از دیدگاه مارکسیستی، چندقطبی بودن جهان برجسته است. مارکسیسم که بر روی پویاییهای نبرد طبقاتی، بهرهکشی اقتصادی و دادوستد برابر پافشاری میکند، چندقطبی شدن را همچون ابزاری برای نبرد با سرکردگی امپریالیستی، کاهش کنترل هژمونیک امپریالیسم و بنیانگذاری پیوند اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دادگرانه میبیند.
در اینجا ما به دلیلهای کلیدی برجستگی چندقطبی بودن در چارچوب مارکسیستی را بررسی میکنیم.
در دیدگاه مارکسیستی، امپریالیسم گامهای (مرحلهای) از سرمایهداری است که در آن کشورهای نیرومند سرمایهداری، مانند امریکا و اتحادیه اروپا سرکردگی سیستمهای اقتصادی و سیاسی جهانی را در دست دارند. این نیروهای امپریالیستی به بهرهکشی اقتصادی از کشورهای کم توانتر میپردازند. یک جهان چندقطبی، با کشورهای نیرومند در گوشه و کنار جهان، سرکردگی بلوکهای امپریالیستی را به چالش میکشد. این کار به کشورهای کوچکتر اجازه میدهد تا با استقلال بیشتری به برنامهریزی اقتصادی و سیاسی در کشور خود بپردازند و توان نیروهای امپریالیستی برای زورگویی را کمتر کنند.
چندقطبی بودن میتواند به پایهگذاری یک سیستم اقتصادی جهانی گوناگون کمک کند و انحصار نهادهای مالی امپریالیستی مانند صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی که در یک جهان تکقطبی منافع کشورهای سرمایهداری غربی را فراهم میکنند، کاهش دهد. در یک جهان چندقطبی، کشورها میتوانند در چارچوبهای اقتصادی جایگزین، بلوکهای بازرگانی مانند بریکس همکاری کنند. این نوآوریها گزینههایی برای ایستادگی در برابر سیاستهای اقتصادی نولیبرالی در پیش میگذارد که پایههای استعماری کشورهای شمال جهانی است.
یک جهان چندقطبی پهنه نبرد ضدامپریالیستی گستردهتری میان جنبشهای کارگری، دولتهای پیشرفته و نیروهای انقلابی فراهم میکند تا در سطح ملی و فراملی با یکدیگر همکاری کنند. طبقه کارگر جهانی میتواند با کارایی بیشتر علیه سیستم سرمایهداری نبرد کند و همبستگی و استراتژیهایی برای کارهای جمعی را گسترش دهد. به جای اینکه کشورهای امپریالیستی بتوانند طبقه کارگر را بر ضد هم سازماندهی کنند، کارگران در سراسر جهان میتوانند در نبرد علیه سیستم سرمایهداری یگانگی فراهم کنند.


دیدگاهتان را بنویسید