میان ماه من تا ماه گردون، تفاوت از زمین تا آسمان است!
“راه توده” خواستار تسلیمِ توده ای هاست!

مقاله شماره: ۲۶
نقشه این است که با زدودن و یا کمرنگ کردن خصلت پرولتری حزب توده ایران، آن را به یک باشگاه، دانشگاه و کافه مارکسيستی و لنينستی تبدیل کنند که اعضای آن در فضای دودی بحث های مجرد برای افتخارات گذشته حزب دست می زنند و برای جانباختگان آن  اشک می ریزند. می خواهند که حزب یک امامزاده مقدس باشد نه بیرق پیکار کارگران. می خواهند که حزب شاخه مارکسیستی اصلاح طلبان شود. بدون تردید چنین حزب بی نیش و زهر برای بورژوازی بوروکرات که برای نجات خود راه نئولیبرالیستی در پیش گرفته است، بسیار سودمند است.

پسامد انتخابات!
قدرت ما در نبرد متحد و همزمان در دو جبهه است!

مقاله شماره: ۲۲
می توان صفت های بیشماری را برای توصیف سران جمهوری اسلامی به کار برد، ستمکار، ستم پیشه، ستمگر، مستبد، متجاوز، قساوتگر، غاصب، ظالم، سرکوبگر، سلطه گر، انحصار طلب، بی انصاف، بیدادگر، بی رحم، ناروا، کینه توز، منفور، شرور، سبع، ژیان، تبه کار، بدکار، بدنام، شریر، مردم آزار، جنگ افروز، منافق، کذاب، دروغگو، یاوه گو، نیرنگ کار، فریبکار، مکار، مارسان، مضر، پرگزند، موذی، بی شرم، وحشی، خوفناک، متعصب، مرتجع، شب پرست، قاتل، سفاک، آزادی کش، آزاده کش، شکنجه گر، بازجو، گزمه، بد سگال، پلید، ژاژخ، هرزه ، مرده خوار، مفت خوار، رانتخوار، رشوه خوار، فاسد، مبتذل، کریه، خبیث، منزجر و بسیاری دیگر .. ولی یقینن در سیاست بازی احمق نیستند.

چرخه باطل انتخاب بین بد و بدتر!
نفی ارتباط دیالکتیکی روبنا با زیربنا!

مقاله شماره: ۱۶
بسیاری به غلط تحریم انتخابات را با  “بی عملی” برابر می دانند. ولی خنثا کردن حربه “انتصابی” رژیم، یعنی مبارزه با خدعه و نیرنگ طبقه های غارتگر که با شعارهای به ظاهر زیبا و ترس دادن مردم از “بدترها” آنها را به صندوق های رای می کشانند تا به دزدی و رانت خواری و جباری خود مشروعیت قانونی بدهند. مبارزه با این فریب کاری نه تنها “بی عملی” نیست بلکه عملی است انقلابی.
آیا اعتراضی پر خروش تر، پر نواتر و کم هزینه تر از تحریم در تاریخ دیکتاتوری های آزادی نما نشان داریم؟ حتا اگر هدف اصلاح رژیم باشد آیا تصور نمی کنید که گوش ستمگران برای شنیدن صدای انقلاب مردم تیز تر میشود وقتی که دریابند که با همه وعده و وعید دروعین و ترفندهای کهنه و نو و مردم را از لولوی سر خرمن ترساندن نتوانسته اند مردم را اغفال کنند؟

درس آموزی از انتخابات ریاست جمهوری فرانسه!
سوسیالیسم تنها داروی درمان سرطان “راست افراطی”!

مقاله شماره: ۱۴
“راست افراطی” سایه شوم خود را در اروپا می گستراند. شبح “راست” عوام فریب چتر سیاه خود را بر فرازآسمان اروپا بطور فزاینده ای پهن کرده است. چقدر دردناک و غم انگیز است که بخش بزرگی از خشم و فریاد ناامیدی انباشته شده توده ها از واگذاری ثروت ملی به بانکداران آزمند به جای سازماندهی در جنبش های مترقی در صندوق های رای “راست افراطی” محبوس و خفه شده است. تنها راه شکست “راست افراطی” راه مبارزه ضد سرمایه داری با افق و برنامه سوسیالیستی است.

اول ماه مه!
روز همبستگی کارگران و خلقهای زیر ستم جهان!

مقاله شماره: ۱۲
جهانی بدون سرمايه داری، اين، سوسياليسم است. جامعه ای كه در آن قدرت طبقه كارگر و زحمتكشان ديگر در جامعه جايگزين قدرت بانك ها و كنسرن ها شده است. جامعه ای كه در آن ابزار اصلی توليد اجتماعی و زمين به مالكيت عموم در آمده است. تنها از اين طريق امكان پايان بخشيدن به بحران ناشي از توليد سرمايه دارانه در جامعه به وجود مي آيد.
از اين روست كه در اول ماه مه فرياد مي زنيم: جنگ شما را نمی خواهيم! به ادامه ی نابودی دستاوردهاي اجتماعي طبقه كارگر تن نمی دهيم! علل شرايط بحران اقتصادی- اجتماعی حاكم را افشا مي كنيم، تا با روشنگری های خود سوسياليسم را به عنوان نظام جانشين سرمايه داری پايه ريزی كنيم!

سوسیالیسم به منزله یک پروژه سیاسی رهایی بخش!
نه گفتن به اقتصاد اسلامی-نئولیبرالی جمهوری اسلامی!

مقاله شماره: ۱۰
نمی توان با روبنای دیکتاتوری نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی که در شکل ولایت فقیه تجلی یافته است، مخالف بود و به ستم طبقاتی و اقتصاد نئولیبرالی اجراء شده که نیاز به ولایت فقیه را برای طبقه های انگلی ضروری ساخته است، بی تفاوت بود. در شرایط موجود کنونی کشور ما تضاد روز و عمده (تضاد مردم با دیکتاتوری) با تضاد اصلی (تضاد زحمتکشان با شیوه تولید سرمایه داری) به هم تنیده شده است.

باز هم در باره راه رشد غیر سرمایه داری!
پاسخ به برخی پرسش ها!

مقاله شماره: ۸
به دلیل این که هر دو لایه بورژوازی انگلی، منافع و نجات آتی خود را در پیوند هر چه بیشتر با انحصارهای امپریالیستی و آمیزش با سرمایه جهانی می بیند، خصلت ملی و ضد دیکتاتوری انقلاب بهم گره خورده است. نمی توان دیکتاتوری را بدون ضربه زدن به نهاد سرمایه داری ساختار آن و سياست ضد ملي آن از بین برد.
طبقه کارگر به خاطر نقش کلیدی خود در نظام سرمایه داری کنونی پرتوان ترین، استوارترین و مایل ترین طبقه برای دگرگونی ژرف اجتماعی- اقتصادی است. زندگی طبقآتی کارگران به اقتصاد تولیدی وابسته است. بنابراین طبقه کارگر پایدارترین نیروی مخالف با سرمایه داری انگلی موجود است.

بهار آمد!
آفتاب امید در زمستان یاس!

مقاله شماره: ۴
باور کنیم که گل دیگر نمی شکفد؟ باور کنیم دشت بدون پروانه را؟ باور کنیم مرگ “اشخاص” را به خاطر “اشیا”؟
چه سود از به دلتنگی نشستن خاموش
ای سنگ!
صخره!
فرو ريز تا آواری باشی …