«انشعاب و انفجار در حزب» كيانورى‏‏ در ”سخنى‏ با همه توده‏اى‏ها“ از برنامه حزب دفاع مى‏‏كند علل واقعى‏‏ پراكندگى‏‏ در جنبش توده‏اى‏‏ با صدور اطلاعيه نفى‏‏ نمى‏‏شود!

١٣٧٧ / ١٨ (بخش نخست) (ادامه نوشتار ١٣٨٨/١٧)

در تاريخ ١٥ ارديبهشت ١٣٨٨ دبيرخانه كميته مركزى‏‏ حزب توده ايران اطلاعيه‏اى‏‏ صادر كرده است كه در آن ازجمله درباره «راه ‏اندازى‏‏ نشريه ضدتوده‏اى‏‏ ”راه‏توده“ و نامه‏نگارى‏‏ها تحت هدايت و نظارت وزارت اطلاعات به نام ”ا. ك“» صحبت به ميان آورده شده است. همانجا هدف دو اقدام مطرح شده را اطلاعيه «ايجاد انشعاب و انفجار در حزب» ارزيابى‏‏ مى‏‏كند. هدف سطور زير كه با درد و از سر ناچارى‏‏ و نه با خشنودى‏‏ بر كاغذ آورده مى‏‏شوند، پاسخ به اين ادعاها نيست. در مقاله شماره ١٣٨٨/١٧ استدلالاتى‏‏ در نادرستى‏‏ ادعا‏ها بعمل آمد (روشنگرى‏‏‏‏ روا – مضمونى‏‏‏‏ غيردقيق – برداشتى‏‏‏‏ نادرست http://www.tudeh-iha.com/?p=993&lang=fa). جاى‏‏ طرح اين مسايل در جلسات مسئوليت‏دار حزبى‏‏ مى‏‏بود. اما سماجت غيرمستدل و غيرمجاز و شگفت‏آور مسئولان حزبى‏‏ و در راس آن‏ها رفيق عزيز خاورى‏‏ و همچنين محمد اميدوار، طرح آن‏ها را به صورت زير اجتناب‏ناپذير ساخته است.

سطور زير كوششى‏‏ است براى‏‏ يافتن علل واقعى‏‏ پراكندگى‏‏ نظرى‏‏ و سازمانى‏‏ در جنبش توده‏اى‏‏ و حزب توده ايران، حزب طبقه كارگر ايران.
نكاتى‏‏ كه در سطور زير نگاشته خواهند شد همگى‏‏ جديد نيستند و در صحبت‏ها حضورى‏‏ و در نوشتارهاى‏‏ ديگر نيز مطرح شده‏اند كه همگى‏‏ با همين هدف در ميان گذاشته شده‏اند. در رد آن‏ها مسئولان حزبى‏‏ حتى‏‏ يك سطر استدلال نيز ارايه نداده و يا درباره مواضع مورد انتقاد، حتى‏‏ در مختصرترين شكل، توضيح نداده‏ند. برعكس، سكوت متكبرانه و بدون طرح هر نوع استدلال، عام‏گويى‏‏هاى‏‏ مبهم و اتهامات سطحى‏‏، تنها واكنش‏ها را تشكيل داده و مى‏‏دهند.

هدف سطور زير نشان دادن علل اين واكنش‏هاى‏‏ غيرمتعارف است. هدف نشان دادن اين امر است، كه به قول رفيق عزيز خاورى‏‏، از «بدحادثه» رهبرى‏‏ حزب به دست افرادى‏‏ افتاد كه سياست علمى‏‏ حزب توده ايران را در برابر انقلاب ملى‏‏ و دموكراتيك بزرگ بهمن ٥٧ مردم ايران درك نكرده و با آن موافق نبودند. اكنون هم حرفى‏‏ و به قول طبرى‏‏ «گفتنى‏‏»اى‏‏ در اين باره ندارند و لذا چاره‏اى‏‏ هم ندارند، جز خود را در پشت شيوه‏هاى‏‏ پيش گفته سكوت متكبرانه و غيرمجاز، كلى‏‏گويى‏‏هاى‏‏ عامِ كم‏مايه و سخنان غيردقيق با نتيجه‏گيرى‏‏هاى‏‏ نادرست پنهان سازند.

