چپ مردم‌یار و چهره‌ی واقعی امپریالیسم

image_printچاپ

امپریالیسم، تنها «سلطه‌ی خارجی» نیست؛ سامانه‌ای است جهانی از سلطه‌ی اقتصادی و سیاسی.
از جنگ خلیج فارس (۱۹۹۱) تا بمباران لیبی (۲۰۱۱)، همه‌ی این رخدادها، حلقه‌هایی از زنجیره‌ی سلطه‌ی امپریالیسم‌اند.
امروز نیز در غزه، شاهد ددمنشانه‌ترین کشتار قرن هستیم؛ فاشیسم صهیونیستی با پشتیبانی بی‌چون‌وچرای آمریکا و اروپا، مردم را قتل‌عام می‌کند.
در چنین جهانی، چپ مردم‌یار با آرامش از «سلطه‌ی خارجی» سخن می‌گوید!
امپریالیسم همان نیرویی است که ونزوئلا را تهدید می‌کند، کوبا را تحریم می‌سازد و با هر دولت ملی و مردمی دشمنی دارد.
نادیده‌گرفتن آن، یعنی نادیده‌گرفتن ساختار قدرت جهانی.

کاهش دادن امپریالیسم به «دخالت خارجی»، به معنای نادیده‌گرفتن سلطه‌ی اقتصادی آن است.
برنامه‌های بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول، با نام «آزادسازی بازار»، در عمل اقتصاد ده‌ها کشور را نابود کرده‌اند.
خصوصی‌سازی، حذف حمایت‌های اجتماعی و فشار بر طبقات پایین، ابزارهای نوین استعمارند.
در ایران نیز تحریم‌های آمریکا — که به‌صراحت هدفشان «سخت‌تر کردن زندگی مردم ایران» اعلام شده — فاجعه‌ای انسانی رقم زده‌اند.
از کمبود دارو تا کاهش تولید، همه نشانه‌های جنگ اقتصادی‌اند.
چپ مردم‌یار، با چشم بستن بر این واقعیت‌ها، پیکار ضدجهان‌خواری را از دستور کار خود کنار گذاشته است.
اما بدون ستیز با امپریالیسم، هیچ مردمسالاری پایداری در جنوب جهانی ممکن نیست.

هرگاه کشوری در جنوب جهان کوشیده راهی مستقل بپیماید، با کودتای امپریالیستی سرنگون شده است.
از ایرانِ مصدق تا شیلیِ آلنده، از اندونزی تا گواتمالا، امپریالیسم با دموکراسی‌های مردمی دشمن بوده است.
بی‌باوری چپ مردم‌یار به امپریالیسم، نه تنها تحلیل طبقاتی را سست می‌کند، بلکه همبستگی جهانی جنبش‌های رهایی‌بخش را نیز از میان می‌برد.
وقتی مبارزه‌ی خود را از زمینه‌ی جهانی‌اش جدا کنیم، پشتیبانی بین‌المللی طبقه‌ی کارگر را از دست می‌دهیم.
امروز بیش از هر زمان دیگر، به درکی علمی و تاریخی از امپریالیسم نیاز داریم؛ درکی که بداند سلطه‌ی مالی و تکنولوژیک غرب ادامه‌ی همان استعمار کهن است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *