«به چه دليل پنتاگون ايران را يكی از بزرگ ترين دشمنان خود می  داند؟»
كليت، حقيقت است! (هگل)

مقاله شماره: ۵۵ (۱۴/۰۹-۲۰۱۷)
مبارزه با امپرياليسم، مبارزه با اقتصاد سياسی امپرياليستی است كه تنها از طريق تحقق بخشيدن به اقتصاد سياسی ملي- دمكراتيك ممكن می گردد كه ديگر يك اقتصاد ملی نظام سرمايه دارانه همان قدر نيست كه اقتصاد سياسی سوسياليستی هم نيست. برنامه ی جامع يك اقتصاد ملی است كه در شرايط تفوق قدرت سرمايه مالی امپرياليستی تنها امكان را برای ايجاد ساختن شرايط و زيربنای رشد همه جانبه ی نيروهای مولده در ايران تشكيل می دهد. برنامه ای كه بايد هر كشور بر پايه شرايط مشخص و امكانات و محدوديت های مشخص كشورش تنظيم كند. موفقيت های نسبی تجربه ی در جريان و پايان نيافته در جمهوری خلق چين نمونه وار است.

مرحله ي «بورژوا- دموكراتيك» انقلاب؟
تئوري ماركسيستي- لنينيستي درباره ي انقلاب اجتماعي

مقاله شماره: ۵۳ (۰۷/۰۹-۲۰۱۷)
درك جهانشمول بودن سطح نيروهاي مولده را ماركس با بيان: «پيشرفته ترين سطح رشد نيروهاي مولده پا قرص مي كند» برمي شمرد. اين سخن را همه ي متفكران مي شناسند. همان طور كه نظر ديگر ماركس را مي شناسند كه مي گويد: «هيچ شيوه ي توليدي تا هنگامي كه امكان رشد دارد، از كار نمي افتد».

بدون درك رابطه ديالكتيكي و تاريخيِ اين دو نقل قول، انديشه به سرعت به مطلق گرايي پناه مي برد و در انتظار پا قرص كردن پيشرفته ترن شيوه توليد و زمان گذار از نظام سرمايه داري از رمق افتاده در كشورش، به گفته لنين در «كوپه ي قطار به انتظار مي نشيند»!

«آيا نظام نياز به يك جراحي ندارد؟»

مقاله شماره: ۵۱ (۲/۰۹-۲۰۱۷)
«آرمان هاي [انقلاب] همچون عدالت، آزادي، استكبار ستيزي، پياده سازي شريعت و ساده زيستي مسئولين»، قرباني «مصلحت ها» شده است كه در پس پرده ي «حاكم شدن گفتمان امنيت و منافع ملي» پنهان مي شود و «آزادي هاي فردي و اجتماعي و …» قربانيان آن هستند!

”راه توده” از نظام سرمایه داری و دیکتاتوری ولایی دفاع می کند!
دفاع از بخش عمومي- دمكراتيك اما سر بلند مي كند!

مقاله شماره: ۵۰ (۳۰/۰۸-۲۰۱۷)!
سرمقاله نويس اقدام ضد مردمي «آقاي خامنه اي» را محكوم نمي كند كه جنايتكاراني را با دست هاي خونين و انديشه ي ارتجاعي و رسوا به مصلحت انديشي براي ايرانِ ج. ا. مي گمارد. بلكه، با نقل از «وبسايت رسمي دفتر آقاي خامنه اي» يكي ديگر از تبليغات آن را به خورد خواننده مي دهد كه گويا «تركيب مجمع ربطي به گروه ها و احزاب و جناح هاي سياسي ندارد»!
افسانه اي را مطرح مي كند كه گويا بايد آن را عقب نشيني «وبسايت …» تلقي كرد كه از روي «ناگزير»ي و زير فشار افكار عمومي انجام داده است

عمده سیاست مستقل حزب توده ایران است!

مقاله شماره: ۴۶ (۲۳/۰۸-۲۰۱۷)
مضمون استقلال سیاست مارکسیستی- لنینیستی، مضمون «خط مشی انقلابی» و «برنامه حداقل کارگری» حزب توده ایران در شرایط کنونی – مبارزه برای احیای دستاوردهای دموکراتیک- ملی انقلاب بهمن -، مضمون نبرد طبقاتی به سود طبقه کارگر ایران را در شرایط کنونی تشکیل می دهد.

موضع حزب طبقه كارگر در «ائتلاف حداقل با بورژوازي ملي»
مساله ي رشد نيروهاي مولده و مرحله ي ملي- دموكراتيك انقلاب!

مقاله شماره: ۴۵ (۲۲/۰۸-۲۰۱۷)
اقتصاد سياسي مرحله ملي- دموكراتيك، اقتصاد سياسي سوسياليستي نيست. اما ديگر اقتصاد “بورژوا- دمكراتيك” نيز نيست كه در آن منافع طبقه بورژوازي ملي- مولد گويا تنها تكانه و موتور توسعه و شكوفايي اقتصادي- اجتماعي است!
در اين اقتصاد سياسي انديشه ي وحدت منافع «طبقات بسياري» از طريق پيوند ميان روند “آزادي”‌و “عدالت اجتماعي” به واقعيت مادي تبديل، و به تكانه ي تاريخي براي گذار موفق و مسالمت آميز در جامعه به «توسعه» و رفاه نسبي بدل مي شود.

«مداحـان جگـر سوختـه»؟
اشک تمساح “راه توده” برای طبری!

مقاله شماره: ۴۳ (۱۷/۰۸-۲۰۱۷)
دشمنان، سيماي مبارزهِ جويانه و سويه انقلابي شخصيت احسان طبري را برنمي تابند. با او همان می کنند که طرفداران «انديشه ي ماركسي» با ماركس می كنند و از انديشه او، علم جامعه شناسي را براي تغيير جهان حذف می كنند.
با طبري هم چنين مي كنند. فرياد «بر مرداب تن، نيلوفر انديشه مي رويد» را مي دزدند، حاشا مي كنند.
علي خدايي كه مسئول سازمان حزبي در افغانستان است هنگامي كه اشعار زندان احسان طبري به كابل رسيد و دزديده شد، اين اشعار را در “راه توده” منتشر نمي سازد! «روزگار غريبي است … »! اين طور نيست؟

«ما حزب زندگي، حزب اميد هستيم!»
باز هم درباره ي “ديالكتيك مشخص”

مقاله شماره: ۴۲ (۱۵/۸-۲۰۱۷)
بدون ترديد سياست انقلابي حزب توده ايران با طرح “اقتصاد سياسي” مرحله ملي- دموكراتيك انقلاب و كوشش براي تنظيم برنامه اقتصاد مليِ مبتني بر دستاوردهاي انقلاب بزرگ بهمن ٥٧ مردم ايران، مبارزه براي گذار از ديكتاتوري و وابستگي اقتصادي ايران به اقتصاد امپرياليستي را به مرحله اي بالاتر ارتقا مي دهد. با طرح چنين شعاري، روند تفهيم وحدت خواست آزادي- عدالت اجتماعي و منافع ملي به پرچم توانمندي براي تجهيز طبقه كارگر در همه لايه بندي امروزي آن و ديگر لايه هاي ميهن دوست نايل خواهد شد و به حيات ناشكوهمند جريان هاي انحرافي ضربه نهايي را خواهد زد.