«مواضع حزب توده ايران تنها در صورت انتشار در ”نامه‏مردم“ و پايگاه اينترنتى‏‏ حزب قابل استفاده و اتكاء است» روشنگرى‏‏ روا – مضمونى‏‏ غيردقيق – برداشتى‏‏ نادرست

١٣٨٨ / ١٧

دبيرخانه حزب توده ايران در تاريخ ١٥ ارديبهشت ١٣٨٨ اطلاعيه‏اى‏‏ صادر كرده و در آن انتشار ابراز نظرى‏‏ با نام ”محمد اميدوار“ در ”توده‏اى‏‏ها“ را اقدامى‏‏ در جهت تقويت برنامه ارتجاع ارزيابى‏‏ مى‏‏كند. اطلاعيه مدعى‏‏ست كه انتشار نامه آگاهانه و عليرغم اطلاع از جعلى‏‏ بودن آن، انجام شده و از اين رو بايد آن را به عنوان اقدامى‏‏ در خدمت به برنامه ارتجاع ارزيابى‏‏ نمود.

اطلاعيه درباره سنديت مواضع حزب به درستى‏‏ مى‏‏گويد: «مواضع حزب توده ايران تنها در صورت انتشار در ”نامه‏مردم“ و پايگاه اينترنتى‏‏ حزب قابل استفاده و اتكاء است». اين، اقدامى‏‏ درست و روا است.

در اطلاعيه اما نكات غير دقيقى‏‏ وجود دارند. اين نادقتى‏‏ها مى‏‏توانند پيامد بدفهمى‏‏ در انتقال مطلب باشند، زيرا نمى‏‏توان متصور بود كه رفيق عزيز خاورى‏‏ از صدور اطلاعيه با اطلاع بوده و صدور آن را با نكات نادرست مورد تائيد قرار داده باشد.
بدفهمى‏‏ به زمينه و ابزار پرسش‏برانگيز و نادرستى‏‏ تبديل شده است عليه ”توده‏اى‏‏ها“. لذا توضيحاتى‏‏ در اين زمينه ضرورت دارد.

«تفرقه اندازى‏‏» نشان ضعف است اصلى‏‏ترين تضاد، نقطه آغاز تحليل متحدان ما در مرحله كنونى‏‏، كيانند؟

١٣٨٨ / ١٦

آرمان گرامى‏‏
ابرازنظر شما داراى‏‏ وجه‏هاى‏‏ چندگانه‏اى‏‏ است. يكى‏‏ از آن‏ها هشدار شما درباره «سياست تفرقه‏اندازى‏‏» اعمال شده پس از برگزارى‏‏ پلنوم هيجدهم كميته مركزى‏‏ حزب توده ايران مى‏‏باشد، كه ظاهراً به نظر شما يكى‏‏ از علل پراكندگى‏‏ حاكم بر جنبش توده‏اى‏‏ است. اين امر پراهميت است، كه علت موثر بودن «سياست تفرقه‏اندازى‏‏» شناخته و درك شود، تا بتوان از اين راه، امكان تاثير آينده آن را در حزب محدود يا غيرممكن ساخت.

