تعيين منافع طبقاتي روندي عيني است!
پاسخی به پرسش سهند گرامی!

مقاله شماره: ۲۳
هنگامي كه بايستي ازجمله پديده ي انتشار آگهي براي «بازگشت توده اي ها به صحنه نبرد طبقاتي» مورد تحليل قرار گيرد، مي بايستي به مساله حمله ي سيبري به آن همان قدر پرداخت كه به مساله آدرس جديد نشناخته براي علاقمندان! هنگامي كه روزانه چند ده نفر از طريق آگهي در اخبار روز از آدرس جديد توده اي ها با طلاع مي شوند، انتشار آگهي بلاترديد از مضموني مثبت و در جهت تاريخي- ترقي خواهانه در چارچوب نبرد طبقاتي حاكم برخوردار است. گامي است با مضمون رهايي بخش و در تامين استقلال سياست طبقه كارگر و حزب آن!

پسامد انتخابات!
قدرت ما در نبرد متحد و همزمان در دو جبهه است!

مقاله شماره: ۲۲
می توان صفت های بیشماری را برای توصیف سران جمهوری اسلامی به کار برد، ستمکار، ستم پیشه، ستمگر، مستبد، متجاوز، قساوتگر، غاصب، ظالم، سرکوبگر، سلطه گر، انحصار طلب، بی انصاف، بیدادگر، بی رحم، ناروا، کینه توز، منفور، شرور، سبع، ژیان، تبه کار، بدکار، بدنام، شریر، مردم آزار، جنگ افروز، منافق، کذاب، دروغگو، یاوه گو، نیرنگ کار، فریبکار، مکار، مارسان، مضر، پرگزند، موذی، بی شرم، وحشی، خوفناک، متعصب، مرتجع، شب پرست، قاتل، سفاک، آزادی کش، آزاده کش، شکنجه گر، بازجو، گزمه، بد سگال، پلید، ژاژخ، هرزه ، مرده خوار، مفت خوار، رانتخوار، رشوه خوار، فاسد، مبتذل، کریه، خبیث، منزجر و بسیاری دیگر .. ولی یقینن در سیاست بازی احمق نیستند.

جايگزيني كه مي خواهيم، به جاي آنچه نمي خواهيم!؟
در بر همان پاشنه مي چرخد!

مقاله شماره: ۲۱
نظريه پردازان بورژوازي نه تنها عنصر ضد مردمي و استثمارگرانه اقتصاد سياسي امپرياليستي را مسكوت مي گذارند، بلكه فراتر از آن، عنصر ضد ملي اين اقتصاد سياسي را با تز «زمين آدميان» توجيه مي كنند و تن دادن به آن را به مردم سرزمين ايرانيان توصيه مي كنند.

من به راه توده مي روم!
من از «منافع طبقاتي كارگران و توده ي زحمت» دفاع مي كنم!

مقاله شماره: ۲۰
تعیین دو تضاد اصلی میان طبقه کارگر و لایه های دیگر مردم میهن دوست با طبقات حاکم در نظام سرمایه داری ولایی، که از آن وظایف روز نتیجه می شود و به آن اشاره شد، نقطه ی مرکزی را در ارزیابی تشکیل می دهد. مبارزه با نولیبرالیسم، به معنای نفی مطلق آن است. آن چیزی است که در انطباق کامل است با مضمون مبارزه ی ضد دیکتاتوری- دموکراتیک و ملی- ضد امپریالیستی. زیرا، همان طور که در ارزیابی به درستی نشان داده شده است، کلیت رژیم حاکم، اجرای این “اقتصاد سیاسی” ضد مردمی و ضد ملی را دنبال می کند.

شب پرستان، مشت مشت بر ستاره ها رنگ شب مي پاشند!
چهره ی مهربان با چشمان مصمم!

