«ناصر؛ قهرمان شکست‌خورده یا رویای جاوید؟»

image_printچاپ

جمال عبدالناصر در ۱۵ ژانویه ۱۹۱۸ در اسکندریه، در خانواده‌ای متوسط به دنیا آمد. پدرش کارمند پست بود و همین موجب شد خانواده مدام جابه‌جا شوند. ناصر از کودکی شیفته تاریخ اسلام و رهبران بزرگ بود و در نوجوانی با اندیشه‌های مصطفی کامل و احمد شوقی آشنا شد.

پس از ورود به ارتش، در جنگ ۱۹۴۸ علیه اسرائیل تجربه میدانی یافت. شکست تلخ این جنگ برای او و نسلش پیام روشنی داشت: جهان عرب نیازمند رهبری نو است. او با همفکرانش سازمان «افسران آزاد» را بنا نهاد و سرانجام سلطنت وابسته به لندن را برانداخت.

ناصر تا پایان عمر درجه‌اش «سرهنگ» ماند، اما در واقع زمامدار مطلق مصر بود. او توانست با قرارداد ۱۹۵۴، به حضور ۷۰ ساله بریتانیا در مصر پایان دهد. سپس با اتحاد با شوروی و ملی‌کردن کانال سوئز، چهره‌ای ضد‌استعماری یافت که نه فقط مصریان، بلکه میلیون‌ها عرب از الجزایر تا یمن به او دل بستند.

با این حال، راه او بی‌خطا نبود. در ۱۹۵۸ اتحاد مصر و سوریه به «جمهوری متحده عربی» شکل گرفت، اما تنها سه سال بعد با کودتای دمشق فروپاشید. اوج ناکامی، جنگ شش‌روزه ۱۹۶۷ بود؛ شکست سنگینی که صحرای سینا و غزه را از دست مصر گرفت و به رؤیای نابودی اسرائیل پایان داد.

ناصر همان شب استعفا داد، اما سیل جمعیت در خیابان‌ها فریاد زدند: «نمی‌گذاریم بروی!» او بازگشت، اما قلبش دیگر تاب ادامه نداشت. سه سال بعد، در اوج محبوبیت، درگذشت.

برای میلیون‌ها عرب، ناصر هنوز اسطوره‌ای زنده است؛ نماد رؤیای ناتمام وحدت و صدای اعتراض در برابر استعمار.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *