📌
📜 شخصیتزدایی برنامهریزیشده
از زمان رفیق خاوری، یک روند شخصیتزدایی حزبی برنامهریزیشده وجود داشت. نامهای بزرگانی مانند جوانشیر، بهزادی، کیانوری، نیکآیین، اخگر، عمویی و مریم فیروز آرام به فراموشی سپرده میشود. رفیق خاوری تا زمانی که رفیق کیانوری زنده بود، نمیگذاشت که نامی از او در رسانههای حزبی آورده شود. در برابر اعتراض رفیق فرهاد، رفیق خاوری به او گفته بود: کتاب خاطرات کیانوری را بخوان. ما چطور از او دفاع کنیم؟ رفیق فرهاد در پاسخ گفت: رفیق کیانوری که بارها به همه گفته است که این کتاب ربطی به او ندارد.
📖 دستپخت وزارت اطلاعات
رفیق خاوری به خوبی میدانست که آن کتاب را وزارت اطلاعات نوشت و نه کیانوری، ولی از آن برای کوبیدن کیانوری بهرهجویی میکرد. پس از آن روشن شد که همهٔ این کتابها دستپختهٔ عبدالله شهبازیان بود که به دلیل همین خدمت، اجازهٔ کوچ به آمریکا به او داده شد. این رفتار، نه فقط یک اشتباه تاکتیکی، بلکه یک بی اعتنایی اخلاقی و سیاسی به تاریخ حزب بود. کیانوری، که سالها رهبری حزب را بر عهده داشت، از صحنه حذف شد.
🔍 تفاوت تارنگاشت با رسانههای رسمی
تارنگاشت ما با این همه امکانات کم، بارها از این رفیقان و اندیشههایشان در نوشتهها یاد کرد و به نسل جوان آموزش داد. اما رسانههای رسمی حزب، نه تنها از آنها یاد نمیکنند، بلکه با سکوت خود، این فراموشی را تشدید میکنند. این شخصیتزدایی، بخشی از یک پروژهٔ بزرگتر برای تغییر ماهیت حزب است؛ پروژهای که میخواهد حزب را از یک حزب کمونیستی با رهبران تاریخی ضدامپریالیست به یک حزب سوسیالدموکرات بدون خاطره تبدیل کند.


دیدگاهتان را بنویسید