«انسـان»؟ (بخش دوم) ديدگاه ماركسيستى‏‏‏‏‏‏ درباره انسان‏شناسى‏‏‏‏‏‏ (آنتروپولوژى‏‏‏‏‏‏) و برداشت‏هاى‏‏‏‏‏‏ بنيادى‏‏‏‏‏‏ آن

مقاله شماره ٢٨ (پنجم ديماه ١٣٨٨)

در اينجا مايلم لااقل يك مثال براى‏‏‏‏‏‏ پرسشى‏‏‏‏‏‏ مطرح سازم كه تاكنون مورد بررسى‏‏‏‏‏‏ قرار نگرفته، و يا مى‏‏‏‏‏‏توان گفت حتى‏‏‏‏‏‏ طرح هم نشده است، كه اما بررسى‏‏‏‏‏‏ آن مى‏‏‏‏‏‏تواند با نتايج تئوريك و عملى‏‏‏‏‏‏ بسيار مهمى‏‏‏‏‏‏ همراه باشد. در صفحات محدودى‏‏‏‏‏‏ از ”سرمايه“، ماركس روند كار بيان شده در پيش را برمى‏‏‏‏‏‏شمرد و نشان مى‏‏‏‏‏‏دهد كه در كليت خود كار انسان – برخلاف هر نوع فعاليت حيوان – در دو شكل متضاد وجود دارد. اين در حالى‏‏‏‏‏‏ است كه هر دو از يك پايه مشترك برخوردارند.

امروز مشكل ما آزادى‏‏‏‏ است وظيفه ”راه‏توده“- پيك‏نت

ابرازنظر كننده‏اى‏‏‏ با نام ”على‏‏‏“‏ مى‏‏‏‏نويسد: «امروز مشكل ما آزادى‏‏‏‏ است و اين يك موضوع استراتژيك است. بنابراين، تاكتيك‏ها مى‏‏‏‏بايستى‏‏‏‏ حول اين موضوع باشد. بنابراين، هر موضعى‏‏‏‏ كه در راستاى‏‏‏‏ اين هدف باشد، مورد حمايت توده مردم از طبقات مختلف قرار خواهد گرفت، لاغير. پرداختن به مسايل طبقاتى‏‏‏‏ و پررنگ كردن آن در اين شرايط، حداقل آب در هاون كوبيدن است و اصرار بر آن ناخودآگانه تفرقه برانگيز.»

حيونى‏‏‏‏ تارنگاشت ”عدالت“ هم‏خونى‏‏‏ ”راه توده“- پيك‏نت و ”عدالت“

مقاله شماره ١٣٨٨ / ٢٦ (چهار مرداد)

يك نكته: نوشتار كنونى‏ پيش از انتشار موضعى‏ التقاتى‏ در تارنگاشت ”عدالت“ به تاريخ ٢٩ تير ١٣٨٨ نگاشته شده بود. در بخشى‏ از موضع التقاتى‏ در نوشتارى تحت عنوان ”بررسى‏ نتايج انتخابات و ماهيت بحران سياسى‏“، مواضع اصولى‏ آن توده‏اى‏هايى‏ در ”عدالت“ مطرح مى‏گردد كه انگار پاسخى‏ است به پرسش در نوشته حاضر در سطور زير كه پرسيده شده است: «آيا وجود چنين وضع حاكم بر ”عدالت“ يك جبر و يك حكم الهى‏ است؟ پاسخ را بايد توده‏اى‏هاى‏ صادق در آن بيابند و بدهند.» ظاهراً اين روند در جريان است. باوجود اين به پرسش در اين باره كه آيا بايد نوشته حاضر بازنويسى‏ شود، پاسخ منفى‏ داده شد به اين اميد كه شايد كمكى‏ باشد به روند در جريان. درباره نوشتار پيش گفته ”عدالت“ به طور جداگانه نوشته خواهد شد.

چندى‏‏‏‏ پيش و به دنبال انتشار نوشتارى‏‏‏‏ در ”توده‏اى‏‏‏‏ها“ كه در آن وجود سه جريان فكرى‏‏‏‏ در جنبش توده‏اى‏‏‏‏ برشمرده شده بودند، يكى‏‏‏‏ از همكاران تارنگاشت ”عدالت“ در ابرازنظرى‏‏‏‏ معترضانه ازجمله نوشت: «هدف شما از اين تهمت و افترا چيست؟ …».
در نوشتار مورد اعتراض نشان داده شده بود كه تشابهه ميان مواضع ”راه توده“- پيك‏نت و ”عدالت“ بر چه پايه و اساسى‏‏‏ قرار دارد. نشان داده شده بود كه مواضع اپورتونيستى‏‏‏ اين دو جريان، از يك سو در اشتراك نظر آن‏ها در نفى‏‏‏ ضرورت پايبندى‏‏‏ جنبش توده‏اى‏‏‏ به طور عام و حزب توده ايران به طور خاص به داشتن استقلال ارزيابى‏‏‏ و سياست ريشه داشته و از سوى‏‏‏ ديگر تنها در جهت‏گيرى‏‏‏ به راست و ”چپ“ از يكديگر متمايز هستند.

زنده‏باد انقلاب (و نه ”انقلاب مخملى‏‏‏‏“)

مقاله ١٣٨٨ / ٢٥ (سوم مرداد)

بارى‏‏‏‏‏‏‏‏‏ ديگر و در جريان خيزش انقلابى‏‏‏‏‏‏‏‏‏ مردم ايران در هفته‏هاى‏‏‏‏‏‏‏‏‏ اخير عليه حاكميت استبدادى‏‏‏‏‏‏‏‏‏ نظام سرمايه‏دارى‏‏‏‏‏‏‏‏‏ و دزدى‏‏‏‏‏‏‏‏‏ راى‏‏‏‏‏‏‏‏‏ مردم در انتخابات دهمين دوره رياست جمهورى‏‏‏‏‏‏‏‏‏ در ايران، بى‏‏‏‏‏‏‏‏‏ پايه و اساس بودن انديشه ضد علمى‏‏‏‏‏‏‏‏‏ درباره نفى‏‏‏‏‏‏‏‏‏ ”انقلاب اجتماعى‏‏‏‏‏‏‏‏‏“ و مضر اعلام داشتن آن توسط نظريه‏پردازان پسامدرن و مداحان سرمايه‏دارى‏‏‏‏‏‏‏‏‏، ازجمله ميان نظريه‏پردازان ”جنبش اصلاحات“ در ايران و همچنين نزد اپوزيسيون راست و ”چپ“ ايران در خارج و داخل كشور به اثبات رسيده است.

خيزش انقلابى‏‏‏‏‏‏ پيش گفته‏‏‏ در ايران به اثبات رساند كه حاكميت سرمايه‏دارى‏‏‏‏‏‏‏‏‏ در ايران نه مى‏‏‏‏‏‏‏‏‏خواهد و نه قادر است به طور مسالمت‏آميز و قانونى‏‏‏‏‏ به تغييرات تدريجى‏‏‏‏‏‏‏‏‏ تن بدهد و از مواضع‏‏‏‏ چپاولگرانه اقتصادى‏‏‏‏‏‏ و اجتماعى‏‏‏ به چنگ آورده، به سود خواست و منافع وسيع‏ترين لايه‏هاى‏‏‏‏‏‏‏‏‏ مردم ميهن ما چشم بپوشد.
اين امر به معناى‏‏‏‏‏‏‏‏‏ پايان مرحله تغييرات تدريجى‏‏‏‏‏‏‏‏‏- اصلاحى‏‏‏‏‏‏‏‏‏ در رشد جامعه ايرانى‏‏‏‏‏‏‏‏‏ و آغاز روند تحولات انقلابى‏‏‏‏‏‏‏‏‏ است.

دوران تحولات تدريجى‏‏‏‏‏- اصلاحى‏‏‏‏‏ در ايران پايان يافته است! ژرفش تضاد در نظام حاكم به «جبهه سياسى‏‏‏‏‏» و احزاب سياسى‏‏‏‏‏- طبقاتى‏‏‏‏‏ نياز است

مقاله ١٣٨٨ / ٢٤ (سوم مرداد)

١- اصلاحات اجتماعى‏‏‏‏‏ به معناى‏‏‏‏‏ چشم‏پوشى‏‏‏‏‏ مسالمت‏آميز و قانونمند طبقات و لايه‏هاى‏‏‏‏‏ حاكم در جامعه است از منافع و مواضع در اختيار خود به سود طبقات و لايه‏هاى‏‏‏‏‏ زير سلطه، بدون آنكه ساختار اقتصادى‏‏‏‏‏- اجتماعى‏‏‏‏‏ در جامعه تغييرى‏‏‏‏‏ كيفى‏‏‏‏‏ و زيربنايى‏‏‏‏‏ بيابد.
تجربه ٨ ساله رياست جمهورى‏‏‏‏‏ محمد خاتمى‏‏‏‏‏ نشان داد كه سرمايه‏دارى‏‏‏‏‏ حاكم بر ايران به طور ذهنى‏‏‏‏‏ نه مايل به عقب‏ نشينى‏‏‏‏‏ مسالمت‏آميز و قانونى‏‏‏‏ در برابر خواست وسيع‏ترين لايه‏هاى‏‏‏‏‏ مردم در ايران براى‏‏‏‏‏ دستيابى‏‏‏‏‏ به منافع و حقوق قانونى‏‏‏‏‏ خود است و نه به طور عينى‏‏‏‏‏ قادر به چنين عقب‏نشينى‏‏‏‏‏ مى‏‏‏‏‏باشد.

زنده‏باد بحث بين توده‏اى‏‏ها (١٢) گفتگويى‏‏ با مدعيان شيوه علمى‏‏ بررسى‏‏، شيوه بررسى‏‏ مشخص است! ديالكتيك اصول سازمانى‏‏ و سياسى‏‏- ايدئولوژيك

١٣٨٨ / ٢٣

توده‏اى‏‏گرامى‏‏، هاتف رحمانى‏‏
در روزهاى‏‏ اخير به كمك ب. الف. بزرگمهر با نوشتار شما تحت عنوان ”بحثى‏‏ در ماهيت مدعيان“ در ”نويد نو“ (اول فروردين ١٣٨٧) آشنا شدم. در نوشتار نكات درست و پذيرفتنى‏‏ وجود دارند، به‏ويژه هنگامى‏‏ كه شما مواضع عام و تئوريك را توضيح مى‏‏دهيد. باوجود نكات پذيرفتنى‏‏ فوق، شما در دو نكته به خطا مى‏‏رويد:
نخست- به شيوه علمى‏‏ بررسى‏‏ مشخص پديده، آنطور كه زنده‏ياد احسان طبرى‏‏ در ميان گذاشته، پايبند نيستيد؛
دوم- به يگانگى‏‏ ديالكتيكى‏‏ نظريات سياسى‏‏- ايدئولوژيك و موازين سازمانى‏‏ حزب توده ايران براى‏‏ تعيين هويت توده‏اى‏‏ها پايبند نيستيد.

گفتگويى‏‏ با مدعيان

(بخش دوم) ١٣- «آرشيو حزب»، هيچ‏گاه در كشورهاى‏‏ باخترى‏‏ نبود، لذا نمى‏‏تواند توسط “توده‏اى‏‏ها” غصب شده باشد، آنطور كه هاتف رحمانى‏‏ مدعى‏‏ است. اگر منظور نويسنده نوشتار “بحثى‏‏ در ماهيت مدعيان” از «غصب آرشيو حزب»، آرشيو حزب در افغانستان است، كه على‏‏ خدايى‏‏ به سود خود «غصب» كرده است و …