۲۸ سپتامبر ۱۹۷۰، خاورمیانه با خبری تکاندهنده لرزید: جمال عبدالناصر، رئیسجمهور مصر، در ۵۲ سالگی بر اثر سکته قلبی درگذشت. این خبر تنها چند ساعت پس از اجلاس سران اتحادیه عرب ؛ اجلاسی که ناصر شخصاً امیر کویت را بدرقه کرده بود منتشر شد. مرگ او برای میلیونها عرب، نه فقط پایان زندگی یک رهبر، بلکه فروپاشی رؤیای وحدت و استقلال بود.
پیکر ناصر در قاهره با حضور پنج میلیون نفر؛ تقریباً همه سران عرب آمده بودند تشییع شد. یاسر عرفات در مراسم گریست، ملک حسین اشک ریخت و معمر قذافی، که ناصر را همچون خدایی زنده میستود، دوبار از حال رفت. در بیروت تظاهرات عزاداری به شورش انجامید و در قدس دهها هزار فلسطینی شعار دادند: «ناصر هرگز نمیمیرد!»
ناصر از همان نوجوانی روحیهای شورشی داشت. او در تظاهرات ضد اشغال بریتانیا زخمی شد و نامش در روزنامهها آمد. در دانشکده افسری با رفقایی آشنا شد و «افسران آزاد» را بنیان گذاشت. این گروه در ۲۳ ژوئیه ۱۹۵۲ سلطنت فاسد فاروق اول را سرنگون کرد و جمهوری را بنا نهاد.
نقطه عطف، ملیکردن کانال سوئز در ۱۹۵۶ بود که اقدامی جسورانه که خشم بریتانیا، فرانسه و اسرائیل را برانگیخت. ارتشهای متجاوز به مصر یورش بردند، اما با مقاومت مردمی و فشار آمریکا و شوروی عقب نشستند. از آن پس، ناصر به قهرمان جهان عرب بدل شد.
او در داخل با اصلاحات ارضی به نفع دهقانان، ملیسازی بانکها و پروژه عظیم سد اسوان کوشید مصر را دگرگون کند. ناصر نه تنها استعمار را به چالش کشید، بلکه آرمان «پانعربیسم» را به اوج رساند؛ هرچند ناکامی در اتحاد با سوریه و شکست در جنگ ششروزه ۱۹۶۷ سایهای تلخ بر میراث او انداخت.
با این همه، برای میلیونها نفر ناصر همچنان نماد شجاعت، استقلال و رؤیای بزرگ وحدت عربی است.


دیدگاهتان را بنویسید