دید لنینیستی انقلاب، انقلاب را نیازمند شرایط شایسته عینی و ذهنی میداند. شرایط عینی سازههای مادی و ساختاری را فراهم میکنند؛ شرایطی که در آن سیستم اقتصادی- اجتماعی دیگر توان رشد نیروهای مولد را ندارد و بازدارنده پیشرفت میشود- شرایطی که در آن طبقه فرمانروا توان راهبردی جامعه را ندارد و تودهها هم نمیخواهند مانند گذشته زندگی کنند. شرایط ذهنی و انقلابی نیز بر میگردد به آگاهی طبقاتی و اراده انقلابی، گردان پیشآهنگ. اگر بحرانهای ژرف ساختاری و مادی با واکنشهای سازشکارانه و بردبارانه روبرو شود، انقلاب راه بجایی نخواهد برد.
در روسیه، سالها اعتصابهای گسترده در سالهای ۱۹۰۵ و ۱۹۱۲ تا ۱۹۱۴ و شکلگیری شوراهای کارگری، نشان از رشد آگاهی طبقاتی در میان کارگران داشت. شعارهای بلشویکی همچون «صلح، زمین و نان» هم برای کارگران، دهقانان و سربازان فراگیر و انگیزهبخش بود. به گفته لنین، انقلاب به یک حزب پیشآهنگ انقلابی که وظیفه آموزش جهانبینی مارکسیستی به کارگران، سازماندهی آنها به یک نیروی پرتوان و سرنگونی قدرت در زمانی که شرایط شایسته شده است بر دوش گیرد، نیاز دارد. در روسیه، بلشویکها با داشتن برنامهای روشن و رهبری نیرومند که در تزهای آوریل لنین بازتاب یافته بود، توانستند در شوراهای کلیدی مانند پتروگراد قدرت انقلابی را به دست گیرند.
در روسیه سال ۱۹۱۷ شرایط عینی و ذهنی نیازمند برای انقلاب فراهم شدهبود. فروپاشی اقتصادی، پیامدهای جنگ، بحرانهای ژرف طبقاتی، کم توانی بورژوازی و قدرتزدایی دولت تزاری و سپس دولت موقت، همگی زمینهساز یک وضعیت انقلابی بودند. همزمان، آگاهی طبقاتی و شوراهای کارگری، همراه با رهبری حزب بلشویک، نشان از شرایط شایسته ذهنی برای انقلاب داشت. همزمانی شرایط شایسته مادی و ذهنی در روسیه آن زمان، نشان می دهد که انقلاب نه یک پیشآمد ناگهانی، بلکه برایند شرایط مادی شایسته و نیروی انقلابی آماده بود.


دیدگاهتان را بنویسید