بوی گندم مال من، هر چی که دارم مال تو؛ شهادت درجنگ و نان خالی مال من، جنگ نرم و گوشت و ماهی مال تو

image_printچاپ

کودکان ۱۲-۱۳ ساله کارگران و دیگر رنج بران برای رفتن به جنگ ضعیف نبودند، ولی آیت‌الله خمینی خود را برای رفتن به جبهه ضعیف می دانست و به آقای مصباح هم گفت که به جبهه جنگ نرود و علیه مارکسیسم به جنگ کبیر نرم بپردازد.

آقای مجتبی مصباح، پسر آیت‌الله مصباح می گوید که خمینی در باره ی نرفتن پدرش به جبهه در طول ۸ سال جنگ به او گفت: «هر موقع خودم رفتم بر شما هم تکلیف است که بروید.»

گویا کیهان بهتر از پسر مصباح می داند که پدرش به کجا می رفت و چه کار می کرد. در پاسخ این سخنان کیهان با برآشفتگی می نویسد:

«فعالیت ایشان در جبهه مبارزات فکری و حفظ سنگرهای ایدئولوژیک بود. در پی هجمه تبلیغاتی مارکسیست‌ها بر ضد بنیادهای فکری اسلام، مجموعه‌جزواتی با عنوان «پاسداری از سنگرهای ایدئولوژیک» به قلم ایشان منتشر گردید. ایشان علاوه‌ بر حضور فعالانه در میدان جنگ نرم، از حضور در جنگ سخت نیز غفلت نداشته است. در برخی مقاطع، در بعضی مناطق عملیاتی حضور یافته‌اند.

امام خمینی در نوبت های مکرر از اینکه به واسطه کهولت سن و ضعف ناشی از بیماری قلبی نمی تواند در جبهه ها حاضر شده اظهار نارضایتی کرده است [و گفت] من به همه سربازانی که در کردستان برای اسلام سربازی کرده‌اند، دعا می‌کنم. من خود را منفعل می‌دانم که چرا نمی‌توانم بروم به همراه آنان جنگ کنم، برای اینکه من ضعیف هستم.»

یکی از دلیلهای اصلی یورش به حزب توده ایران و اعدام رهبران آن صلح خواهی حزب پس از آزادی خرمشهر بود.  بلندپروازی آیت الله خمینی باعث شد که او پس از آزادسازی خرمشهر به دست دلاوران افسر توده ای، جنگ ضدامپریالیستی را به جنگ “صدام باید برود” دگرگون کرد و خون جوانان بیشماری را در این راه بیهوده ریخت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *