منبع:R .P
فرانسه در تلاش برای حفظ جایگاه خود در عرصه جهانی با بحرانهای عمیقی روبهرو است. یکی از این بحرانها، کاهش نفوذ فرانسه در آفریقا و مستعمرات سابق خود است. در چند سال اخیر، عقبنشینیهای عمده از مناطقی مانند ساحل و نیجر، شکستهای سیاسی و نظامی در آفریقا و افزایش رقابتهای بینالمللی با قدرتهای نوظهور مانند چین و روسیه، موقعیت امپریالیسم فرانسه را به شدت تضعیف کرده است.
در این شرایط، بحرانهای داخلی و خارجی فرانسه همزمان با تشدید رقابتهای جهانی، نشاندهنده چالشهای جدی برای دولت فرانسه است که نمیتواند بهطور مؤثر منافع خود را در صحنه جهانی حفظ کند.
در حالی که امپریالیسمهای اروپایی باید سهم فزایندهای از هزینههای جنگ در اوکراین را بر دوش بگذارند، این روندها بحثهای استراتژیک اساسی را برای اروپا مطرح میکنند، همچون گزارش دراگی که از اجرای طرحی بزرگ برای تسلیح مجدد صنعتی و نظامی اروپا به منظور خروج از «عذاب آهسته» اتحادیه اروپا در مواجهه با افزایش تنشها بین ایالات متحده و چین خبر میدهد. در پاسخ به این بحران، اتحادیه اروپا به عنوان یک بلوک امپریالیستی تضعیفشده و تقسیمشده نمایان میشود که همچنان به وابستگی خود به امپریالیسم آمریکا ادامه میدهد.
آلترناتیوهایی که بعضی از گروههای چپ پیشنهاد میدهند، نه تنها به تنزل ساختاری کشور پرداخته، بلکه بیشتر بر بازسازی اتحادها، به ویژه با بریکس، تأکید دارند. این همه تنها به حفظ و تحکیم ابزارهای نظامی و اقتصادی امپریالیسم مانند شرکتهای چندملیتی، صنایع دفاعی، پایگاههای جهانی و تسلط آن بر نهادهایی مانند صندوق بینالمللی پول، بانک جهانی، و شورای دفاع سازمان ملل اشاره دارند.


دیدگاهتان را بنویسید