مقاله ۴۲/۱۴۰۱
۲۳ اسفند ۱۴۰۱، ۱۴ مارس ۲۰۲۳
پیش گفتار
رسانه های جهان از بستن پیمان دوستی میان رژیم جمهوری اسلامی و پادشاهی عربستان سعودی در پکن سخن گفته اند.
در این میان واکنش نیروهای “چپ” خوش باور به جمهوری اسلامی به این آشتی شگفت انگیز است. این گروه ها که تا کنون نبرد رژیم با “دست نشاندگان امریکا” در عربستان سعودی را بخشی از نبرد “ضدامپریالیستی” رژیم ولایت فقیه در خاورمیانه می دانستند، به ناگهان با یک چرخش “دلاورانه” این پیمان دوستی را نشانه پیروزی جمهوری اسلامی و “نگاه به شرق” آن خوانده اند.
تردیدی نیست که چهل سال رقابت میان دو رژیم دیکتاتوری مسلمان برای سرکردگی جهان اسلام، هزینه های انسانی و اقتصادی بی شماری برای توده های خاورمیانه داشته است. از آدم کشی های رژیم نژادپرست اسراییل در فلسطین که بگذریم، دیگر درگیری ها و جنگ های خاورمیانه، کم و بیش ریشه در این رقابت واپس گرایانه برای سرکردگی جهان اسلام داشته است و دارد. کشورهایی مانند یمن، سوریه، عراق و لبنان پهنه تاخت و تاز نیروهای گرم و نرم این دو دیکتاتوری خلیج فارس بوده اند و هستند. جای پای خونین این دو رژیم مسلمان دیکتاتور، یکی وهابی، یکی شیعه، را حتا دورترها در مصر و افغانستان هم می تواند دید.
برای همین دوستی آغاز شده میان این دو کشور و حل گسترش خواهی هر دو رژیم دیکتاتور با گفت و گو به سود همه ی خلق های خاورمیانه است. همه ی کمونیست ها، به ویژه کمونیست های خاورمیانه باید به این پیمان دوستی خوش آمد گویند.
ولی وظیفه کمونیست ها با این خوش آمد گوی ها به پایان نمی رسد و ما نمی توانیم که در سطح پدیده ها شناور باشیم. هم اکنون باید به واکاوی این چرخش بزرگ در سیاست فرامرزی جمهوری اسلامی پرداخت. چرا رژیم جمهوری اسلامی در زمان کنونی به نوشیدن این زهر می پردازد؟
بگذارید نگاهی کوتاه به تاریخ دشمنی و دوستی میان این دو دیکتاتوری داشته باشیم. پس از آن واکاوی کنیم که چرا رژیم ولایت فقیه هم اکنون به این سازش روی آورده است؟ به دنبال آن به واکنش های کشورهای گوناگون و برندگان و بازندگان این پیمان دوستی نگاهی داشته باشیم. در بخش پایانی به بررسی دلیل های عربستان برای بستن این پیمان و پیامدهای این پیمان برای اپوزیسیون راست بپردازیم.
کوتاه در باره ی درگیری و دوستی دو رژیم دیکتاتور
عربستان سعودی از همان فردای انقلاب شکوهمند ما، به دشمنی با هدف های انقلاب ملی و دموکراتیک ما پرداخت و از هیچ کوششی برای شکست آن پرهیز نکرد. عربستان سعودی یکی از انگیزه دهندگان به صدام حسین، برای یورش به میهن ما بوده است. اگر چه که میهن ما در این جنگ، با پشتوانه نیروهای بزرگ مردمی پیروز شد، ولی نقشه عربستان هم برای شکست انقلاب ما هم به پیروزی رسید. دستگاه فرماندهی جمهوری اسلامی آرام آرام به دست لایه های گوناگون بورژوازی انگلی افتاد. این نیروهای راست با هدف های اقتصادی- اجتماعی انقلاب بی گانه بودند، ولی باورهای شیعوی واپس گرایانه ای داشتند که موی دماغ عربستان هم شد. بدین گونه، سیاست برون مرزی جمهوری اسلامی برای گسترش شیعه، با سیاست وهابی سازی دیکتاتوری عربستان شاخ به شاخ شد.
