“تحليلي آكادميك”، تهي از مضموني ماركسيستي- توده اي!
“جوانرود” پيوندِ مبارزه ي دمكراتيك و سوسياليستي را نفي مي كند!

مقاله شماره: ۲۹
اين واقعيت درك شود كه بدون ايجاد “جبهه متحد خلق”، آن طور كه حزب توده ايران پس از پيروزي انقلاب بهمن مطرح كرد، حفظ استقلال و حاكميت ملي ايران و هم رشد موزون اقتصادي- اجتماعي مستقل كشور تحقق نخواهد يافت. چنين فرازمندي و شكوفايي تنها هنگامي ممكن خواهد شد كه در آن، رشد نسبي “عدالت اجتماعي” و حفظ “آزادي هاي فردي و اجتماعي قانوني- دموكراتيك” به وحدت رسيده و گام به گام پيش مي رود.

استدلال نظري در خدمت هدف سياسي!
درك “راه توده” از ترقي تاريخي، مكانيكي و مذهبي است!

مقاله شماره: ۲۷
انديشه ي ذهن گراي ايده آليستي، “سوسياليسم” را به عنوان امكاني كه بايد براي تحقق آن رزميد نفي مي كند. نفي مكانيكيِ نقش عنصر آگاه و مبارزه جو در روند برپايي سوسياليسم نزد اين انديشه ي ذهن گرا آنجا تبلور مي يابد كه اين روندِ فعالِ انقلابي را امري محتوم و از پيش تعيين شده اعلام مي كند. براي آغاز گذار، محك تـه كشيدن رمق سرمايه داري تعيين مي شود: «دیگر امکان حیات … نداشت»!  

سياست مستقلِ طبقاتيِ حزب توده ايران ديروز، امروز!
“راه توده” مخالف سیاست مستقل طبقاتیِ حزب توده ایران است!

مقاله شماره: ۲۵
نبايد از دفاع دروغين از «كيانوري و جوانشير و عمويي و طبري» ذوق زده شد. انتشار عكس هاي آن ها در “راه توده”ي دروغين ابزار است براي پاره پاره كردن خط مشي انقلابي حزب توده ايران و مسخِ تقليل و مطلق گراي اين خط مشي انقلابي. آن ها مي خواهند «دفاع از اصلاح طلبان» را به عنوان تنها وظيفه ي حزب توده ايران بنمايند! مي خواهند سپس اين خواست خود را به دنباله روي از اين يا آن لايه بورژوازي تقليل داده و محدود سازند!

«هيروگليف» براي ادامه سردرگمي “چپ”!
«گذار از سرمايه داري» از ديد سعيد رهنما

مقاله شماره: ۲۴
انديشه ي ضد كمونيستي، از تز «نبود اردوگاه سوسياليسم و بورژوازي ملي» كه درستي آن را به اثبات نرسانده است، براي چپ و به ويژه چپ انقلابي نسخه ي عملكرد و سياست مي پيچد. پذيرش «سوسيال دمكراسي راديكال» نتيجه گيري منطقي از اين نسخه پيچي است و نه ناشي از واقعيت حاكم بر جامعه سرمايه داري كه گذار انقلابي از آن به مسئله روز بشريت ترقي خواه تبديل شده است.

تعيين منافع طبقاتي روندي عيني است!
پاسخی به پرسش سهند گرامی!

مقاله شماره: ۲۳
هنگامي كه بايستي ازجمله پديده ي انتشار آگهي براي «بازگشت توده اي ها به صحنه نبرد طبقاتي» مورد تحليل قرار گيرد، مي بايستي به مساله حمله ي سيبري به آن همان قدر پرداخت كه به مساله آدرس جديد نشناخته براي علاقمندان! هنگامي كه روزانه چند ده نفر از طريق آگهي در اخبار روز از آدرس جديد توده اي ها با طلاع مي شوند، انتشار آگهي بلاترديد از مضموني مثبت و در جهت تاريخي- ترقي خواهانه در چارچوب نبرد طبقاتي حاكم برخوردار است. گامي است با مضمون رهايي بخش و در تامين استقلال سياست طبقه كارگر و حزب آن!

جايگزيني كه مي خواهيم، به جاي آنچه نمي خواهيم!؟
در بر همان پاشنه مي چرخد!

مقاله شماره: ۲۱
نظريه پردازان بورژوازي نه تنها عنصر ضد مردمي و استثمارگرانه اقتصاد سياسي امپرياليستي را مسكوت مي گذارند، بلكه فراتر از آن، عنصر ضد ملي اين اقتصاد سياسي را با تز «زمين آدميان» توجيه مي كنند و تن دادن به آن را به مردم سرزمين ايرانيان توصيه مي كنند.

من به راه توده مي روم!
من از «منافع طبقاتي كارگران و توده ي زحمت» دفاع مي كنم!

مقاله شماره: ۲۰
تعیین دو تضاد اصلی میان طبقه کارگر و لایه های دیگر مردم میهن دوست با طبقات حاکم در نظام سرمایه داری ولایی، که از آن وظایف روز نتیجه می شود و به آن اشاره شد، نقطه ی مرکزی را در ارزیابی تشکیل می دهد. مبارزه با نولیبرالیسم، به معنای نفی مطلق آن است. آن چیزی است که در انطباق کامل است با مضمون مبارزه ی ضد دیکتاتوری- دموکراتیک و ملی- ضد امپریالیستی. زیرا، همان طور که در ارزیابی به درستی نشان داده شده است، کلیت رژیم حاکم، اجرای این “اقتصاد سیاسی” ضد مردمی و ضد ملی را دنبال می کند.

شب پرستان، مشت مشت بر ستاره ها رنگ شب مي پاشند!
چهره ی مهربان با چشمان مصمم!

مقاله شماره: ۱۹
دفتر شعر زندان طبری در اختیار شاعر بزرگ ایران، ه ا سایه (هوشنگ ابتهاج) گذاشته شد. رفیق سایه نیز بلافاصله خود راساً تعلق اشعار را به احسان طبری مورد تائید قرار داد و گفت:
«سراينده بدون ترديد طبري است و يا همزاد او. همزاد نه به معناي شبيه، بلكه به معناي خود او!».