پهپادها دیگر صرفاً ابزار نظامی نیستند؛ آنها تبدیل به نمادی از تحققِ ایده «جنگ بدون هزینه برای طرف مهاجم» شدهاند. هر حملهٔ هوایی با فشار یک دکمه، زنجیرهای از پیامدهای انسانی و اجتماعی بهجا میگذارد: خانوادههایی که عزادار میمانند، کودکانِ محرومی از تحصیل، و جوامعی که زیر سایهٔ دائمی اضطراب زندگی میکنند. وقتی ادعا میشود این حملات «دقیق» هستند اما پژوهشها و افشاگریها نشان میدهد درصد بالایی از قربانیان غیرنظامیاند، باید پرسید چه کسی پاسخگوست؟ پاسخگویی بینالمللی، شفافیت دربارهٔ معیارهای هدفگذاری و امکان تحقیقات مستقل برای هر حمله باید جزو حداقلهای حقوق بشری باشد. اگر جامعهٔ جهانی اجازه دهد فناوری بدون قید و شرط در خدمت مرگ قرار گیرد، پیآمدهای اخلاقی و امنیتی آن دیر یا زود گریبان همه را خواهد گرفت.
در چارچوب سیاست خارجی آمریکا، پهپادها به ابزاری بدل شدهاند که هم هزینه سیاسی جنگ را پایین میآورد و هم تصویر «قدرت هوشمند» را القا میکند. رؤسایجمهور با استفاده از این سلاحها میتوانند بدون اعلام جنگ رسمی، عملیات مرگبار را در کشورهایی دوردست اجرا کنند. این استراتژی، از یکسو با شعار «مبارزه با تروریسم» توجیه میشود و از سوی دیگر پرسشهای عمیق اخلاقی و حقوقی را برمیانگیزد: آیا سیاست خارجی میتواند بر پایه حذف فیزیکی مخالفان و گسترش ترس شکل گیرد؟ چنین رویکردی نهتنها مشروعیت بینالمللی آمریکا را تضعیف میکند، بلکه میتواند خشونت و افراطگرایی را بازتولید کرده و امنیت بلندمدت را به خطر اندازد.
پیشرفتهای فناوری نظامی راه را برای نسل جدیدی از سلاحها هموار کرده است: پهپادهای خودمختار، سیستمهای کوچکِ انتحاری قابل حمل و شبکههای نظارتی فراگیر. باید روی دیپلماسی، بازسازی جوامع آسیبدیده و ایجاد سازوکارهای جبران خسارت تمرکز کرد تا از بازتولید خشونت و نفرت جلوگیری شود. ولی امریکا نه تنها با این شیوه مخالفتی ندارد بلکه به اساس سیاست خارجی آن تبدیل شده است.


دیدگاهتان را بنویسید