سیاست خارجی ترکیه، زیر رهبری اردوغان، همواره به دنبال گسترش بازارها و واژگونی دیگر رژیمها در خاورمیانه بودهاست که منافع طبقه فرمانروا را فراهم میکند. یکی از پایههای بنیادی سیاستهای خارجی ترکیه، فراهم کردن سرچشمههای انرژی برای بورژوازی صنعتی و زیرساختارهای خود است. درگیری نظامی و دیپلماسی ترکیه در دریای مدیترانه شرقی و خاورمیانه، بهویژه درگیری با یونان و قبرس در باره مرزهای دریایی، کمک و دست داشتن در واژگونی قذافی در لیبی و اسد در سوریه به هدف دسترسی به نفت و گاز است. این استراتژیها به بورژوازی ترکیه کمک میکند که به سرچشمههای انرژی نوین دست یابد.
ترکیه تلاش میکند که با کشورهایی مانند آذربایجان، قطر و لیبی دوستی نزدیکتری داشته باشد. این اتحادها به ترکیه کمک میکند که به بازارها و سرمایهگذاری در بخشهای گوناگون کشورها دست یابد. یکی از بزرگترین برندگان جنگافروزی ترکیه، بورژوازی نظامی و صنعت جنگی این کشور است. شرکتهای ترکیهای مانند آسلسان، راکِتسان و صنعت هوایی ترکیه (TAI) که دوستی نزدیکی با دولت دارند، سودهای فراوانی از پیمانهای نظامی و فروش جنگافزار به کشورهای گوناگون بهرهمند میشوند. دولت ترکیه با افزایش نظامیگری، صنعت نظامی ترکیه را به یکی از فروشندگان بزرگ جنگافزار در خاورمیانه دگرگون کند. این جاهخواهیها به نفع بورژوازی، پیمانکاران دفاعی و نمایندگان سیاسی است، و نه به سود مردم.
بخش نظامی-صنعتی ترکیه نقش مهمی در استراتژیهای ژئوپولتیکی دولت دارد. افزایش هزینههای نظامی و تولید جنگافزارها نیاز به کاربرد آن در برون و درون مرزها، برای نمونه در سوریه، لیبی و علیه کُردهای ترکیه دارد. جنگافروزی به پیمانکاران جنگی و شرکتهای تولید جنگافزارها کمک میکند تا با فروش جنگافزارها به کشورها به سود هنگفتی دست یابند. ژئوپولتیک کنونی ترکیه به سود بورژوازی نظامی آن است. لایههای دیگر بورژوازی ترکیه، که فرماندهی انحصارها و شرکتهای چندملیتی را در دست خود دارد، از سیاستهای خارجی دولت بیشترین بهرهبرداری را میکنند.


دیدگاهتان را بنویسید