به مناسبتى‏‏، زنده‏ياد فرج‏الله ميزانى‏‏ (جوانشير) روزى‏‏ به نگارنده گفت: «رفقاى‏‏ افسرى‏‏ كه از زندان‏هاى‏‏ سلطنتى‏‏- ساواكى‏‏ آزاد شدند، سرمايه معنوى‏‏ حزب توده ايران هستند. نمونه‏هاى‏‏ مشابه آن را بسختى‏‏ مى‏‏توان در جنبش جهانى‏‏ كارگرى‏‏ و كمونيستى‏‏ يافت.»
درون‏مايه همين سخن را كيانورى‏‏ روزى‏‏ درباره وجود شخصيت علمى‏‏- فرهنگى‏‏ و انقلابى‏‏ احسان طبرى‏‏ بيان كرد.
اگرچه رفيق عزيز خاورى‏‏، كه شما از او در كنار رفيق صفرى‏‏ نام مى‏‏بريد، از تاريخچه زندگى‏‏ ديگرى‏‏ از زنده‏يادان افسران شهيد حزبى‏‏ برخوردار است، نبايد فراموش نمود كه او نيز يكى‏‏ از مبارزان و سرمايه‏هاى‏‏ معنوى‏‏ حزب توده ايران از دوران رژيم شاه- ساواكى‏‏ است و صداى‏‏ طنين «نــه» او به جلادان رژيم سلطنتى‏‏ در دالان تاريخ حزب طنين‏انداز است. اين گذشته را بايد به عنوان يك توده‏اى‏‏ ارج نهاد.

«ز ايمان خود نشويم، كه نقش آفرين هستى‏‏‏ است!» دو ناروا در حق حزب توده ايران!

١٣٨٨ / ١٥

بابك گرامى‏‏‏
با سپاس براى‏‏‏ ابرازنظر شما درباره ”آرش كمانگير“

در حق كيانورى‏‏‏، و نه تنها كه او، در حق طبرى‏‏‏، جوانشير، بهزادى‏‏‏، مريم فيروز، فاطمه مدرسى‏‏‏، رحمان هاتفى‏‏‏، عباس حجرى‏‏‏، تقى‏‏‏ كى‏‏‏منش، رضا شلتوكى‏‏‏، باقرزاده، گاگيك، باباخانى‏‏‏، حسن قزلچى‏‏‏، حسن حسين‏پور، على‏‏‏ شناسايى‏‏‏، محسن علوى‏‏‏، انصارى‏‏‏، كيومرث زرشناس، نيك آئين، دانش و ده‏ها و ده‏ها مبارزان و دانشمندان جان باخته توده‏اى‏‏‏ دو ناروا اعمال شده است.

سلب آزادى‏‏‏‏ از كارگران اقدامى‏‏‏ غيرقانونى‏‏‏ است! ”فراخوان براى‏‏‏‏ آزادى‏‏‏‏ دستگير شدگان روز جهانى‏‏‏‏ كارگر“

شماره ١٣٨٨ / ١٤

كميته ”تشكل‏هاى‏‏‏‏ مستقل كارگرى‏‏‏‏“ در ”فراخوان براى‏‏‏‏ آزادى‏‏‏‏ دستگير شدگان روز جهانى‏‏‏‏ كارگر“ خبر «يورش نيروهاى‏‏‏‏ امنيتى‏‏‏‏- پليسى‏‏‏‏ و ماموران لباس شخصى‏‏‏‏» را در پارك لاله تهران به كارگران، خانواده‏هاى‏‏‏‏ آن‏ها و ديگر شركت كنندگان در همايش و بزرگداشت ”اول ماه مه“، روز كارگر، اعلام و خواستار «آزادى‏‏‏‏ بى‏‏‏‏قيد و شرط» دستگيرشدگان شده است.

يورش غيرقانونى‏‏‏‏ و ضدكارگرى‏‏‏‏ به كارگران در تهران و شهرستان‏ها، ممانعت از فعاليت قانونى‏‏‏‏ سازمان‏هاى‏‏‏‏ صنفى‏‏‏‏ كارگرى‏‏‏‏، مخالفت با برگزارى‏‏‏‏ جشن اول ماه مه تشكل‏هاى‏‏‏‏ مستقل كارگرى‏‏‏‏، همگى‏ نشان ژرفش تضاد ميان حاكميت سرمايه‏دارى‏‏‏‏ در جمهورى‏‏‏‏ اسلامى‏‏‏‏ ايران و طبقه كارگر، زنان و مردانى‏‏‏‏ كه با نبرد خود نه تنها از حقوق قانونى‏‏‏‏ و انسان خود، كه از منافع كل جامعه دفاع مى‏‏‏‏كنند، مى‏‏‏‏باشد.