پس از سال ها تیرگی پیوند میان این دو رژیم دیکتاتور، عربستان در سال ۲۰۱۶ پس از یورش چماق بدستان رژیم به سفارت این کشور در تهران، پیوند دیپلماتیک خود با جمهوری اسلامی را گسست.
در هفته ی گذشته آقای علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی و آقای مساعد بن محمد العبیان همتای سعودی او با میانجیگری چین پس از چهار روز گفت و گوی فشرده پشت درهای بسته در پکن گفتند که آماده هستند که دور تازه ای از پیوند دیپلماتیک خود را از سر بگیرند. جمهوری اسلامی و عربستان سعودی بر سر بازگشایی سفارت خانهها در دو کشور با هم به سازش کردهاند.
پیش از آن، وزیران خارجه سوریه و جمهوری اسلامی به دوستی دوباره میان سوریه و دولتهای عربی خلیج فارس خوش آمد گفتند. از سپتامبر ۲۰۱۱ هنگامی که عربستان به رهبران اپوزیسیون دست نشانده خود برای سرنگونی بشار اسد کمک کرد، دوستی میان عربستان و سوریه هم به دشمنی کشید.
فاطمه أبو الأسرار (Fatima Abo Alasrar )، کارشناس اندیشکدۀ خاورمیانۀ واشنگتن ( Middle East Institute) می گوید که به این آسانی نمی توان بر ناسازگاری ایدئولوژیک و سیاسی بنیادین و رقابت سخت دو کشور چشم پوشید.
بدین گونه، هیچ تردیدی نیست که هر دو رژیم دیکتاتوری مسلمان دریافتند که نمی توانند جنگ های جانشینی در خاورمیانه را ببرند و به ناگزیر باید با گفت و گو به بخش و پخش این کشورها میان خود بپردازند.
هر دو رژیم با چالش های فراوان درونی روبرو هستند که باید خود را برای رویارویی به آن ها آماده کنند و برای همین از پیمان دوستی کنونی خشنود هستند.
مساعد بنمحمد العیبان، مشاور امنیت ملی عربستان سعودی، در سخنرانی در نشست پایانی در پکن، گفت که «برای آنچه که به دست آوردهایم ارزش می گذاریم» و« امیدواریم به گفتوگوهای سازنده» آینده هستیم. فیصل بن فرحان، وزیر امور خارجه سعودی گفت که ازسرگیری پیوند دیپلماتیک با جمهوری اسلامی ایران برای این است که “سرنوشت کشورهای منطقه” یک سان است و باید به گفتوگو با هم پرداخت.
علی شمخانی، دبیر شورای امنیت ملی ایران گفت که پیوند با سعودی، ثبات بیشتر را به دنبال خواهد داشت. او گفت که گفتوگوها با سعودی در “فضایی صریح، شفاف و سازنده” انجام شده است. حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه ایران نیز گفت که ازسرگیری پیوند با سعودی، “ظرفیتهای بزرگی را برای منطقه” فراهم میکند. وزیر خارجه جمهوری اسلامی، نیز گفت که او هوادار «هر ابتکار عملی در راستای گفتگو که به تفاهم در منطقه بینجامد» است. به گفته عبداللهیان، سیاست حفظ امنیت همسایگان، موضوعی محوری است و در این راستا گامهای دیپلماتیک بیشتری در سطح منطقه برداشته خواهد شد.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، در روزنامه جوان سپاه پاسداران، آن را «یک گام مهم در راستای ثبات منطقه و خلیج فارس و توسعۀ سیاسی و اقتصادی» خواند. رئیس مجلس شورای اسلامی، از عربستان “اتخاذ تصمیمات خیرخواهانه در مسائل منطقه به خصوص لبنان، یمن و حمایت از فلسطین ” خواست.
چرا جمهوری اسلامی هم اکنون دست دوستی به سوی “شیطان کوچک” دراز کرده است؟
دلیل های درون مرزی
زمان بستن این پیمان پیش آمدی نیست، از یک سو رژیم می داند که اگر چه در سرکوب ددمنشانه شورش مردم پیروز شده است ولی این جنبش آتش زیر خاکستر است و از سوی دیگر تحریمهای اقتصادی بیش تر شده است. این دو سازه، پایه های رژیم را در همه ی زمینه ها لرزان می کند. ما همواره گفته ایم که جمهوری اسلامی نه عربستان و نه امریکا را دشمن بنیادی خود نمی داند، ترس رژیم همیشه و همواره از نیروی توده های خشمگین میهن ما بوده است و است. برای سرکوب جنبش مردمی و استوار کردن پایه های سست خود، همه ی لایه های بورژوازی انگلی می توانند هر گونه زهری را بنوشند.
بورژوازی انگلی جمهوری اسلامی، به ویژه بورژوازی نظامی که هم اکنون سرکردگی این لایه های را در دست دارد، بر این باور است که می تواند با برداشتن تحریم ها و با کاهش هزینه جنگی خود در خاورمیانه و کاربرد آن در درون میهن اقتصاد مرده میهن را تکانی بدهد و آتش خشم توده ها را بدین گونه خاموش کند، و دوباره زمین امید را در دل های نومید لایه های میانی سبز کند.
هیچ تردید نیست که بورژوازی نظامی می خواست که این “پیروزی بزرگ” را به پای خود بنویسد. روزنامه کیهان، نماینده خامنهای، در گزارشی در صفحه نخست خود، این پیمان را «ضربه کاری» به آمریکا و اسراییل خواند و نوشت: «مدعیان اصلاحات یاد بگیرند.» از سوی دیگر، روحانی سخنرانی پیشین خود را پخش کرد: «خدا نیامرزد آنهایی را که نگذاشتند روابط بین ایران و برخی همسایهها به خوبی انجام بگیرد. کارهای کودکانه و احمقانه انجام دادند، به مراکز دیپلماتیک حمله کردند» و «اگر اینها نبود امروز شرایط بهتری داشتیم.»
داده های فراوانی نشان گر آن است که آشتی با “شیطان کوچک” تنها جام زهر رژیم نبوده است، بل که رژیم در پنهان خود را برای بالا کشیدن جام های بزرگ زهر آماده کرده بود و برای درست انگاری این سازش همه ی دستگاه های تبلیغاتی خود را آماده کرده است که این جام زهر را هم چون جام پیروزی به مردم بشناسانند.
این پیمان هنگامی بسته می شود که جمهوری اسلامی شتابانه به گفت و گو در باره ی برنامه اتمی برجام بر گشته است. امپریالیسم پس از شکست نیروهای راست در به دست گرفتن رهبری جنبش مردمی به دنبال سازش با رژیم است. بر کسی پوشیده نیست که هم راهی امپریالیسم امریکا با جمهوری اسلامی بیش از پیش گسترش یافته است. سفر رافائل گروسی، دبیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی به ایران با پشتیبانی پشتپرده آمریکا، انجام شده بود و امریکا برای نشان دادن دوستی خودی این بار در نشست شورای حکام علیه ایران قطعنامهای به پیش نگذاشت. این هم پیش آمدی نیست که داماد آقای خامنه ای و از چهره های برجسته اصول گرا آقای غلامعلی حداد عادل به تازگی گفته است که “ارتباط با آمریکا مشکلی ندارد”. ابراز امیدواری آژانس بینالمللی انرژی و مقامهای جمهوری اسلامی برای دستیابی به پیمان هستهای را باید به این گفت و گوها پیوند زد.
گروسی سفر خود به تهران را ”بسیار مهم” نامید و افزود: «ما در بالاترین سطح از ایران تعهداتی گرفتیم و این تعهدات با تمام دورههای قبل تفاوت دارد.»
مشاور تیم مذاکرهکننده هستهای ایران افزود: «بهرغم تلاش لابی ضدایرانی، غربیها مایل به توافق هستند و ایران هم منتظر است.» دبیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی روز ۱۰ مارس (۱۹ اسفندماه) در گفتوگویی با شبکه الجزیره اعلام کرد که در سفر هفته گذشتهاش به تهران، ”در مورد مسائل و اصول عملی با ایران به تفاهم” رسید. گروسی در این سفر با ابراهیم رئیسی، رئیسجمهوری، حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه و محمد اسلامی، معاون رئیسجمهوری و رئیس سازمان انرژی اتمی ایران دیدار و گفتوگو کرد.
باید به یاد داشت که عربستان سعودی دولت آمریکا را در روند گفت و گو با ایران گذاشته بود. امپریالیسم آمریکا پاداش های کوچکی نیز برای رام شدن جمهوری اسلامی (نرمش در برجام و دوستی با عربستان) به او پیش کش کرده است.
دولت سوئیس که نقش ویژهای در ایران دارد و “حافظ رسمی منافع” آمریکا در ایران است، پارلمان این کشور را که با ۱۰۵ رای موافق در در برابر ۶۵ رای مخالف خواهان تحریم بیش تر ایران شد، سرزنش کرد. وزیر خارجه سوئیس هشدار داد که این کار مایه شکستن پلهای پیوند با جمهوری اسلامی میشود. ایگناسیو کاسیس (Ignazio Cassis)، رئیس شورای فدرال (دولت)، از پارلمان خواسته بود این طرح را نپذیرد. هم زمان دبیرکل اتاق مشترک بازرگانی ایران و عراق روز جمعه ۱۹ اسفندماه گفت که آمریکا در سفر وزیر خارجه عراق به واشنگتن، آزاد شدن کمی پولهای ایران را پذیرفت. آمریکا به عراق اجازه داده تا ۵۰۰ میلیون دلار از پولهای ایران در بانکهای عراقی آزاد و به ایران پرداخت شود.
لایه های گوناگون بورژوازی انگلی خود را با این سازش ها و نوشیدن جام های کوچک و بزرگ زهر، برای رویارویی سرتاسری با جنبش آزادی و برابری خواهی مردم ما آماده می کنند.
افزون بر سازه های درون کشور جمهوری اسلامی این را هم دریافته است که شیعه سازی خاورمیانه به زور بازوی جنگی به شکست انجامیده است.
دلیل های برون مرزی
توده های کشورهای خاورمیانه و حتا برخی از رهبران شیعه در عراق و لبنان نشان داده اند که خواهان میدان دادن به بازی با آتش جمهوری اسلامی در کشورهای خود نیستند و نمی خواهند که بخشی از جنگ جانشینی جمهوری اسلامی علیه عربستان شوند. بسیاری از میهن دوستان خاورمیانه دریافتند که کشورشان برای پیش رفت اقتصادی- اجتماعی نیاز به استواری و صلح دارد و نمی خواهند که نقشی در بازی جنگی میان عربستان با ایران داشته باشند.
پادشاهی عربستان و رژیم ولایت فقیه دیگر نمی توانند که کشورهای دیگر خاورمیانه را زیر چکمه های نیروهای شبهنظامی خود درگیر یک جنگ جانشینی کنند. پیش از آن قطر و تا اندازه ای هم امارت از جنگ عربستان در یمن دوری گرفته اند و عراق و لبنان هم روی خوشی دیگر به نیروهای جمهوری اسلامی نشان نمی دهند. کارشناسان می گویند که برنامه گسترش شیعه جمهوری اسلامی که به دست جانشین سردار سلیمانی سردار قاآنی پیاده شده بود، به شکست ننگینی دچار شد. جمهوری اسلامی آب روی خود را میان توده های خاورمیانه از دست داده است و الگوی شایستهای برای پیروی جوانان شیعه آن نیست. نه اقتصاد درخشانی دارد، نه فرهنگ پیش رفته، نه آزادی های سیاسی و نه مردم خشنود.
از دست دادن دوستی گروههای شیعوی در خاورمیانه، شکست بزرگی برای جمهوری اسلامی ایران بوده است و برای همین او خواهان باز پس گرفتن سنگرهای باخته به شیوه های دیگراست. رژیم ولایت فقیه هم اکنون بهترین شیوه گسترش شیعه را به میدان آوردن نیروی نرم، یعنی تلاش برای پیوند اجتماعی و فرهنگی با این کشورها می داند. چالشهای اقتصادی فراوان توان جمهوری اسلامی برای جنگ های جانشینی را کاهش داده است و هم اکنون برنامه های فرهنگی و اجتماعی دل خواه تر و پسندیده تر است. این نرمش پدیده تازه ای در سیاست جمهوری اسلامی در خاورمیانه نیست. همه ی رهبران بزرگ و کوچک جمهوری اسلامی هم واره سخن از گسترش شیعه و رهبری “امت” گفته اند. در جمهوری اسلامی، سیاست شیعه گرایی گاهی با شیوه “صدور انقلاب اسلامی” و گاهی با شیوه “ ام القری” همیشه پیاده شده است. لاریجانی پس از شکست سیاست “صدور انقلاب اسلامی”، نظریه “ ام القری” شیعه آفرید. نظریه “ ام القری” برای پیاده کردن سیاست شیعه گرایی با کاربرد شیوه های نرم آفریده شده است.
شماری از نهادهای فرهنگی و دینی جمهوری اسلامی با کشورهایی مانند سوریه، عراق، یمن، لبنان و فلسطین پیمان های فرهنگی و دینی بسته اند. این روی کرد جمهوری اسلامی نشان از دگرگونی الگوی بازوی جنگی، به بازآفرینی الگوی نیروی نرم در خاورمیانه دارد.
واکنش کشورهای گوناگون
دولت ها و گروه های بسیاری به از سرگیری پیوند دیپلماتیک خوش امد گفتند. میخائیل بوگدانوف، دست یار وزیر خارجه روسیه هم گفته است که کشورش در به انجام رسیدن این پیمان نقش داشته و گفته مسکو «به همراه کشورهایی مانند عمان و عراق و… به این روند سیاسی کمک کرده است». آقای بوگدانوف گفت که این کار «برای ایجاد یک سیستم امنیتی در منطقه خلیج فارس که در سطح اقتصاد جهانی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است، انجام گرفت.»
اتحادیه اروپا با فراموشی چین میگوید: «از آنجایی که هم عربستان سعودی و هم ایران اهمیت کانونی برای امنیت منطقه دارند، ازسرگیری روابط دوجانبه آنها میتواند به ثبات منطقه در کلیت آن کمک کند.»
واکنش دست نشاندگان جمهوری اسلامی برای جنگ جانشینی در لبنان و یمن بسیار چشم گیر است. سیدحسن نصرالله، دبیرکل حزبالله لبنان به گفت وگو و پیمان میان ایران و عربستان سعودی خوش آمد گفت و “آن را تحول مثبتی در منطقه خواند”. او گفت که این پیمان «میتواند چشماندازهایی را در تمام منطقه از جمله لبنان بگشاید.» محمد عبدالسلام، سخنگوی حوثیهای یمن (انصارالله) نیز نوشت که «منطقه نیاز به بازگشت روابط عادی میان کشورهای خود دارد تا امت اسلامی بتواند امنیت از دست رفته خود را بازیابد.» نیاز به یاد آوری است که حزب الله و حوثی ها تا دیروز به دنبال سرنگونی رژیم وهابی “دست نشانده امریکا و صهیونیست ها” در عربستان سعودی بوده اند.
وزارت خارجه ترکیه، وزارت خارجه طالبان، وزارت خارجه سوریه، فرانسه، وزارت خارجه مصر، وزارتخانههای خارجه بحرین و عمان، مشاور امنیت ملی عراق و مشاور دیپلماتیک رییس کشور امارات متحده عربی، به این پیمان خوش آمد گفته اند.
برندگان و بازندگان
تردیدی نیست که این پیمان پیروزی بزرگی برای خلق های خاورمیانه است و می توان امید داشت که این خلق ها دست کم تا اندازه ای از درد و رنجی که ریشه در جنگ میان این دو رژیم مسلمان دیکتاتور دارد رهایی یابند. چنان که وزیر خارجۀ سعودی گفته است به ویژه «راهی برای دستیابی به آتشبس در یمن می خواهند» بیابند. این پیمان برای صلح پایدار در یمن، سوریه و پس از آن در لبنان، عراق و افغانستان امید برانگیخته است. این پیمان می تواند به کاهش تنشها در خاورمیانه و خلیج فارس نیز کمک کند.
هم زمان، این پیمان یک پیروزی بزرگ دیپلماتیک برای چین در خاورمیانه است که مایه نگرانی امریکا نیز شده است. نقش چین در بازگشایی سفارت خانهها پس از ۷ سال چیزی نیست که امریکا بتواند فراموش کند. نشان خوبی برای امریکا نیست که جمهوری اسلامی با تلاش چین خود را از تنهایی سیاسی در خاورمیانه رها کند.
جفری فلتمن (Jeffrey Feltman)که از موسسه بروکینگز(Brookings Institute) میگوید که این پیمان «یک سیلی به دولت بایدن» است. دانیل راسل(Daniel Russel)، دیپلمات امریکا در امور شرق آسیا (Asia Society Policy Institute (ASPI)) میانجی گری میان ایران و عربستان از سوی چین را “پیام برای آینده” می داند.
جان آلترمن (Jon B. Alterman)، از مرکز پژوهش های استراتژیک و بینالمللی واشنگتن (Center for Strategic and International Studies)، می گوید که با این که امریکا نیروی برتر جنگی در خلیج فارس است، ولی نیروی دیپلماتیک چین هم نیرومند است و روزانه افزایش هم می یابد.
روزنامۀ فرانسوی لوموند هم نوشت که آشتی جمهوری اسلامی با عربستان با میانجی گری چین به معنای پیروزی استراتژیک چین در خاورمیانه و پس رانی آمریکا است.
از سوی دیگر، مایکل مکال (Michael McCaul)، عضو مجلس نمایندگان آمریکا، در باره ی میانجی گری چین گفت این کار «امنیت ملی آمریکا و شرکای ما را تهدید میکند.» جان کربی (John Kirby) دست یار جنگی بایدن (Assistant to the Secretary of Defense for Public Affairs) میگوید که امریکا از نزدیک رفتار پکن در خاورمیانه و جاهای دیگر را بازرسی می کند.
اگر جمهوری خلق چین یکی از برندگان بزرگ این پیمان است، به همان اندازه باید اسراییل را یکی از بازندگان بزرگ این پیمان دانست.
رقیبان نتانیاهو، مانند نخستوزیران پیشین اسراییل یاری لاپید (Yair Lapid) و نفتالی بنت (Naftali Bennett) نزدیکی میان عربستان و جمهوری اسلامی را «شکست بزرگ و خطرناک سیاست خارجی دولت اسرائیل» می دانند. نتانیاهو در زمان ریاست جمهوری دونالد ترامپ توانست که با بحرین و امارات متحد عرب پیوند سیاسی رسمی برپا کند، ولی عربستان هیچ گاه به «پیمان ابراهیم» نپیوست. سیاستهای ریاض در برابر اسراییل دگرگون نمی شود ولی آشتی با تهران، به گفته عزیزالغشیان تحلیل گر سعودی، به بهبودی پیوند عربستان با اسراییل نیز نمی انجامد.
نیکلاس هراس (Nicholas A. Heras) کارشناس آمریکایی واشنگتن (The Washington Institute)، می گوید که این پیمان «یک پیام برجسته برای اسراییل دارد». اگر اسراییل یورش جنگی به ایران کند، نباید امیدی به همکاری عربستان داشته باشد.
جو بایدن در پاسخ به پرسش درباره ازسرگیری دوستی ایران و عربستان سعودی گفت «هرچه روابط بین اسراییل و همسایگان عرب آن بهتر باشد، برای همه بهتر است». او که انگار در دنیای دیگر زندگی می کند ولی ناخواسته نگرانی خود را برای اسراییل به زبان می آورد.
دلیل دیکتاتوری عربستان برای بستن پیمان دوستی با رژیم ولایت فقیه
دیکتاتوری عربستان پایدارتر از دیکتاتوری ولی فقیه در میهن ما است. بی گمان جمهوری اسلامی پذیرفت که هیچ کمکی به نیروهای شیعه در درون عربستان نکند. با این پیمان بزرگ ترین ترس رژیم سعودی در درون از میان برداشته می شود. پس از آن این دو دیکتاتوری مسلمان به بخش کردن یمن به استان های زیر نفوذ خود خواهند پرداخت که از نگرانی بزرگ عربستان برای پاسبانی مرزهای خود با یمن نیز می کاهد. این پیمان بدون هیچ تردیدی رژیم دیکتاتوری عربستان را استوارتر خواهد کرد.
