کار خود را در بازار عرضه کرده است و به ازای آن نیازهای حیاتی که هر شهروندی داراست را برای خودش رفع میکند. اما به دو مسئله باید توجه داشت:

    یک – عدم تداخل منافع اقتصادی با وظایف سیاسی انقلابی
    دو – کیفیت کالای تولیدی با توجه به نیازهای بازار در لحظه حاظر

    1. ش. ب. امید

      یادم رفت در رابطه با آقای علی خدايي هم یک اشاره ای بکنم.

      رفیق مسعود گویا شما من را با رفیق عاصمی اشتباه گرفته اید، کمی بامزه است. یکی از رفقا اخیرا من را با رفیق امیدوار اشتباه گرفته بود.

      من در سازماندهی و راه اندازی یکسری فعالیتها کمک مختصری کرده ام اما هیچگاه با آقای خدايي همکاری نکرده ام. رفیق امیدوار هم که اصلا راضی به حضور امثال من در فعالیت نیستند چه برسد به «اتهام» همکاری یا همفکری.

      قضاوت شما در این موارد از اساس خطاست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *