زنده‏باد بحث بين توده‏اى‏‏ها (١٢) گفتگويى‏‏ با مدعيان شيوه علمى‏‏ بررسى‏‏، شيوه بررسى‏‏ مشخص است! ديالكتيك اصول سازمانى‏‏ و سياسى‏‏- ايدئولوژيك

١٣٨٨ / ٢٣

توده‏اى‏‏گرامى‏‏، هاتف رحمانى‏‏
در روزهاى‏‏ اخير به كمك ب. الف. بزرگمهر با نوشتار شما تحت عنوان ”بحثى‏‏ در ماهيت مدعيان“ در ”نويد نو“ (اول فروردين ١٣٨٧) آشنا شدم. در نوشتار نكات درست و پذيرفتنى‏‏ وجود دارند، به‏ويژه هنگامى‏‏ كه شما مواضع عام و تئوريك را توضيح مى‏‏دهيد. باوجود نكات پذيرفتنى‏‏ فوق، شما در دو نكته به خطا مى‏‏رويد:
نخست- به شيوه علمى‏‏ بررسى‏‏ مشخص پديده، آنطور كه زنده‏ياد احسان طبرى‏‏ در ميان گذاشته، پايبند نيستيد؛
دوم- به يگانگى‏‏ ديالكتيكى‏‏ نظريات سياسى‏‏- ايدئولوژيك و موازين سازمانى‏‏ حزب توده ايران براى‏‏ تعيين هويت توده‏اى‏‏ها پايبند نيستيد.

گفتگويى‏‏ با مدعيان

(بخش دوم) ١٣- «آرشيو حزب»، هيچ‏گاه در كشورهاى‏‏ باخترى‏‏ نبود، لذا نمى‏‏تواند توسط “توده‏اى‏‏ها” غصب شده باشد، آنطور كه هاتف رحمانى‏‏ مدعى‏‏ است. اگر منظور نويسنده نوشتار “بحثى‏‏ در ماهيت مدعيان” از «غصب آرشيو حزب»، آرشيو حزب در افغانستان است، كه على‏‏ خدايى‏‏ به سود خود «غصب» كرده است و …

خاطره زندان شما

١٣٨٨ / ٢٢

بابك گرامى‏‏
با سپاس برا‏ى‏‏ نامه شما كه در آن گوشه‏ا‏ى‏‏ از رنج تودها‏ى‏‏ها‏ى‏‏ در بند را برمى‏‏شمريد.
آنچه كه نگارنده از نامه پر خاطره شما استنباط مى‏‏كند، نكات زير است:
١- زنده‏ياد نورالدين كيانورى‏‏ در زندان زير فشار بود كه مصاحبه كند.
او خود نيز در اين‏باره در نامه افشاكننده خود به آيت‏الله خامنه‏ا‏ى‏‏ درباره شكنجه‏هاى‏ اعمال شده در زندان، واقعيت فوق را بيان كرده و شكنجه‏ها‏ى‏‏ غيرانسانى‏‏ بدنى‏‏ و روحى‏‏ را به خود، همسرش و ديگر مبارزان دربند برمى‏‏شمرد و درباره انگيزه آن مى‏‏نويسد: «همانجور كه يادآور شدم، همه اين شكنجه‏ها برا‏ى‏‏ اين بود كه از افراد برجسته حزب توده ايران اين اعتراف دروغ را بگيرند كه گويا حزب توده ايران تدارك يك كودتاى‏‏ مسلحانه را مى‏‏ديده؛ تدارك كودتايى‏‏ كه قرار بود در آغاز سال ١٣٦٢ عملى‏‏ گردد.»
او در برابر ادعا‏ى‏‏ اينكه گويا اعضا‏ى‏‏ ديگر هيئت دبيران حزب اين دروغ را پذيرفته‏اند، ازجمله مى‏‏نويسد: «اولا، اگر همه افراد حزب هم اين را در برابر چشم من بگويند، من اين دورغ را نمى‏‏پذيرم و برانم كه آن‏ها هم زير همان فشارهائى‏‏ كه به من وارد شده و يا بدتر از آن، به اين دورغ اعتراف كرده‏اند.»
٢- آنطور كه نوشته‏ايد، رفقا‏ى‏‏ دربند پس از دريافت اين خبر كه «حزب شعار طرد ولايت فقيه را مى‏‏دهد، خوشحال شدند. هرچند عده‏ا‏ى‏‏ هم از [شعار] برانداز‏ى‏‏ ولايت فقيه [پشتيبانى‏‏ مى‏‏كردند]، ولى‏‏ با بحث بيشتر متوجه شديم كه شعار برانداز‏ى‏‏ در اين شرايط حزب را دچار محدوديت عملى‏‏ [مى‏‏كند] و در كنار نيروها‏ى‏‏ كاملا ارتجاعى‏‏ قرار مى‏‏دهد و مى‏‏تواند باعث بشود، حزب از مبارزات توده‏ها‏ى‏‏ ميليونى‏‏ مردم به كج راه برود و [شعار] طرد ولايت فقيه مى‏‏تواند پايه‏ حداقلى‏‏ برا‏ى‏‏ برون رفت از استبداد و جبهه متحد باشد.»
٣- شما تشديد فشار نيروها‏ى‏‏ امنيتى‏‏ بر توده‏ا‏ى‏‏ها بعد از انتشار شعار ”طرد ولايت فقيه“ مصوب پلنوم هيجدهم را برمى‏‏ شمريد و مى‏‏نويسد: «از اين رو بود كه فشار نيروها‏ى‏‏ امنيتى‏‏ رو‏ى‏‏ ما و بخصوص رفيق كيانور‏ى‏‏ برا‏ى‏‏ مصاحبه و رد اين شعار از اهميت فراوانى‏‏ برخوردار بود.»

در نشر اين ”نامه“ قدرى‏‏‏ تأمل نمايد! علت، پراكندگى‏ نظرى‏ و سازمانى‏ است!

١٣٨٨ / ٢١

شاهرخ گرامى‏‏‏
حق با شماست، تأمل بيشتر مى‏‏‏توانست سدى‏‏‏ موثر در برابر اشتباه باشد. نگارنده از اين تجربه آموخت و نامه‏هاى‏‏‏ بعدى‏‏‏ را منتشر نساخت.
نگارنده همچنين صدور اطلاعيه ١٥ ارديبهشت دبيرخانه كميته مركزى‏‏‏ حزب را ناشى‏‏‏ از بدفهمى‏‏‏ در انتقال مطلب ارزيابى‏‏‏ كرد. اشتباهى‏‏‏ كه مى‏‏‏تواند تجربه‏اى‏‏‏ باشد براى‏‏ مسئولان،‏ تأمل و وسواس بيشترى‏‏ در صدور اطلاعيه‏هايى‏‏‏ اينچنانى‏‏‏ از خود نشان دهند. ترديد ندارم كه شما نيز در اين مورد ارزيابى‏‏‏ مشابهى‏‏‏ داريد و لابد نظرتان را به رفقا نيز بيان داشته‏ايد و تصحيح اشتباه و توضيح ضرور را از آن‏ها نيز تمنا كرده‏ايد.

بى‏‏بى‏‏سى‏‏ مى‏‏پرسد: ملى‏‏كردن نفت خوب بود يا بد؟ غنى‏‏نژاد: بد بود، زيرا امروز ٨٠ درصد صنعت نفت را بايد خصوصى‏‏ بكنيم

١٣٨٨ / ٢٠

آقاى‏‏ موسى‏‏ غنى‏‏نژاد يك دكتر اقتصاد است. او با راديو بى‏‏بى‏‏سى‏‏ كه مركزش در لندن است و وظيفه‏اش دفاع از منافع امپرياليسم انگلستان، يك سال پيش، يعنى‏‏ در خرداد ١٣٨٧ مصاحبه‏اى‏‏ داشته است. خرداد، ماهى‏‏ است كه در آن پس از تصويب قانون ملى‏‏ شدن صنايع نفت ايران در روز ٢٩ اسفند ١٣٢٩، از شركت انگليسى‏‏ نفت جنوب در روز ٢٩ خرداد ماه ١٣٣٠ خلع‏يد بعمل آمد. بى‏‏دليل هم نيست كه اين مصاحبه كه هدف آن نفى‏‏ سرشت استقلال‏گرانه ملى‏‏ كردن صنايع نفت ايران در قريب به شصت سال پيش است، در چنين ماهى‏‏ انجام شود و مصاحبه‏كننده، راديو بى‏‏بى‏‏سى‏‏ انگلستان باشد. آفرينى‏‏ كه غنى‏‏نژاد به على‏‏ امينى‏‏، ناقد قرارداد تحميلى‏‏ و استقلال شكنانه و استعمارى‏‏ كنسرسيوم نفت در همين مصاحبه ارزانى‏‏ مى‏‏دارد نيز داراى‏‏ همين منطق است.
هدف سطور كنونى‏‏ ”پولميك“ با آقاى‏‏ غنى‏‏نژاد نيست. هدف نشاندادن نبرد ميان خلق‏هاى‏‏ ميهن ما از يك سو و امپرياليسم و عمال آن از سوى‏‏ ديگر است. هدف اين نبرد تاريخى‏‏، كماكان دستيابى‏‏ به استقلال ملى‏‏ در برابر يورش استعمارى‏‏، نواستعمارى‏‏ و استعمارنوليبرالى‏‏ امپرياليسم است. زيرا استدلال براى‏‏ خصوصى‏‏ سازى‏‏ ٨٠ درصد صنايع نفت كه آقاى‏‏ دكتر موسى‏‏ غنى‏‏نژاد به مثابه دليل براى‏‏ نادرستى‏‏ ملى‏‏ كردن صنايع نفت و گاز ايران برمى‏‏شمرد، تكرار منطق نسخه نوليبرال ”خصوصى‏‏ و آزادسازى‏‏ اقتصادى‏‏“ امپرياليستى‏‏ است. استدلالى‏‏ است نه تنها در برابر خلق‏هاى‏‏ ميهن ما، كه در برابر مردم كليه كشورهاى‏‏ غارت شده.

