پراودا
انتخابات باید ابزاری برای پیشرفت و همبستگی باشد، نه عاملی برای فروپاشی و تفرقه. مشارکت میلیونی مردم در انتخابات اخیر نشان داد که جامعه ما هنوز به آیندهای عادلانه و مردمی چشم دوخته است. اما پرسش اساسی این است: آیا سازوکار کنونی میتواند چنین آیندهای را تضمین کند؟
تجربه تاریخی کشورمان ثابت کرده است که توسعه پایدار تنها بر پایه دانش، صنعت و عدالت اجتماعی امکانپذیر است. اتحاد شوروی در زمانی کوتاه توانست از کشوری ویران پس از جنگ داخلی به قدرتی علمی، صنعتی و فرهنگی تبدیل شود. این موفقیتها با سرمایهگذاری گسترده در آموزش، پژوهش و تولید حاصل شد؛ مسیری که به پیروزی بر فاشیسم و دستیابی به جایگاه نخست در عرصههای راهبردی چون فضا و تسلیحات منتهی گردید. اما امروز، کاهش بودجه آموزش و عقبماندگی صنعتی، روسیه را از این مسیر دور کرده است.
در شرایطی که غرب صدها میلیارد دلار در فناوریهای نوین و نظامی هزینه میکند، کشور ما همچنان گرفتار مشکلات ساختاری و وابستگی صنعتی است. این بحران نه با ریاضت اجتماعی حل میشود، نه با خصوصیسازیهای بیپایان و خروج سرمایهها. راه برونرفت، حمایت از تولید ملی، سرمایهگذاری در انسان و احیای صنایع پیشرفته است.
انتخابات باید صحنه رقابت برنامهها، اندیشهها و راهحلها باشد. متأسفانه، گسترش رأیگیری چندروزه و الکترونیکی غیرشفاف، اعتماد عمومی را به شدت تضعیف کرده است. تا زمانی که نظام انتخاباتی بر پایه صداقت، شفافیت و نظارت واقعی بازسازی نشود، هیچ تحولی پایدار نخواهد بود.
امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند بازگشت به اصول روشن مردمسالاری هستیم: انتخابات آزاد، حق برابر همه نامزدها، کنترل عمومی بر فرآیند و مجازات قاطع متخلفان. تنها در این صورت میتوان انتخابات را به ابزاری برای توسعه و انسجام ملی تبدیل کرد.
آینده کشور میان دو راهی است: ادامه بنبست سرمایهداری یا انتخاب مسیری نو بر پایه عدالت اجتماعی و حاکمیت مردم.

دیدگاهتان را بنویسید