📰
📌 غیبت تحلیل طبقاتی در روایت رسمی
روزنامه جمهوری اسلامی ۳۰ام آذر با دقت به «تعلیق راهبردی» در سیاست خارجی اشاره میکند، اما از تحلیل طبقاتی حاکمیت غفلت دارد. این تعلیق بازتاب تضاد منافع درون بلوکهای مختلف بورژوازی حاکم است. بدون دیدن این شکافها، تحلیل سیاست خارجی ناقص میماند.
🏦 بورژوازی بوروکراتیک و مالی؛ تسلیم به هر قیمت
بخشی از طبقه حاکم، یعنی بورژوازی بوروکراتیک و مالی، منافع خود را در پیوند با بازار جهانی و نظم مسلط بینالمللی میبیند. برای این لایه، «تطبیق عقلانی با نظم جهانی» که جمهوری اسلامی از آن سخن میگوید، در عمل به معنای تسلیم در برابر آمریکا حتی با هزینههای سنگین سیاسی و اجتماعی است. این گرایش، ریشه در وابستگی ساختاری به سرمایه مالی و گردش آزاد آن دارد.
🛒 بورژوازی تجاری و نظامی؛ نه صلح، نه جنگ
در مقابل، بورژوازی تجاری و بورژوازی نظامی، تسلیم کامل را به زیان خود میدانند. آنها به وضعیتی بینابینی، یعنی «نه صلح، نه جنگ» تمایل دارند؛ وضعیتی که امکان تداوم رانت، انحصار و مشروعیت امنیتی را فراهم میکند. بورژوازی نظامی بهعنوان لایهای از بورژوازی انگلی، مشروعیت خود را از شرایط تنش و ناامنی میگیرد و صلح پایدار میتواند این مشروعیت را فرسوده کند.
🕊 درس تاریخ و امکان بدیل ملی
آیتالله منتظری در خاطرات خود می نویسد که جمهوری اسلامی میتوانست با خردورزی از جنگ با عراق جلوگیری کند. این یادآوری تاریخی نشان میدهد که جنگ سرنوشت محتوم نیست. همانگونه که امروز نیز یک حکومت ملی و دموکراتیک، با تکیه بر مردم و اجماع اجتماعی، میتواند خطر جنگ با آمریکا را کاهش دهد و سیاست خارجی را از اسارت منافع طبقاتی بورژوازی رها سازد.
🔍 بدون تحلیل طبقاتی، نقد «تعلیق» در سیاست خارجی به توصیف وضعیت محدود میماند. فهم ریشههای طبقاتی این تعلیق، شرط لازم برای یافتن راه خروج واقعی از آن است.

دیدگاهتان را بنویسید