تاریخ، تاریخ اقتصاد سیاسی است! پی گفتار
غـار لاسكو

مقاله شماره: ۱۸
همه بر سر اين امر که پيروزي روحاني‏، تغييري در شرايط حاكم بر كشور و مردم ايجاد نخواهد کرد‏، توافق دارند و می دانند كه اين امر ناشي از سلطه ي ديكتاتوري است. اين سلطه، حفظ “اقتصاد سياسي”اي را دنبال مي كند كه علت اصلي وجود شرايط حاكم است. آن را بايد مطرح ساخت و به ميان مردم برد.
اهميت طرح “اقتصاد سياسي” مرحله ي ملي- دموكراتيك انقلاب ايران در مبارزه با ديكتاتوري ولايي و هم نظام سرمايه داري وابسته به اقتصاد جهاني امپرياليستي از موضع ديگري نيز ضروري است. ضرورت طرخ آن براي مبارزه با «بيگانگي از خود» در «آگاهي [كاذب] اجتماعي» حاكم شده در ايران ترديد ناپذير است.

«حاكميت طبقه كارگر» يك امكان تحقق پذير است!
«بگذار مرا خام پندار بنامند»!

مقاله شماره: ۱۷
اقتصاد سياسي اي كه «همه موانع را با “خصوصي سازي” از سر راه غارت ثروت هاي متعلق به مردم بر طرف ساخته است، تا انباشت سرمايه را بدون هر مرز و محدوديتي ممكن سازد». آن ها كه با موضع ضد توده اي و ضد كمونيستي، و يا حتي از موضعي به اصطلاح “عاقلانه”ي «عقل سليم» خود که منطبق است با تائيد “واقعيت موجود”، همراه شرايط گام برمي دارند كه شما از آن ها نام برديد. آن ها بايد با صراحت پاسخ دهند كه آيا از دید خود چنين شرايطي را به عنوان سرنوشت ميلياردها انسان در ايران و جهان خواستارند؟ اقتصاد سياسي ضد مردمي اي كه منافع ملي ايران را نيز به باد مي دهد و كشور را به نومستعمره ي اقتصاد جهاني امپرياليستي بدل ساخته است!؟
نفی “اختلاف طبقاتی” و یا “طبیعی” ارزیابی نمودن آن، یک استدلال نیست! یک تز اثبات نشده است!

ديالكتيك عين و ذهن يا “پديدارشناسي” ايده آليستي؟
پاسخی به رفیق عزيز ابی!  

مقاله شماره: ۱۵
در انديشه ماركسيستي، رابطه عين و ذهن در ارتباط بي واسطه با پراتيك (اجتماعي) قرار دارد. بدين ترتيب “پديدار شناسي” ماترياليستي با اهرم “تجربه” (اجتماعي)، به شناخت كليت كه واقعيت است نايل مي گردد.
درك رابطه ديالكتيكي ميان تبديل شدن عينيت به ذهنيت و ذهنيت به شناخت عيني از واقعيت، تنها با پذيرش مقدم بودن عينيت در پرسش نخست فلسفه ممكن است.

تاريخ، تاريخ “اقتصاد سياسي” در هر دوران است!
نه آن تاريخ متكي به «يادمانده ها»!

مقاله شماره: ۱۳
توجه تاريخ نگاري بورژوايي، معطوف است به بررسي فعل و انفعالات در جامعه كه به منظور تحقق بخشيدن به “اقتصاد سياسي” حاكم در لحظه ي تاريخي تحقق مي يابد. اين تاريخ نگاري بورژوآمابانه عمدتاً محدود به توصيف جنگ ها است. به طور جنبي به بررسي برخي از علل جنگ ها و وقايع ديگر مي پردازد.

«با اتحاد عمل در راه بسيج مردم»
آموزش از دور اول انتخابات رياست جمهوري در فرانسه براي ايران؟

مقاله شماره: ۱۱
در چنين شرايط تاريخي است كه مبارزه با تجاوزگري امپرياليسم به ارزشي ملي و دمكراتيك براي همه زحمتكشان و لايه هاي ديگر ميهن دوست تبديل و به اهرم دفاع از حق حاكميت ملي و استقلال كشور بدل مي گردد.

ارايه تعريف علمي از “اقتصاد سياسي” مرحله ملي- دموكراتيك انقلاب و برنامه “اقتصاد ملي” مبتني بر آن وظيفه روز و اهرم برّاي مبارزه عليه «نمايش انتخاباتي» رژيم ولايي، ازجمله در مرحله پيش رو است! آن را به اهرم گذر از «كليت نظام» بدل سازيم.

لبـه تیـز مبارزه علیه کدام تضاد؟

مقاله شماره: ۹
آیا اندیشه ای که قادر به شناخت وحدت تضاد عمده و اصلی در مرحله “انقلاب ملی- دموکراتیک” در ایران نایل شده است، ولی به تشریح “اقتصاد سیاسی” ملی- دموکراتیک به عنوان جایگزین انقلابی برای اقتصاد سیاسی “اسلامی” و نولیبرالِ امپریالیستی نمی پردازد، با سکوت خود دچار “راست روی” نمی شود؟


بيست و يكمين كنگره ي حزب كمونيست آلمان
جستجوی هدف استراتژیک در مرحله ی کنونی در احزاب کمونیستی و کارگری

مقاله شماره: ۷
رابطه ميان مبارزه ي اتحادي- دموكراتيك در جامعه و مبارزه ي سوسياليستي به منظور ارتقاي سطح آگاهي طبقاتي كارگران و متحدان نزديك آن، در بحث هاي احزاب برادر به محور مركزي تبديل شده است. با توجه به مضمون بحث ها اين پرسش مطرح است كه آيا مي توان برای ایران و مبارزه ی حزب توده ایران نیز در شرايط كنوني حاكم به نتایج مشابهي دست يافت و يا خير؟


وظايف مشخص نبرد طبقاتي در شرايط كنوني
جستجوی هدف استراتژیک در مرحله ی کنونی در احزاب کمونیستی و کارگری!

مقاله شماره: ۶
“مرحله”هاي نبرد دموكراتيك و سوسياليستي روندهاي يكي بعد از ديگري را تشكيل نمي دهد. بلكه از بهم تنيدگيِ ديالكتيكي دروني برخودار است. موزِس سرشت روندگونه “مرحله”ها را همانجا چنين برجسته مي سازد: «حزب كمونيست آلمان مداوم مورد تاكيد قرار داده است كه تغييرات ضد مونوپولي و سوسياليستي، روند بهم تنيده ي انقلابي اي را در گذار از سرمايه داري به سوسياليسم تشكيل مي دهد.»