فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی در اوت ۱۹۹۱ نه یک «پیروزی دموکراسی» بلکه یک فاجعه ژئوپلیتیک عظیم بود. آنچه رسانههای غربی و لیبرالهای داخلی بهعنوان «آغاز آزادی» معرفی کردند، در حقیقت برنامهای سازمانیافته برای از هم پاشیدن یکی از قدرتمندترین دولتهای تاریخ بود. نقش «پنجمین ستون» در این توطئه انکارناپذیر است. اصلاحطلبان وابسته به غرب، با تضعیف حزب کمونیست و بیاعتبار کردن دستاوردهای سوسیالیسم، زمینه را برای بازگشت سرمایهداری فراهم کردند.
شکست کمیته دولتی وضعیت اضطراری نه بهدلیل قدرت مخالفان، بلکه بهدلیل تردید و بیبرنامگی اعضای آن بود. اگر آنان قاطعانه عمل میکردند، یلتسین و اطرافیانش که آماده فرار بودند، هیچ شانسی نداشتند. اما تزلزل رهبری باعث شد که نیروهای نظامی و امنیتی نیز جانب لیبرالها را بگیرند. نتیجه آن، ویرانی صنایع، سقوط استاندارد زندگی میلیونها نفر و جنگهای خونین در جمهوریهای سابق شوروی بود.
آزادسازی اقتصادی بهاصطلاح «چوبایس و گایدار» کشور را تا مرز نابودی کشاند. بحران مالی ۱۹۹۸ و گسترش فساد تنها بخشی از پیامدهای این مسیر بود. تنها تلاشهای کمونیستها و دولت میهندوستانه پریماکوف توانست روسیه را از سقوط کامل نجات دهد. امروز نیز درس آن دوران روشن است: بیاعتمادی به نخبگان لیبرال، وابستگی به غرب و نبود ایدئولوژی مستقل، خطر تکرار همان تراژدی را در پی دارد.
پس از سه دهه، همچنان بقایای آن ایدئولوژی ضدشوروی و ضدروسی، بهصورت سازمانهای غیردولتی غربگرا، رسانههای دروغپراکن و شبکههای تبلیغاتی ضدکمونیستی عمل میکنند. آنچه لازم است، اتحاد نیروهای مردمی و بازگشت به اصول عدالت اجتماعی است. تجربه ۱۹۹۱ نشان داد تنها هوشیاری و وحدت میتواند از تجزیه دوباره کشور جلوگیری کند.


دیدگاهتان را بنویسید