اعلاميه‏اى‏‏‏‏ الكن و نازآ نامه سرگشاده به رفيق على‏‏‏‏ خاورى‏‏‏‏! «طبقه كارگر از منافع كل جامعه دفاع مى‏‏‏كند» (مانيفست) سياست ضدمردمى‏‏‏، سياستى‏‏‏ ضدملى‏‏‏ است!

مقاله شماره ٣٠ (١٦ ديماه ١٣٨٨)
رفيق گرامى‏‏‏‏ على‏‏‏‏ خاورى‏‏‏‏!
پس از آنكه لااقل به طور موقت موانع شخصى‏‏‏‏ برطرف گشت، توانستم ازجمله دو اعلاميه ٦ ديماه و ١٣ ديماه ١٣٨٨ كميته مركزى‏‏‏‏ حزب توده ايران را مطالعه كنم و بايد بگويم متعجب، وحشت‏زده و غمگين شدم. غمگين از آن‏رو كه با صلابت، برََّايى‏‏‏‏ و انديشه هوشمندانه علمى‏‏‏‏ در اعلاميه‏هاى‏‏‏‏ كميته مركزى‏‏‏‏ حزب آشنا هستم و اكنون با انشايى‏‏‏‏ دبستانى‏‏‏‏ روبرو شدم، درغلطيده در سطح و باريك در انديشه.
از زنده‏ياد طبرى‏‏‏‏ در ارتباط با كار هنرمندانه آموخته‏ايم كه هنرمند مى‏‏‏‏خواهد با كار هنرى‏‏‏‏ خود «مضمونى‏‏‏‏ را براى‏‏‏‏ دسترسى‏‏‏‏ به هدفى‏‏‏‏» بيان كند. انتقال اين انديشه به كار سياسى‏‏‏‏- علمى‏‏‏‏ نيز داراى‏‏‏‏ همين درونمايه است. لذا طرح اين پرسش مجاز است كه در دو اعلاميه پيش گفته كميته مركزى‏‏‏‏ حزب توده ايران، چه «مضمونى‏‏‏‏ براى‏‏‏‏ دسترسى‏‏‏‏ به كدام هدف» مطرح مى‏‏‏‏شود كه گويا بايد پايه عملكرد و پراتيك انقلابى‏‏‏‏ مبارزان قرار گيرد!؟ اين دو اعلاميه مى‏‏‏‏خواهد كدام مضمون را براى‏‏‏‏ دسترسى‏‏‏‏ به كدام آماج مطرح سازد؟

آزادى‏‏‏‏‏ و استقلال ملى‏‏‏‏‏ وحدتى‏‏‏‏‏ جداناپذير «از انقلاب و استقلال كشور دفاع خواهيم كرد» دورنماى‏‏‏ سياسى‏‏‏- اقتصادى‏‏‏ خيزش انقلابى‏‏‏

مقاله شماره ٢٩ (دهم ديماه ١٣٨٨)

در راهپيمايى‏‏‏‏‏ سازمان داده شده توسط سازمان‏هاى‏‏‏‏‏ دولتى‏‏‏‏‏ و گروه‏هاى‏‏‏‏‏ موازى‏‏‏‏‏ با آن كه در تلويزيون جام جم در خارج از كشور پخش شد، زنان و مردانى‏‏‏‏‏ كه مورد پرسش خبرنگار درباره سرشت تظاهرات آزاديخواهانه مردم در روز عاشورا عليه ديكتاتورى‏‏‏‏‏ حاكميت سرمايه‏دارى‏‏‏ مافيايى‏‏‏، قرار گرفته بودند، ازجمله با برجسته ساختن استقلال كشور، دفاع از انقلاب را هدف خود دانسته و گفتند: «ما از انقلاب (و استقلال كشور) دفاع خواهيم كرد».

بدون ترديد نيروهاى‏‏‏‏‏ صادق و ميهن دوست و مدافعان دستاوردهاى‏‏‏‏‏ انقلاب بهمن، دفاع از ميهن انقلابى‏‏‏‏‏ را اولين وظيفه خود دانسته و مى‏‏‏‏‏دانند. دفاع از ميهن نه ريشه‏‏ آسمانى‏‏‏‏‏ و مذهبى‏‏‏‏‏ دارد و ناشى‏‏‏ از مقدس بودن يا نبودن اين فرد و آن فرد مى‏‏‏باشد.

«انسـان»؟ (بخش نخست) ديدگاه ماركسيستى‏‏‏‏‏‏ درباره انسان‏شناسى‏‏‏‏‏‏ (آنتروپولوژى‏‏‏‏‏‏) و برداشت‏هاى‏‏‏‏‏‏ بنيادى‏‏‏‏‏‏ آن

مقاله شماره ٢٨ (پنجم ديماه ١٣٨٨)
پيش‏گفتار
اصل نوشتار حاضر كه ترجمه آن از زبان آلمانى‏‏‏‏‏‏ از نشريه دفاتر ماركسيستى‏‏‏‏‏‏ (Marxistische Blätter 5/09) در اينجا ارايه مى‏‏‏‏‏‏شود، توسط فيلسوف معاصر فرانسوى‏ سئف‏‏‏‏ Lucien Sève در سال ٢٠٠٨ به نگارش در آمده است. ترجمه آلمانى‏‏‏‏‏‏ تنها از بخش‏هايى‏‏‏‏‏‏ از رساله انجام شده است. اصل رساله تحت عنوان Lucien Sève, „penser avec Marx aujourd`hui“, TOME II, „L`HOMME“, Paris La Dispute 2008, 587 pages در فرانسه انتشار يافته است.
اضافات مترجم در [] قرار دارد.