پادشاهی سعودی آرزوها و برنامه های خود را دارد که می تواند با منافع ایالات متحده در تضاد باشد. پادشاهی سعودی می خواهد از تک کالایی و وابستگی به فروش نفت خود را رها کند و به یک کشور بزرگ اقتصادی دگرگون شود.
این هم پیش آمدی نیست که عربستان با این که امریکا را در روند گفت و گو با جمهوری اسلامی گذاشته است، ولی چین را برای میانجی گری برگزیده است. پادشاهی عربستان آگاهانه و اندک اندک وابستگی نظامی و اقتصادی خود را با آمریکا کم کرده است.
باید بادآوری کرد که دوستی عربستان و امریکا مانند گذشته نیست. در شهر «العلا» کنفرانسی از سوی مرکز «ثنک» برای پژوهش دیپلماتیک و نظامی، اقتصادی، فرهنگی و تکنولوژیک بود که در آن سردمداران سعودی و ایالات متحده برای بررسی تنشهای میان دو کشور و پیامدهای آن با هم گفت و گو کردند. دیگر مانند گذشته این گونه نیست که بدون کمک آمریکا، عربستان به فروپاشی خواهد انجامید. عربستان روزانه دو میلیون بشکه نفت به چین می فروشد. به ویژه چین برای خرید نفت و فروش خودرو و موبایل و دیگر کالاها به عربستان نقش بسزایی دارد. چین برای پشتیبانی از منافع ملی خود و پیوند بازرگانی خود با دیگران از شیوه دیپلماتیک سود می جوید و تا کنون ها نیروهای جنگی به کار نبرده است. نفت هنوز کالاهای فروشی سعودی است و نقش مهم در سیاست و اقتصاد آن خواهد داشت.
با این همه، آمریکا، هنوز آماده نیست که دوستی با عربستان را فراموش کند و نقش تاریخی و واپس گرایانه این دوستی را نباید از یاد برد. عربستان سعودی هم نگران برنامه هستهای ایران است. بی گمان این گفت و گو نگرانی عربستان سعودی را در باره ی برنامه هستهای کم تر کرده است. برایان کاتولیس (Brian Katulis)، از موسسه خاورمیانه (Middle East Institute) می گوید که این پیمان به امریکا کمک می کند که تا با یاری عربستان سعودی جمهوری اسلامی را در باره ی برنامه هسته ای به سازش وادارد.
پیامد این پیمان برای نیروهای “راست” اپوزیسیون
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی گفت که نخستین شرط «عدم دخالت در امور داخلی کشور» است.
ما همیشه گفته ایم که وابستگی سیاسی و یا پولی به دیگر کشورها برای واژگونی جمهوری اسلامی کار درستی نیست. میهن ما باید با دست توانای هم میهنان ما آزاد شود. داوری دادگاه دانمارک علیه یکی از گروه های جدایی خواه عرب زبان نشان گر آن است که این گروه برای عربستان در سوئد و دانمارک جاسوسی می کرد.
بدین گونه، یکی از پیامدهای بزرگ این پیمان دوستی، بسته شدن حساب های بانکی جدایی خواهان عرب و رسانه هایی هم چون ایران اینترنشنال است. یکی از هزینه هایی که عربستان باید بپردازد، پایان پشتیبانی از این رسانه و پایان پشتیبانی از گروه های جدایی خواه عرب زبان در میهن ما است.
بی گمان این شرط جمهوری اسلامی برای پول ندادن به ایران اینترنشنال در گفت و گوی نخست علی شمخانی با همتای عربستانی خود در میان گذاشته شد و برای همین دفتر ایران اینترنشنال به امریکا جابجا شد.