همه‏پرسى‏ از مردم براى‏ لغو نظارت استصوابى‏ شوراى‏ نگهبان! حاكميت مردم اصل است!

نظارت استصوابى‏ را بايد با همه پرسى‏ از مردم برچيده و از قانون اساسى‏ حذف شود!

به انديشه، سنن و ايدئولوژى‏ انقلابى‏ حزب توده ايران باورمنديم! سه جريان فكرى‏ در جنبش توده‏اى‏ نقطه مشترك ”راه توده“ و ”عدالت“

١٣٨٨/ ١١

آقاى‏ بهداد گرامى‏
با اين نظر شما اتفاق نظر كامل دارم كه «توده‏اى‏ها در هر كجا كه قرار دارند، موظفند در راه حفظ و پاكيزگى‏ حزبشان بكوشند. به عبارتى‏ ديگر، از يك سو هشيار باشند و صفوف خود را از عناصر متزلزل، وازده و اپورتونيست پاك سازند و از سوى‏ ديگر راه نفوذ مستقيم پليس را نيز سد كنند (با اين تذكر كه همين عناصر ممكن است بعدها خود به مزدور و خادم پليس تبديل شوند).»

شما با لحنى‏ دوستانه، پرسشى‏ را در ميان گذاشته‏ايد. براى‏ پرسشتان سپاسگزارم و مايلم در سطور زير، ضمن پاسخ به پرسش، يك‏بار ديگر درونمايه پرسش را كه در ارتباط قرار دارد با وجود نقطه مشترك بين ”راه توده“ و ”عدالت“ بشكافم و با محك باورمندى‏ به انديشه حزب توده ايران بسنجم.

انطباق تئورى‏ عام بر شرايط مشخص كشور انتقادى‏ وارد؟

1388/ 10

”هواس جمع”، عنوان ابرازنظر انتقاديى‏ است نسبت به نوشتار «”راه توده“ چه هدفى‏‏‏ را دنبال مى‏‏‏كند» در ”توده‏اى‏ها“ (مقاله ١٣٨٨/ ٧)، كه انتشار يافت.
اگر لحن انتقاد پرمعنا و چندلايه است و پرسش‏هايى‏ را برمى‏انگيزد، انتقادهاى‏ شفاهى‏ ديگرى‏ نيز در همين مورد از علاقمندان توده‏اى‏ رسيده‏اند كه نمى‏توان لحن آن‏ها را نيز پرمعنا و يا چندلايه ارزيابى‏ نمود. لحن گله‏آميز اين انتقادهاى‏ دوستانه را بايد نشان پختگى‏ جنبش توده‏اى‏ و نياز واقعى‏ و عينى‏ آن به برطرف ساختن پراكندگى‏ حاكم در آن ارزيابى‏ كرد و ارج نهاد.
اين منتقدين بر ضرورت حل و فصل مسائل و از اين راه بر طرف ساختن پراكندگى‏ نظرى‏ و سازمانى‏ در جنبش توده‏اى‏ و حزب توده ايران پاى‏ مى‏فشارند و بر اين باورند كه تنها از راه بحث درباره مسائل سياسى‏، پديده پراكندگى‏ در جنبش توده‏اى‏ پايان خواهد يافت. آن‏ها خواستار لحن و گفتمانى‏ صميمانه براى‏ گفتگوها شده‏اند.
”توده‏اى‏ها“ انتقادها را آويزه گوش كرده و بر اهميت محتواى‏ سياسى‏ گفتگوها تاكيد دارد. باوجود اين اشاره‏اى‏ به درونمايه انتقادها را ضرورى‏ مى‏داند، كه در پايان نوشتار كنونى‏ مطرح خواهد ساخت.