احسان طبری: “سوگند به کودکان تان که به تکه نانی شاد می شوند، سوگند به آرزوهای پاک تان، من هرگز بی تفاوت نخواهیم زیست.”
تمام ارقامی را که در این مقاله می خوانید چهره های ریاضی و لسانی انسان های واقعی هستند.
متاسفانه حساسیت ما هم به مسائل اجتماعی زیر بمباران دائمی اطلاعاتی بنگاه ها و دستگاه های رسانه ای بورژوازی هر روز کم و کمتر می شود. به نوعی تاثیرپذیری ما هم به نقطه “اشباع” خود رسیده است. ما هم دیگر پشت ارقامی که نماد تجریدی تنگدستی، فقر، فلاکت، محرومیت و بدبختی واقعی مردمان واقعی با گوشت، استخوان و خون واقعی هستند، چهره کودکی را که از گرسنگی معلم خود را به شکل موز خوردنی می بیند، نمی بینیم؛ ما هم دیگر پشت این ارقام قادر به دیدن قامت شکسته و پشت خمیده پیرمردی که از گرسنگی دست بر شکم خود گذاشته است نیستیم.
بقول حافظ: “کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها”.