گفت و گو ایران اینترنشنال با آقای بنیامین نتانیاهو نشان می دهد که این رسانه پس از بهبودی پیوند ایران و عربستان به دنبال سرچشمه پولی دیگری می گردد و به گمان بسیار هزینه این پشتیبانی در آینده بر دوش اسراییل سنگینی خواهد کرد. نیاز به یادآوری هست که در این برنامه ایران اینترناشونال میکروفن دار نتانیاهو بود و او هر چه را که در دل داشت به آسانی و یک ریز به زبان آورد.
افزون بر این، بدون این که بخواهیم به کسی انگ بزنیم، باید بگوییم که این پیمان دوستی بازار شاه خواهان را هم بیرواج خواهد کرد. اگر هم آن ها به پشتیبانی پولی دیکتاتوری عربستان نیازی نداشته اند، ولی بر هیچ کسی پوشیده نیست که روی هم کاری دیکتاتورهای سعودی برای سرنگونی جمهوری اسلامی حساب می کردند.
پایان سخن
بی ریب این پیمان به سود خلق های خاورمیانه است که سال ها است که رنگ و بوی صلح را فراموش کرده اند. در این هم تردیدی نیست که این پیمان یک پیروزی بزرگ برای دیپلماسی جمهوری خلق چین در خاورمیانه است که امریکا را به ترس انداخته است. نقش روسیه و چین در آشتی دادن این دو نظام دیکتاتور مسلمان در راستای هدف های استراتژیک آن ها در ساختن قطبی در برابر امپریالیسم امریکا را نباید فراموش کرد. چند قطبی کردن جهان به سود همه ی رنج بران جهان است و باید از سوی کمونیست ها پشتیبانی شود. بازنده بزرگ این پیمان اسراییل است که دیگر مانند گذشته نمی تواند به روی کشورهای خلیج فارس برای یورش به میهن ما حساب باز کند.
هم زمان باید به یاد داشت که این پیمان هر دو رژیم دیکتاتوری مسلمان را در درون کشور خود نیرومندتر می کند و دست های آن ها را برای سرکوب جنبش مردمی بازتر می کند. به ویژ بورژوازی انگلی میهن ما بر این باور است که با این پیمان و به دنباله آن با بستن پیمان برجام به زودی می تواند همه ی نیروهای خود را برای سرکوب جنبش مردم به کار برد.
جمهوری اسلامی آن چنان که “چپ”های خوش بین به آن می اندیشند با بستن این گونه پیمان ها از مرگ نجات نخواهد یافت، اگر چه زندگی اش در کوتاه زمان آسان تر خواهد شد. چالش های ریشه ای میهن ما که ریشه در اقتصاد ددمنشانه نئولیبرالیستی، سیاست های سرکوب گرایانه ضدکارگری، نظام چرکین دیوان سالاری آغشته به رانت خواری و دوست بازی، شکاف طبقاتی، نابودی محیط زیست، ستم به خلق های میهن و زن ها، نبود آزادی های سیاسی و واپس گرایی دینی دارد، با بستن این گونه پیمان ها نابود نخواهد شد.
این پیمان بدون شک نیروهای اپوزیسیون راست هوادار امپریالیسم را کم توان تر کرده است. هم اکنون “چپ”انقلابی باید با تلاش برای هم اندیشی، هم کاری و هم گامی در یک گردان یک پارچه و هم آهنگ، شرایط ذهنی انقلاب را آماده کند.

درود دلاور بسیار عالی لیکن جا داشت از بحران اسراییل شکست خفت بار ناتو و ورشکست شدن بانک ها دراین رابطه سخنی گفته شود بدرود
خیلی خوب آقا سیامک . حالا حتمآ عدالت ۱ و ۲ راه توده و ۱۰مهر وارد مبارزه علیه جمهوری اسلامی سفاک می شن برای اینکه از تجزیه ایران توسط عربستان ترس داشتند. حالا که صلح شد دیگه این بهانه خدا رو شکر برطرف شد. صبر کن ببینم مثل اینکه من سریع نتیجه گرفتم اینا حتمآ الان میگن که برا نگاه به شرق فعلا با این رژیم دیکتاتوری ضد کارگری کاری نداشته باشیم. ای بابا من فکر کردم ما داریم قوی میشیم الان هیچی ولش کن