جو ویلیامز(Joe Williams)، جغرافیدان انسانی است که در دانشکده جغرافیا و برنامهریزی در دانشگاه کاردیف پژوهش میکند میگوید که سبزسازی در دو کنش جداازهم رخ میدهد. نخست، روابط اجتماعی-زیستمحیطی پشت یک کالا پنهان میشوند. شما نمیتوانید که هنگام خرید یک کالا کارخانه و کارگران تولیدهکننده آن را ببینید. دوم، یک «داستان سبز» درباره آن کالا ساخته میشود تا برخی از روابط اجتماعی-زیستمحیطی آشکار شود. برای نمونه، گفتن این که آن کارخانه از انرژی بادی در روند تولید بهره جویی می کند. سبزسازی به این بستگی دارد که مصرفکنندگان نتوانند ببینند که پشت کالاهایی که میخرند چه چیزی پنهان است و برای همین داستان فتیشیستی از آنها را میپذیریم. مفهوم فتیشیسم کالا در اینجا برای درک شیوه پنهان شدن روابط اجتماعی و زیستمحیطی کالاها سودمند است.
مارکس واژه «فتیشیسم» را از سده نوزدهم دربارهی بتهای بیجان که از سوی مردم پرستش میشدند، وام گرفته تا آن را در بارهی ویژگی پنداری کالاها به کار برد. «یک کالا در نگاه اول چیزی بسیار پیشپاافتاده و قابل فهم به نظر میآید. اما تحلیل آن نشان میدهد که در واقع چیزی بسیار عجیب و پر از ظرافتهای متافیزیکی و نکات مذهبی است.» (مارکس)
جو ویلیامز مینویسد که «ما می پنداریم که کالاها را میبینیم، کالا ما را فریب میدهد و ماهیت اجتماعی و زیستمحیطی خود را میپوشاند. در اقتصاد بازار، شما ارزش اجتماعی کالا را نمیبینید». هنگام خرید سیبزمینی شما شاید بدانید که از کارگر کشاورز و زمین بهرهکشی شدهاست تا کالا در بازار جهانی به نمایش گذشته شود. ولی شما نمیتوانید که روابط راستین اجتماعی-زیستمحیطی که در سیبزمینی نهفتهاست را ببینید. فتیشیسم کالا به این معناست که کالاها را چیزهایی مستقل از یکدیگر میبینیم و شبکه روابط اجتماعی و زیستمحیطی که آنها را ساخته است، نمیبینیم.


دیدگاهتان را بنویسید