
هر کشوری که در راه پیش رفت اجتماعی و برپایی یک اقتصاد ملی گام بگذارد، بی درنگ با فشار سنگین امپریالیسم و لایه های بورژوازی انگلی در درون کشور خود روبرو خواهد شد.
امپریالیسم با شیوه های گوناگون خواهد کوشید، تا مردم این کشور را از برگزیدن راه استقلال پشیمان کند. امپریالیسم میان این کشور و همسایگانش جنگ راه می اندازد؛ امپریالیسم با پرخاش گری دندان برای گاز گرفتن نشان می دهد؛ امپریالیسم تحریم می کند؛ امپریالیسم رهبران این کشورها را می ترساند؛ امپریالیسم رهبران پیش رو این کشورها را می کشد؛ امپریالیسم با هم کاری لایه های انگلی طبقه بورژوازی هدف های انقلاب را از درون تهی می کند؛ امپریالیسم با راه های گوناگون تلاش می کند که کشور تازه به استقلال رسیده را دوباره به بند و زنجیر خود گرفتار سازد؛ امپریالیسم می کوشد که جنگ درون مرزی بر پا کند؛ امپریالیسم می کوشد که به رهبران خرده بورژوازی انقلاب انگیزه برای کشتن کمونیست ها بدهد.
حزب کمونیست می آموزد که در دوران پس از پیروزی سیاسی انقلاب ملی- دموکراتیک با سیاست اتحاد و انتقاد به خرده بورژوازی کمک کند تا انقلاب از پیروزی سیاسی به دگرگونی های اقتصادی- اجتماعی به سود طبقه کارگر و دیگر رنج بران فراروید. باز هم این آموزه های مارکسیست- لنینیستی می گویند که پس از پشت کردن خرده بورژوازی به هدف های انقلاب و در پیش گیری خط اقتصادی روشن سرمایه داری، باید در برابر این کژروی که به شکست انقلاب انجامیده است جانانه ایستاد.

دیدگاهتان را بنویسید