
احسان طبری
دیالکتیک سیر خودبه خودی و سیر آگاهانه
قوائی که در جامعه به غلبه نو کمک می کند بر دو قسمند:
- قوای آگاه اجتماعی، عوامل ذهنی نهضت های انقلابی، و جهان بینی انقلابی آن؛
- قوای خودبه خودی اجتماعی، رشد قوای مولده، تراکم تضادهای حل نشدنی درنظام کهن، تجربه تدریجی مردم.
عامل آگاه رشد مبارزه نو را علیه کهن تسریع می کند، عامل خودبه خودی زمینه را برای غلبه نو بر کهن آماده می کند و بدان نضج می بخشد. تناسب بین «تسریع» و «نضج»، بین «آگاهانه» و«خودبه خودی» از اهم مسائل در پراتیک انقلابی است. عامل آگاه فقط تا حد معینی می تواند راه «خودبه خودی» را کوتاه کند نه بیش، ولی عامل آگاه حتماً باید راه را به حد اعلی کوتاه کند – این روح انقلابی، تاکتیک نبرد آگاهانه است.
تکیه فقط به سیر خودبه خودی، به پروسه نضج تدریجی، اپورتونیسم، رفورمیسم، تاکتیک پروسه، کرنش در مقابل خودبه خودی است. تکیهٔ فقط و یک جانبه بر روی عامل آگاه، بر روی تسریع آگاهانه، بر روی عامل ذهنی، حادثه جویی، بلانکیسم، اوانگاردیسم، پیش دویدن و اوانتوریسم سیاسی است.
تمام اهمیت در درک تناسب صحیح این زوج متضاد و یافتن عمده در میان آن زوج است. باید دید خود جامعه، خود محیط چه خواستهایی را مطرح می کند و جامعه را تنها از طریق مجرا و مسیر مشخص خود او به طرف هدف های آگاهانه سیرداد.
به گفته لنین:
«ما زمانی می توانیم اداره کنیم که آنچه را که مردم درک می کنند به درستی بیان داریم.»
باید عنصر تجریدی یعنی اصول تئوریک را با عنصر مشخص یعنی خواستها و نبردهای مردم در هم آمیخت. خواست، روح، آمادگی مردم معیار و میزانی برای اجراء شعارهای انقلابی است: نه دنباله روی نه جلو دویدن.


دیدگاهتان را بنویسید