انتقاد مارکسیستی از اقتصاد سبز سرمایه‌داری: بازاری‌سازی کربن و بحران‌های ساختاری

image_printچاپ

یکی از خُرده‌گیری‌های دیگر مارکسیستی به الگوهای سبز سرمایه‌داری، تلاش‌ها برای کاهش کربن با کمک صنعت “کربن‌زدایی” است که به بازرگانی (تجارت سازی) طبیعت و کالا شدن طبیعت می‌انجامد. برای نمونه، برنامه های “کاهش کربن” هم اکنون به بازار کربن دگرگون شده‌اند که در آن شرکت‌ها به خرید و فروش اعتبار کربن پرداخته و سود می‌برند، بدون این‌که نقشی بر کاهش آلودگی داشته باشند. شرکت‌هایی که توانستند به کاهش تولید کربن در روند تولید خود بپردازند، اعتبار کربن دریافت می‌کنند که می‌توانند آن را در بازارهای جهانی به فروش برسانند. شرکت‌ها می‌توانند فن‌آوری‌های مکش کربن را برای کربن‌زدایی به کار برند. با این کار آن‌ها اعتبار کربن دریافت می‌کنند که سپس در بازار کربن به فروش می‌رسد. برخی از شرکت‌ها در برنامه‌های کاهش کربن مانند جنگل‌کاری سرمایه‌گذاری می‌کنند، تا با دریافت اعتبار کربن آن را به فروش برسانند. به سخن دیگر، سرمایه‌داری خود فن‌آوری کربن‌زدایی را به بازاری برای سودورزی دگرگون می‌کند.

انتقاد مارکسیستی از اقتصاد سبز سرمایه‌داری بر این باور است که بدون دگرگونی‌های بنیادین در ساختار اقتصادی و اجتماعی، نمی‌توان بحران‌های زیست‌محیطی را حل کرد. مارکسیست‌ها بر این باور هستند که باید یک سیستم اقتصادی نو بر پایه عدالت اجتماعی، کاهش نابرابری و محیط زیست پایدار هم‌زمان ساخت و نمی‌توان چالش زیست‌محیطی که سرمایه‌داری آفریده‌است را بدون پیوند با دیگر چالش‌هایی که سرمایه‌داری آفریده است حل کرد. اقتصاد سبز یک سیستم است که تنها به به‌بود کار بازار و بیش‌سازی سودآوری برای طبقه‌های بالا می‌انجامد.

انتقاد مارکسیستی از سرمایه‌گذاری در سرچشمه‌های انرژی سبز، می‌گوید که چنین دگرگونی‌هایی نمی‌توانند بنیادی چالش‌های  ساختاری و اقتصادی سرمایه‌داری را حل کنند. مارکسیست‌ها می‌گویند  که بحران‌های زیست‌محیطی و نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی ریشه در خود سیستم سرمایه‌داری دارند و با شیوه‌های تکنولوژیک مانند سرمایه‌گذاری در انرژی سبز، تنها روی نمایان چالش‌ها حل می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *