کژراهه منشویکی: سه اشتباه استراتژیک در مسیر انقلاب روسیه

image_printچاپ

منشویک‌ها سه کژروی استراتژیک داشتند. نخست آن‌که بیش از اندازه به بورژوازی باور داشتند و در این اندیشه بودند  که روسیه باید یک مرحله سرمایه‌داری را بگذراند، ولی بورژوازی روسیه ترسو و ناتوان از سرنگونی تزار بود، که این دودلی آن به شکست انقلاب ۱۹۰۵ و واژگونی دولت موقت در ۱۹۱۷ انجامید.

دوم آن‌که منشویک‌ها به گفته لنین چشم به راه قطار انقلاب بودند و شرایط شایسته برای عمل را از دست دادند. منشویک‌ها نیروی خود را برای  پارلمان و روندهای انتخاباتی به کار گرفته بودند، لنین دریافت که قدرت واقعی در دست شوراهای کارگری (سویتها) است. بلشویک‌ها تا پایان ۱۹۱۷ بیشتر شوراهای کلیدی مانند پتروگراد و مسکو را در دست خود گرفتند. پس از انقلاب فوریه ۱۹۱۷، منشویک‌ها به دولت موقت پیوستند، ولی اصلاح‌های ریشه‌ای انجام نداند، به جنگ جهانی نخست پایان ندادند و اصلاحات ارضی را به آینده واگذار کردند. این دو‌دلی‌ها نیروهای واپس‌گرا هم‌چون کورنیلوف و نیروهای رادیکال مانند بلشویک‌ها را پرتوان‌تر کرد.

سوم آن‌که آن‌‌ها گنجایش و خواست و توان انقلابی دهقانان و سربازان را دست‌کم گرفتند، ولی بلشویک‌ها با شعار “صلح، نان، زمین” به خواسته‌های آن‌ها پاسخ دادند. لنین از دید راهبردی برتری داشت، زیرا دیدگاه حزب پیش‌آهنگ او نقشی کلیدی در سازمان‌دهی انقلاب اکتبر بازی کرد. وارونه پیش‌بینی مارکس که انقلاب باید در کشورهای پیش‌رفته صنعتی رخ دهد، لنین می‌گفت  که در مرحله امپریالیسم روسیه یک امپراتوری کم توان و بحران‌زده، بستر خوبی برای انقلاب است.

حزب‌های لیبرال در دولت الکساندر کرنسکی مانند کادت‌ها و اکتبریست‌ها خواستار دنبال کردن نظام سرمایه‌داری و پاسبانی از منافع اقتصادی بورژوازی و بزرگ‌زادگان بودند، و سوسیالیست‌های میانه‌رو مانند منشویک‌ها و سوسیالیست‌های انقلابی، با این که  برخی گرایش‌های مردمی داشتند، نخواستند که از هم‌کاری با بورژوازی سرباز زنند.

با بازگشت لنین از تبعید در آوریل ۱۹۱۷ و پخش «تزهای آوریل»، وی خواستار جابجایی قدرت به شوراها شد. لنین می‌گفت که دولت موقت نه تنها نماینده طبقه کارگر نیست، بل‌که ابزاری در دست سرمایه‌داران و زمین‌داران برای افسار زدن به انقلاب شده‌است. اگرچه این دیدگاه در آغاز از سوی برخی از عضوی های حزب بلشویک پذیرفته نشد، ولی با ژرفش بحران و افزایش پشتیبانی  مردمی، بلشویک‌ها در تابستان ۱۹۱۷ توانستند اکثریت شوراهای پتروگراد و مسکو را به دست آورند. در ۲۵ اکتبر ۱۹۱۷ (۷ نوامبر در تقویم نوین)، نیروهای بلشویکی به رهبری شوراهای کارگری، کاخ زمستانی را گرفتند و دولت موقت را سرنگون نمودند.

برایند تاریخی این درگیری نشان داد که استراتژی منشویکی ناکام ماند. آن‌ها نه توانستند سوسیالیسم را برپا کنند و نه حتا یک دموکراسی بورژوایی پایدار بسازند. استراتژی منشویکی برای یک کشور پیش‌رفته سرمایه‌داری منطقی بود، ولی در شرایط آشوب‌زده روسیه، تنها راهبرد جسورانه لنین توانست انقلاب را به پیروزی برساند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *