میهن ما، مانند همه کشورها، حق برخورداری از انرژی هستهای صلحآمیز را برای پیشرفت خود دارد.
درگیری میان دولت ترامپ و جمهوری اسلامی، تنها یک نبرد سیاسی یا ایدئولوژیک نیست، بلکه بازتابی از تضادهای ساختاری در نظام سرمایهداری جهانی و مناسبات نابرابر قدرت است. امپریالیسم آمریکا به دنبال پاسبانی از سرکردگی خود در خاورمیانه است و جمهوری اسلامی با این که گفتمان ضدآمریکایی به کار می برد، ولی به دنبال پاسبانی از ساختار طبقاتی کنونی در حاکمیت است. آنچه در این میان قربانی میشود، منافع مردم میهن ما است؛ از سرکوب و سیاستهای نئولیبرالیستی جمهوری اسلامی و زیر فشار تحریمهای آمریکا رنج میبرند.
این درگیری نشان میدهد هیچ یک از دو سوی این نبرد، نمایندهی منافع واقعی تودههای مردم نیستند. بورژوازی فرمانروا در جمهوری اسلامی، چه لایه نظامی آن با سپاه و نهادهای امنیتی و چه در لایه بوروکراتهای آن در دستگاه دولتی، به دنبال انباشت سرمایه و استواری جایگاه خود در نظام جهانی هستند. دولت ترامپ نیز نه به دنبال آزادی مردم ایران و برپایی یک اقتصاد ملی، بلکه در پی ساختن یک نظام سرسپرده در میهن ما است.
راه رهایی از این بنبست، نه در پشتیبانی از جمهوری اسلامی زیر پرچم «ضدامپریالیستی» است و نه در همراهی با سیاستهای جنگطلبانهی آمریکا. تنها آلترناتیو واقعی، نبرد طبقاتی مستقل است؛ رزمی که چشمانداز آن نه سازش با ترامپ یا سرسپردگی در برابر خامنهای، بلکه برپایی یک نظام ملی- دموکراتیک و عدالتخواهانه است.
تجربهی تاریخی نشان داده است که تنها با سازماندهی مردمی، آگاهی طبقاتی و پیشبرد یک برنامهی اقتصادی-سیاسی مستقل و ملی آلترناتیو میتوان از چرخهی ویرانگر «تحریم و سرکوب» بیرون آمد. جنبش کارگری، زنان، دانشجویان و دیگر گروههای زیر ستم باید با درک دیالکتیکی از شرایط کنونی، راهی ضد رژیم ولایت فقیه و دوری از اقتصاد نئولیبرالیستی و ضدامپریالیستی را در پیش بگیرند.


دیدگاهتان را بنویسید