📱
🧠 الگوریتم بیطرف نیست
پلتفرمهایی مانند اینستاگرام و ایکس، سیستمهای توصیهگر خود را بر پایه جلب توجه و تبدیل آن به درآمد طراحی کردهاند. مطالعهای در نشریه «نیچر» در سال ۲۰۲۶ نشان داد که این سیستمها محتوای عاطفی، اخلاقگرایانه و سمی را تقویت میکنند، زیرا این نوع محتوا بیشترین تعامل را ایجاد میکند.
🗣️ سیاستمداران، شاگردان الگوریتم
احزاب سیاسی، به ویژه جریانهای راستگرا، به خوبی این قواعد را آموختهاند. برنامههای بلند سیاسی تبدیل به جملات کوتاه و تحریکآمیز شدهاند؛ خشم به ابزاری برای جذب مخاطب بدل گشته است. در آمریکای لاتین، این پدیده با شخصیتگرایی و بحران نمایندگی گره خورده است. نمونهاش کمپین انتخاباتی آبلاردو دِ لا اسپریلا در کلمبیا که ظاهری شبیه به تولیدکنندگان محتوای سطحی دارد و به جای پاسخگویی به بحران سلامت، با بازماندگان زلزله توپ بازی میکند.
⚔️ چالش، نه تسلیم
اما پذیرش این شرایط به معنای تسلیم نیست. اگر میلیونها نفر در این فضاها گفتگو میکنند، اطلاعات میگیرند و سیاست را دنبال میکنند، کنار کشیدن خودکشی سیاسی است. زهران ممدانی در کمپین شهرداری نیویورک این را به خوبی فهمید؛ با تولیدکنندگان محتوا گفتگو کرد و از قالبهای اینستاگرام و تیکتاک برای ارتباط با رأیدهندگان لاتین استفاده نمود.
🔍 تسلیم یا مقاومت
تفاوت اساسی در این است که آیا تسلیم الگوریتم طراحیشده توسط پلتفرمهای امپریالیستی میشویم یا به چالشش میکشیم. چپ میتواند یاد بگیرد که پیامها چگونه گردش میکنند، بدون آنکه خشم را سوخت دائمی خود کند؛ میتواند از ویدیوهای کوتاه برای جلب توجه به توضیحات عمیقتر استفاده کند و پروژههای سیاسی خود را به جوامع دیجیتال جدید متصل سازد.
✊ ما زیر دیکتاتوری الگوریتم نیستیم
ما زیر دیکتاتوری ماشین زندگی نمیکنیم، بلکه در فضای عمومیِ روزافزون خصوصیشدهای به سر میبریم که توسط مدلهای تجاری اداره میشود و توجه را به کالا تبدیل کرده است.


دیدگاهتان را بنویسید