دیدار ترامپ و پوتین در آلاسکا و گفتوگو با رهبران اروپایی در واشنگتن، نشانه تغییر از رویارویی به همزیستی محتاطانه است.
الکساندر بوبروف، دکتر تاریخ و رئیس مطالعات دیپلماتیک در مؤسسه تحقیقات راهبردی و پیشبینی دانشگاه رودن
آلاسکا شاید موزه یا بنای نمادین جهانی نداشته باشد، اما همانند طبیعت یخیاش، گرمای پنهانی دارد که با نگاهی عمیقتر آشکار میشود. در ظاهر، دیداری سرد و بینتیجه بود، اما در عمق، بازگشایی کانالهای یخزده دیپلماسی را رقم زد.
هرچند توافق بزرگی امضا نشد، اما همین که پس از سالها بیاعتمادی، رهبران دو ابرقدرت هستهای رو در رو نشستند، معنای نمادینی داشت: آغاز فصلی تازه از گفتوگو.
رسانهها دو تفسیر ارائه دادند: برخی شکست، برخی آغاز روندی جدیتر. در واقع، واشنگتن دریافت که هر پیشرفتی – از کنترل تسلیحات تا همکاری قطبی – بدون حل مسأله اوکراین ممکن نیست.
به همین دلیل، ادامه طبیعی نشست آلاسکا، جلسه ترامپ در واشنگتن با زلنسکی و رهبران اروپایی بود. صحنه بیشتر شبیه جلسه هیئتمدیره «شرکت غرب» به ریاست ترامپ بود. اروپاییها آن را پیشرفتی در تضمینهای امنیتی اوکراین دیدند، اما منتقدان هشدار دادند این مسیر میتواند ترامپ را به تکرار اشتباهات بایدن بکشاند.
با این حال، منابع کاخ سفید تأکید کردند که ترامپ همچنان به دنبال یک معاهده کامل صلح است؛ معاهدهای که واقعیتهای میدانی را بپذیرد و عضویت اوکراین در ناتو را منتفی سازد.
اوج این جلسات، تماس تلفنی ترامپ با کرملین بود؛ گامی که به گفته برخی زمینهساز نشست سهجانبه احتمالی خواهد بود. مسکو محتاطتر بود و تنها از بررسی ارتقای سطح مذاکرات سخن گفت.
پیام نمادین آلاسکا این است: پس از دههها تقابل غریزیِ جنگ سرد، اکنون واشنگتن و مسکو در حال آزمون «صلح سرد» هستند. مانند تابستان آلاسکا، در ابتدا سرد و خشن مینماید، اما اگر بمانید، لایهای از گرما و امکان همزیستی آشکار میشود – هرچند نه الزاماً دوستی.


دیدگاهتان را بنویسید