اساتيد اقتصاد از بنيادگرايى‏‏‏‏‏ ”بازار“ دفاع مى‏‏‏‏‏كنند دفاع از ثروت‏هاى‏‏‏‏‏ ملى‏‏‏‏‏، دفاع از سمتگيرى‏‏‏‏‏ ضد سرمايه‏دارى‏‏‏‏‏ انقلاب بهمن است موسوى‏‏‏‏‏ مدافع اصل ٤٣ و ٤٤ قانون اساسى‏‏‏‏‏؟

١٦ خرداد ١٣٨٨ / ١٩

در اولين مناظره تلويزيونى‏‏‏‏‏ به مناسبت انتخابات پيش روى‏‏‏‏‏ دوره دهم رياست جمهورى‏‏‏‏‏ بين محمود احمدى‏‏‏‏‏نژاد و ميرحسين موسوى‏‏‏‏‏، جز خرده‏كارى‏‏‏‏‏ چيزى‏‏‏‏‏ مطرح نشد. حل مسائل و تضادهاى‏‏‏‏‏ عمده اجتماعى‏‏‏‏‏ كماكان به عنوان دستور كار مبارزاتى‏‏‏‏‏ در برابر مردم ميهن ما مطرح مى‏‏‏‏‏باشند.
برخلاف مناظره فوق، در نامه ”اساتيد اقتصاد دانشگاه‏ها“ به نامزدهاى‏‏‏‏‏ انتخاباتى‏‏‏‏‏ (١٠ خرداد ١٣٨٨) از ”خرده‏كارى‏‏‏‏‏“ خبرى‏‏‏‏‏ نيست! آن‏ها با صراحت و روشنى‏‏‏‏‏ به دفاع از بنيادگرايى‏‏‏‏‏ ”بازار“ برمى‏‏‏‏‏خيزند و خواستار «برپايى‏‏‏‏‏ نهادهاى‏‏‏‏‏ اقتصاد بازار محور»، «بسترسازى‏‏‏‏‏ براى‏‏‏‏‏ جريان آزاد علم و فناورى‏‏‏‏‏ كالاهاى‏‏‏‏‏ سرمايه‏اى‏‏‏‏‏ [و] جلب سرمايه گذارى‏‏‏‏‏ خارجى‏‏‏‏‏ … پيوستن به سازمان جهانى‏‏‏‏‏ تجارت …» مى‏‏‏‏‏گردند.

«انشعاب و انفجار در حزب» كيانورى‏‏ در ”سخنى‏ با همه توده‏اى‏ها“ از برنامه حزب دفاع مى‏‏كند علل واقعى‏‏ پراكندگى‏‏ در جنبش توده‏اى‏‏ با صدور اطلاعيه نفى‏‏ نمى‏‏شود!

١٣٧٧ / ١٨ (بخش دوم) (ادامه نوشتار ١٣٨٨/١٧)

كيانورى‏‏ در رساله تحليلى‏‏ خود در سال ١٣٧٣ چه مى‏‏گويد؟

با اين مقدمه طولانى‏‏ شده، ببينيم
اول- كيانورى‏‏ در رساله تحليلى‏‏ خود در سال ١٣٧٣ چه مى‏‏گويد؟