وقتی رکود و تورم شدت میگیرد، قدرت خرید خانوارها کاهش یافته و الگوی غذایی مردم تغییر میکند. در چنین شرایطی مصرفکنندگان به سمت غذاهای ارزانتر، پرکالری و خانگی میروند و از اقلام گرانقیمت مانند گوشت قرمز، لبنیات، میوه و سبزی تازه میکاهند. تجربه کشورهای پردرآمد مانند آمریکا و بریتانیا در بحران ۲۰۰۸ نشان میدهد مصرف فستفود کاهش و پختوپز خانگی افزایش یافته است. خانوارها با استفاده از تخفیف، خرید عمده و برندهای ارزانتر، تلاش میکنند هزینهها را کنترل کنند.
در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران، رکود اقتصادی و تحریمها اثر شدیدتری داشته است. دادههای مرکز آمار نشان میدهد سهم خوراکیها در سبد هزینه خانوار افزایش یافته و مصرف اقلام اساسی مانند گوشت، لبنیات، برنج و میوه کاهش پیدا کرده است. مردم برای صرفهجویی به حبوبات، تخممرغ و مرغ روی آورده و از مواد کنسروی و خرید عمده استفاده میکنند. این تغییرات ضمن افزایش ناامنی غذایی، فشار اقتصادی و اجتماعی را نیز تشدید کرده است.
از منظر سلامت، محدود شدن تنوع غذایی و کاهش مصرف پروتئین، لبنیات و میوه میتواند کمبود مواد مغذی، سوءتغذیه و بیماریهای ناشی از فقر غذایی را افزایش دهد. در ایران همزمان با کاهش مصرف مواد مغذی، در برخی کودکان چاقی نیز مشاهده میشود که نشانه تغذیه نامتعادل است.
کارشناسان راهکارهایی مانند یارانه هدفمند غذایی، حمایت از تولید داخلی، ذخایر استراتژیک و آموزش تغذیهای را برای مقابله با پیامدهای بحران پیشنهاد میکنند. تجربه جهانی نشان میدهد در دوره رکود، خانوادهها به «رژیم صرفهجویانه» متکی بر نان، برنج و حبوبات روی میآورند. پیامد آن افزایش فقر کالری و کاهش تنوع غذایی است، اما در صورت حمایت مؤثر دولتی و تقویت تولید داخلی میتوان از تشدید بحران سلامت و تغذیه جلوگیری کرد و تابآوری اجتماعی را افزایش داد.


دیدگاهتان را بنویسید