پرسش:
لطفاً توضیح دهید که بتسازی چگونه میتواند در جنبش «چپ» اثر بگذارد و اندیشهها را محدود کند؟
پاسخ:
بتسازی، این خوی دیرینهی انسان، از پرستش خدایان سنگی و چوبی آغاز شد و آرامآرام به جان فرهنگها و جنبشها نیز راه یافت. چه در دین و چه در سیاست، هرجا که کسانی بت ساختهاند، اندیشه به زنجیر کشیده شده، و زبان نقد و پرسشگری بریده شده و خاموشی چیرگی یافته است.
شگفتآور نیست اگر ببینیم جنبش «چپ» ما نیز، با همهی سخنهای خود دربارهی روشنگری و خردمندی، گاه در دام همین فرهنگ گرفتار آمده است؛ فرهنگی که، به گفتهی دکتر سروش، بخشی از میراث شیعه است.
پرسش:
به نظر شما، چرا از رفقای مبارز و جاندادهی ما نباید تقدیر شود؟
پاسخ:
سخن از ستایش ویژگیهای والای برخی از رفیقان و دوستان ما نیست . سخن این است که ما نیز، ناخواسته و نادانسته، گاه در همین چالهی بتسازی افتادهایم. از رفیقان خود تندیس ساختهایم و آنان را بر فراز سپهر نشاندهایم؛ گویی از گوهر دیگری فرای سرشت انسانی ساخته شدهاند.
رفیقان ما انسانهایی بودند با درخششی شایان ستایش، و در کنار آن لغزشهایی ناگزیر و کژرویهایی گاه پرهزینه. ما مارکسیستها، بیش از هر کس، باید بدانیم که هیچ انسانی سزاوار ستایش پیامبرگونه نیست.
پرسش:
انتظار چه ویژگیهایی از رفقای ارزشمند صحیح است؟
پاسخ:
برای ما همین بس است که رفیقانمان دانش خویش، شور جوانی خویش و گاه جان، این گوهر یکتای بیهمانند خویش را، در راه آزادی و بهروزی انسانها، بهویژه رنجبران، پیشکش کردهاند. باید دانست که از یک انسان، سوای آنچه انسانی است، نباید چشم داشت. رفیقان ما فرشته نبودند و نیستند. با این همه، ارزش آنها در این است که با همهی این کاستیهای انسانی، در راه مردم گام گذاشتهاند و بدون امید به پاداشی، همهی سرمایهی زندگی خود را با جوانمردی بخشیدند.


دیدگاهتان را بنویسید