در جمهوری اسلامی، همواره رقابتها و تنشهایی میان جناحهای مختلف بورژوازی، بهویژه جناح نظامی و جناح بوروکراتیک، مشاهده شده است. این تنشها به شکلهای گوناگون در عرصه سیاست، مدیریت منابع، تصمیمگیریهای کلان سیاسی ظاهر میشوند. هرچند این جناحها در برخی زمینهها همکاری دارند، مانند اجرای سیاستهای اقتصادی نئولیبرالیستی و سرکوب جنبش کارگری و آزادیخواهی یا مدیریت پروژههای بزرگ کشوری، اما در حوزههای قدرت سیاسی و نفوذ در نهادهای تصمیمگیری، کشمکشهای جدی میان آنها جریان دارد.
این رقابتها نه تنها در سطح سیاست داخلی و اداری، بلکه در سطح رسانهای و افکار عمومی نیز خود را نشان میدهد. رسانهها و نهادهای رسمی، به ویژه صداوسیما، اغلب به محلی برای بروز این اختلافات تبدیل میشوند و نحوه انعکاس رویدادها و مواضع هر جناح، میتواند نشاندهنده شدت و دامنه این رقابتها باشد.
نمونه اخیر این وضعیت، انتقاد صداوسیما از حسن روحانی و تیم او در یک برنامه تلویزیونی بود. در واکنش، روحانی و همکارانش پاسخ محکم دادند و صداوسیما را به انحصارطلبی متهم کردند. این تعامل رسانهای نشان میدهد که جنگ جناحها محدود به حوزههای رسمی و سیاسی نیست، بلکه در رسانهها و عرصه عمومی نیز دنبال میشود و هر جناح تلاش میکند مواضع خود را تقویت و رقیب را پاسخگو کند.
علاوه بر رسانه، این جنگ جناحها در سطوح اداری و تصمیمگیریهای کلان نیز دیده میشود؛ برای مثال در تعیین سیاستهای اقتصادی، انتصابات در سطوح مدیریتی و اولویتبندی پروژههای کلان کشوری.
به طور کلی، جنگ میان جناحها در جمهوری اسلامی ایران جنبههای مختلفی دارد: رقابت برای تصاحب قدرت، نفوذ در نهادهای تصمیمگیر، بروز اختلاف در سیاستهای اقتصادی و اجتماعی، و نمایان شدن این اختلافات در رسانهها و افکار عمومی.


دیدگاهتان را بنویسید