«انسـان»؟ (بخش دوم) ديدگاه ماركسيستى‏‏‏‏‏‏ درباره انسان‏شناسى‏‏‏‏‏‏ (آنتروپولوژى‏‏‏‏‏‏) و برداشت‏هاى‏‏‏‏‏‏ بنيادى‏‏‏‏‏‏ آن

مقاله شماره ٢٨ (پنجم ديماه ١٣٨٨)

در اينجا مايلم لااقل يك مثال براى‏‏‏‏‏‏ پرسشى‏‏‏‏‏‏ مطرح سازم كه تاكنون مورد بررسى‏‏‏‏‏‏ قرار نگرفته، و يا مى‏‏‏‏‏‏توان گفت حتى‏‏‏‏‏‏ طرح هم نشده است، كه اما بررسى‏‏‏‏‏‏ آن مى‏‏‏‏‏‏تواند با نتايج تئوريك و عملى‏‏‏‏‏‏ بسيار مهمى‏‏‏‏‏‏ همراه باشد. در صفحات محدودى‏‏‏‏‏‏ از ”سرمايه“، ماركس روند كار بيان شده در پيش را برمى‏‏‏‏‏‏شمرد و نشان مى‏‏‏‏‏‏دهد كه در كليت خود كار انسان – برخلاف هر نوع فعاليت حيوان – در دو شكل متضاد وجود دارد. اين در حالى‏‏‏‏‏‏ است كه هر دو از يك پايه مشترك برخوردارند.

امروز مشكل ما آزادى‏‏‏‏ است وظيفه ”راه‏توده“- پيك‏نت

ابرازنظر كننده‏اى‏‏‏ با نام ”على‏‏‏“‏ مى‏‏‏‏نويسد: «امروز مشكل ما آزادى‏‏‏‏ است و اين يك موضوع استراتژيك است. بنابراين، تاكتيك‏ها مى‏‏‏‏بايستى‏‏‏‏ حول اين موضوع باشد. بنابراين، هر موضعى‏‏‏‏ كه در راستاى‏‏‏‏ اين هدف باشد، مورد حمايت توده مردم از طبقات مختلف قرار خواهد گرفت، لاغير. پرداختن به مسايل طبقاتى‏‏‏‏ و پررنگ كردن آن در اين شرايط، حداقل آب در هاون كوبيدن است و اصرار بر آن ناخودآگانه تفرقه برانگيز.»

حيونى‏‏‏‏ تارنگاشت ”عدالت“ هم‏خونى‏‏‏ ”راه توده“- پيك‏نت و ”عدالت“

مقاله شماره ١٣٨٨ / ٢٦ (چهار مرداد)

يك نكته: نوشتار كنونى‏ پيش از انتشار موضعى‏ التقاتى‏ در تارنگاشت ”عدالت“ به تاريخ ٢٩ تير ١٣٨٨ نگاشته شده بود. در بخشى‏ از موضع التقاتى‏ در نوشتارى تحت عنوان ”بررسى‏ نتايج انتخابات و ماهيت بحران سياسى‏“، مواضع اصولى‏ آن توده‏اى‏هايى‏ در ”عدالت“ مطرح مى‏گردد كه انگار پاسخى‏ است به پرسش در نوشته حاضر در سطور زير كه پرسيده شده است: «آيا وجود چنين وضع حاكم بر ”عدالت“ يك جبر و يك حكم الهى‏ است؟ پاسخ را بايد توده‏اى‏هاى‏ صادق در آن بيابند و بدهند.» ظاهراً اين روند در جريان است. باوجود اين به پرسش در اين باره كه آيا بايد نوشته حاضر بازنويسى‏ شود، پاسخ منفى‏ داده شد به اين اميد كه شايد كمكى‏ باشد به روند در جريان. درباره نوشتار پيش گفته ”عدالت“ به طور جداگانه نوشته خواهد شد.

چندى‏‏‏‏ پيش و به دنبال انتشار نوشتارى‏‏‏‏ در ”توده‏اى‏‏‏‏ها“ كه در آن وجود سه جريان فكرى‏‏‏‏ در جنبش توده‏اى‏‏‏‏ برشمرده شده بودند، يكى‏‏‏‏ از همكاران تارنگاشت ”عدالت“ در ابرازنظرى‏‏‏‏ معترضانه ازجمله نوشت: «هدف شما از اين تهمت و افترا چيست؟ …».
در نوشتار مورد اعتراض نشان داده شده بود كه تشابهه ميان مواضع ”راه توده“- پيك‏نت و ”عدالت“ بر چه پايه و اساسى‏‏‏ قرار دارد. نشان داده شده بود كه مواضع اپورتونيستى‏‏‏ اين دو جريان، از يك سو در اشتراك نظر آن‏ها در نفى‏‏‏ ضرورت پايبندى‏‏‏ جنبش توده‏اى‏‏‏ به طور عام و حزب توده ايران به طور خاص به داشتن استقلال ارزيابى‏‏‏ و سياست ريشه داشته و از سوى‏‏‏ ديگر تنها در جهت‏گيرى‏‏‏ به راست و ”چپ“ از يكديگر متمايز هستند.

زنده‏باد انقلاب (و نه ”انقلاب مخملى‏‏‏‏“)

مقاله ١٣٨٨ / ٢٥ (سوم مرداد)

بارى‏‏‏‏‏‏‏‏‏ ديگر و در جريان خيزش انقلابى‏‏‏‏‏‏‏‏‏ مردم ايران در هفته‏هاى‏‏‏‏‏‏‏‏‏ اخير عليه حاكميت استبدادى‏‏‏‏‏‏‏‏‏ نظام سرمايه‏دارى‏‏‏‏‏‏‏‏‏ و دزدى‏‏‏‏‏‏‏‏‏ راى‏‏‏‏‏‏‏‏‏ مردم در انتخابات دهمين دوره رياست جمهورى‏‏‏‏‏‏‏‏‏ در ايران، بى‏‏‏‏‏‏‏‏‏ پايه و اساس بودن انديشه ضد علمى‏‏‏‏‏‏‏‏‏ درباره نفى‏‏‏‏‏‏‏‏‏ ”انقلاب اجتماعى‏‏‏‏‏‏‏‏‏“ و مضر اعلام داشتن آن توسط نظريه‏پردازان پسامدرن و مداحان سرمايه‏دارى‏‏‏‏‏‏‏‏‏، ازجمله ميان نظريه‏پردازان ”جنبش اصلاحات“ در ايران و همچنين نزد اپوزيسيون راست و ”چپ“ ايران در خارج و داخل كشور به اثبات رسيده است.

خيزش انقلابى‏‏‏‏‏‏ پيش گفته‏‏‏ در ايران به اثبات رساند كه حاكميت سرمايه‏دارى‏‏‏‏‏‏‏‏‏ در ايران نه مى‏‏‏‏‏‏‏‏‏خواهد و نه قادر است به طور مسالمت‏آميز و قانونى‏‏‏‏‏ به تغييرات تدريجى‏‏‏‏‏‏‏‏‏ تن بدهد و از مواضع‏‏‏‏ چپاولگرانه اقتصادى‏‏‏‏‏‏ و اجتماعى‏‏‏ به چنگ آورده، به سود خواست و منافع وسيع‏ترين لايه‏هاى‏‏‏‏‏‏‏‏‏ مردم ميهن ما چشم بپوشد.
اين امر به معناى‏‏‏‏‏‏‏‏‏ پايان مرحله تغييرات تدريجى‏‏‏‏‏‏‏‏‏- اصلاحى‏‏‏‏‏‏‏‏‏ در رشد جامعه ايرانى‏‏‏‏‏‏‏‏‏ و آغاز روند تحولات انقلابى‏‏‏‏‏‏‏‏‏ است.

دوران تحولات تدريجى‏‏‏‏‏- اصلاحى‏‏‏‏‏ در ايران پايان يافته است! ژرفش تضاد در نظام حاكم به «جبهه سياسى‏‏‏‏‏» و احزاب سياسى‏‏‏‏‏- طبقاتى‏‏‏‏‏ نياز است

مقاله ١٣٨٨ / ٢٤ (سوم مرداد)

١- اصلاحات اجتماعى‏‏‏‏‏ به معناى‏‏‏‏‏ چشم‏پوشى‏‏‏‏‏ مسالمت‏آميز و قانونمند طبقات و لايه‏هاى‏‏‏‏‏ حاكم در جامعه است از منافع و مواضع در اختيار خود به سود طبقات و لايه‏هاى‏‏‏‏‏ زير سلطه، بدون آنكه ساختار اقتصادى‏‏‏‏‏- اجتماعى‏‏‏‏‏ در جامعه تغييرى‏‏‏‏‏ كيفى‏‏‏‏‏ و زيربنايى‏‏‏‏‏ بيابد.
تجربه ٨ ساله رياست جمهورى‏‏‏‏‏ محمد خاتمى‏‏‏‏‏ نشان داد كه سرمايه‏دارى‏‏‏‏‏ حاكم بر ايران به طور ذهنى‏‏‏‏‏ نه مايل به عقب‏ نشينى‏‏‏‏‏ مسالمت‏آميز و قانونى‏‏‏‏ در برابر خواست وسيع‏ترين لايه‏هاى‏‏‏‏‏ مردم در ايران براى‏‏‏‏‏ دستيابى‏‏‏‏‏ به منافع و حقوق قانونى‏‏‏‏‏ خود است و نه به طور عينى‏‏‏‏‏ قادر به چنين عقب‏نشينى‏‏‏‏‏ مى‏‏‏‏‏باشد.