مقاله شماره: ۱۹
دفتر شعر زندان طبری در اختیار شاعر بزرگ ایران، ه ا سایه (هوشنگ ابتهاج) گذاشته شد. رفیق سایه نیز بلافاصله خود راساً تعلق اشعار را به احسان طبری مورد تائید قرار داد و گفت:
«سراينده بدون ترديد طبري است و يا همزاد او. همزاد نه به معناي شبيه، بلكه به معناي خود او!».

تاریخ، تاریخ اقتصاد سیاسی است! پی گفتار
غـار لاسكو

مقاله شماره: ۱۸
همه بر سر اين امر که پيروزي روحاني‏، تغييري در شرايط حاكم بر كشور و مردم ايجاد نخواهد کرد‏، توافق دارند و می دانند كه اين امر ناشي از سلطه ي ديكتاتوري است. اين سلطه، حفظ “اقتصاد سياسي”اي را دنبال مي كند كه علت اصلي وجود شرايط حاكم است. آن را بايد مطرح ساخت و به ميان مردم برد.
اهميت طرح “اقتصاد سياسي” مرحله ي ملي- دموكراتيك انقلاب ايران در مبارزه با ديكتاتوري ولايي و هم نظام سرمايه داري وابسته به اقتصاد جهاني امپرياليستي از موضع ديگري نيز ضروري است. ضرورت طرخ آن براي مبارزه با «بيگانگي از خود» در «آگاهي [كاذب] اجتماعي» حاكم شده در ايران ترديد ناپذير است.

«حاكميت طبقه كارگر» يك امكان تحقق پذير است!
«بگذار مرا خام پندار بنامند»!

مقاله شماره: ۱۷
اقتصاد سياسي اي كه «همه موانع را با “خصوصي سازي” از سر راه غارت ثروت هاي متعلق به مردم بر طرف ساخته است، تا انباشت سرمايه را بدون هر مرز و محدوديتي ممكن سازد». آن ها كه با موضع ضد توده اي و ضد كمونيستي، و يا حتي از موضعي به اصطلاح “عاقلانه”ي «عقل سليم» خود که منطبق است با تائيد “واقعيت موجود”، همراه شرايط گام برمي دارند كه شما از آن ها نام برديد. آن ها بايد با صراحت پاسخ دهند كه آيا از دید خود چنين شرايطي را به عنوان سرنوشت ميلياردها انسان در ايران و جهان خواستارند؟ اقتصاد سياسي ضد مردمي اي كه منافع ملي ايران را نيز به باد مي دهد و كشور را به نومستعمره ي اقتصاد جهاني امپرياليستي بدل ساخته است!؟
نفی “اختلاف طبقاتی” و یا “طبیعی” ارزیابی نمودن آن، یک استدلال نیست! یک تز اثبات نشده است!

چرخه باطل انتخاب بین بد و بدتر!
نفی ارتباط دیالکتیکی روبنا با زیربنا!

مقاله شماره: ۱۶
بسیاری به غلط تحریم انتخابات را با  “بی عملی” برابر می دانند. ولی خنثا کردن حربه “انتصابی” رژیم، یعنی مبارزه با خدعه و نیرنگ طبقه های غارتگر که با شعارهای به ظاهر زیبا و ترس دادن مردم از “بدترها” آنها را به صندوق های رای می کشانند تا به دزدی و رانت خواری و جباری خود مشروعیت قانونی بدهند. مبارزه با این فریب کاری نه تنها “بی عملی” نیست بلکه عملی است انقلابی.
آیا اعتراضی پر خروش تر، پر نواتر و کم هزینه تر از تحریم در تاریخ دیکتاتوری های آزادی نما نشان داریم؟ حتا اگر هدف اصلاح رژیم باشد آیا تصور نمی کنید که گوش ستمگران برای شنیدن صدای انقلاب مردم تیز تر میشود وقتی که دریابند که با همه وعده و وعید دروعین و ترفندهای کهنه و نو و مردم را از لولوی سر خرمن ترساندن نتوانسته اند مردم را اغفال کنند؟