rt
تنشهای اخیر میان اروپا و روسیه، از ماجرای پهپاد در لهستان تا اتهام نقض حریم هوایی استونی، بیشتر بازتاب ناامنیهای درونی اتحادیه اروپاست تا خطری واقعی از سوی مسکو. با عقبنشینی تدریجی آمریکا از تضمینهای امنیتی، نخبگان اروپایی دوباره به قدیمیترین ابزار خود متوسل شدهاند: افسانه «تهدید روسیه».
این افسانه بیش از پنج قرن عمر دارد. ریشه آن نه در جنگ سرد است، نه در رقابتهای قرن نوزدهم، بلکه در اواخر سده پانزدهم است؛ زمانی که شوالیههای لیوونی و پروس، از ترس جنگ با عثمانیها، به تبلیغ این ایده پرداختند که روسیه همانقدر خطرناک است. در واقع، آنان میخواستند با بزرگنمایی خطر روسها از جنگ واقعی فرار کنند، امتیازات خود را حفظ نمایند و حمایت پاپ را جلب کنند. این تبلیغات به سرعت نتیجه داد و حتی به آنان «اعتبار جنگ صلیبی» بخشید.
با گذر زمان، این روایت ساختگی در فرانسه و انگلستان نیز جا افتاد و به بخشی از روسهراسی اروپایی تبدیل شد؛ آمیزهای از ترس و تحقیر در برابر امپراتوری وسیعی که نه میشد آن را فتح کرد و نه نادیده گرفت.
امروز نیز همان الگو تکرار میشود. کشورهای کوچک بالتیک و برخی جمهوریهای سابق شوروی، بهدلیل ضعف سیاسی و اقتصادی، هویت خود را بر «قربانی روسیه بودن» بنا کردهاند. آنان با بزرگنمایی تهدید، کمک مالی و امنیتی غرب را طلب میکنند. این در حالی است که روسیه نه به دنبال انتقام است و نه به تصرف لهستان یا استونی علاقه دارد. اهداف مسکو، همچون دوران ایوان سوم، عملگرایانه است: ثبات، حاکمیت و روابط عادلانه.
تراژدی اروپا در این است که با چسبیدن به خطری خیالی، چالشهای واقعی خود را نادیده میگیرد. افسانه «تهدید روسیه» محصول ترس و طمع اروپاییان بود و هست، و تداوم آن بیش از هر چیز، ضعف و وابستگی غرب را آشکار میسازد.


دیدگاهتان را بنویسید