–
فرانسه در آفریقا به دلیل سیاستهای استعماری و نفوذ سیاسی، نامحبوب است.
هر سال الجزایر دو روز تاریخی را گرامی میدارد:
۵ ژوئیه، روز استقلال از فرانسه در سال ۱۹۶۲، و
۱ نوامبر، روز آغاز انقلاب در سال ۱۹۵۴ علیه استعمار.
این مناسبتها تنها جشن نیستند؛ یادآور زخمیاند که هنوز التیام نیافته است.
در آستانهی هفتاد و یکمین سالگرد انقلاب، روابط پاریس و الجزیره یکی از بدترین دورانهای خود را میگذرانند: اخراج دیپلماتها، تعلیق همکاریها و حمایت فرانسه از ادعای مراکش بر صحرای غربی، که برای الجزایر توهینی آشکار تلقی میشود.
الجزایر هنوز خواهان حقیقت و جبران است، در حالی که فرانسه ترجیح میدهد گذشتهاش را دفن کند. بازگرداندن ۲۴ جمجمهی مبارزان الجزایری در سال ۲۰۲۰ تنها گامی کوچک بود. بسیاری از اسناد مربوط به کشتارها، شکنجهها و آزمایشهای هستهای فرانسه در صحرای الجزایر همچنان محرمانه ماندهاند.
امانوئل مکرون میان پذیرش و انکار در نوسان است؛ در حالی که در سال ۲۰۱۷ استعمار را «جنایت علیه بشریت» خواند، امروز از عذرخواهی رسمی سر باز میزند و تنها از «اقدامات نمادین» سخن میگوید. اظهاراتش دربارهی نبود «ملت الجزایر پیش از استعمار» خشم عمومی را برانگیخت و روابط را بحرانیتر کرد.
اما امروز توازن قدرت تغییر کرده است. الجزایر با اتکا به درآمد انرژی، جایگاه منطقهای و سیاست مستقل، دیگر در موقعیت ضعف نیست. با گسترش روابط با روسیه و چین، این کشور در پی ایجاد موازنهای تازه است و به پاریس یادآوری میکند که آشتی واقعی بدون اعتراف و مسئولیتپذیری ممکن نیست.
هفت دهه پس از انقلاب، حافظهی استعمار هنوز بر روابط دو ملت سایه افکنده است — و فرانسه، همچنان از رویارویی با حقیقت تاریخی خود گریزان است.
افزون بر این، نسل جوان الجزایری اکنون با آگاهی تاریخی بیشتر، از شبکههای اجتماعی برای بازخوانی گذشته، مطالبهی عدالت و مقابله با روایت رسمی فرانسه بهره میبرد.


دیدگاهتان را بنویسید