اقتصاد نئوليبرال را چگونه تعمير كنيم؟!
مقاله ي منتشر شده در نامه مردم

مقاله شماره: ۱۶ (۲۲/۰۴-۲۰۱۸) ( ۲ اردیبهشت ۱٣۹۷ )
برنامه اقتصاد ملي براي ايران براي مرحله ملي- دمكراتيك فرازمندي جامعه، برنامه اي خاص است كه بايد برپايه ي شرايط مشخص در ايران تنظيم گردد. مي توان با جديت و پروسواس درباره ي ضرورت جستجوي«اقتصاد سياسي نويني» براي ايران به گفتگو نشست كه نويسنده به درستي يافتن آن را «چالشي [تاريخي] ..به چاي اقتصاد نوكلاسيك مرسوم و سنتي شكست خورده» اعلام مي كند. مي توان از نظرات طرح شده بهره برد، اما نمي توان آن را يك به يك به شرايط ايران منتقل نمود.

سیاست، شكل بروز آگاهی اجتماعی بر كلیت هستی جامعه است (عینی- پایه و ذهنی- روبنایی)!

مقاله شماره: ۱۵ (۱۹/۰۴-۲۰۱۸) ( ۳۰ فروردین ۱٣۹۷ )
بدون طرح برنامه اقتصاد ملی جایگزین برای اقتصاد سیاسی دیكته شده توسط امپریالیسم، طبقه كارگر ایران و همه مردم میهن دوست و ضد سیطره ی امپریالیسم ازپرچم ضروری در نبرد برای حل تضاد با امپریالیسم و حل تضاد با زیربنای اقتصاد وابسته نظام سرمایه داری حاكم محروم خواهند بود. مبارزه علیه رژیم دیكتاتوری كه اجرای سیاست امپریالیستی را به برنامه رسمی دولتی بدل ساخته است، از مضمون مردمی و ملی تهی خواهد بود. مبارزه علیه دیكتاتوری به مبارزه برای “آزادی” تقلیل خواهد یافت كه نارسایی آن در تجربه ی طولانی اصلاح طلبان به اثبات رسیده است.

«راه میانه» و «تقابل دو حركت»

مقاله شماره: ۱۴ (۱۷/۰۴-۲۰۱۸) ( ۲۸ فروردین ۱٣۹۷ )
پایان بخشیدن به شرایط ضد مردمی و ضد ملی حاكم بر ایران كه پیامد سلطه ی بلامنازع «اصول گرایان»است می تواند تنها به دست توانای مردم و در مركز آن طبقه ی كارگر مبارز و زنان دلاور مبارز عملی گردد. «راه میانه» را «اصول گرایان» خود مسدود ساخته اند.
باید به ذهنی گرایی غیرمستدل و غیرمسئولانه پایان داد. باید با مبارزه ی سخت كوشانه و هوشمندانه به تغییرشرایط حاكم پرداخت، پیش از آن كه ارتجاع داخلی و امپریالیسم جهانی به امیال خود دست یابند.

چگونگی یگانگی نظری میان توده ای ها!
تصور کن اگر حتا  تصور کردنش سخته!

مقاله شماره: ۱۳ (۱۵/۰۴-۲۰۱۸) ( ۲۶ فروردین ۱٣۹۷ )
بر خلاف آنچه که آقای فرخ نگهدار می گوید نه تنها اشتراک ایدیولوژیک با حزب تازه چپ ندارند بلکه به هم نزدیکتر هستند. آقای نگهدار باز هم با مسحور شدن شکل از دیدن مضمون پدیده باز می ماند. برای نمونه اندیشه های “توده ای ها”، “۱۰مهر”، “نویدنو”، “عدالت” وو رنگ غلیظ مارکسیست- لنینیستی دارد که به مراتب به تشکیلات حزب توده ایران نزدیک تر است تا  به برنامه سوسیال دموکراسی دیگر حزبهای قدیمی و جدید.

“فمینیسم طبقاتی” جایگزین “فمینیسم غیرطبقاتی”!

مقاله شماره: ۱۲ (۱۴/۰۴-۲۰۱۸) ( ۲۵ فروردین ۱٣۹۷ )
ایدئولوژی مذهبی در هیچ دینی بدون زن ستیزی، قادر نیست جایگاه خدای گونه زن را در جامعه كمونیستی كهن نابود سازد كه دوران قریب به دویست هزار سال برپا بوده است. زن ستیزی خشن و داعش گونه مذهب در همه ی ادیان به زن به عنوان برده، به عنوان “كالا” می نگرد و برای اقتصاد خود به آن نیاز دارد.

ما كی هستیم و چه هدفی را دنبال می كنیم!
«ما تاك آسمانی هستیم و به سوی فرا زمانی بی سرانجام می رویم» (اط)

مقاله شماره: ۱۱ (۱۱/۰۶-۲۰۱۸) ( ۲۴ فروردین ۱٣۹۷ )
مبارزه برای تغییر ترقی خواهانه و رهایی بخش اجتماعی تنها با پایبندی به اصل توجه به “كلیت” هستی پدیده ممكن می گردد. بدون چنین برداشتی، شناخت ما نمی تواند به سطح شناخت دیالكتیك ماتریالیستی فرا روید و لذا قادر نیست با توجه به برداشت علم ماتریالیسم تاریخی به پرسش های در پیش رو در هر لحظه و مرحله ی تاریخی پاسخی ماركسیستی- توده ای بدهد. پاسخی انقلابی بدهد، كه پاسخ به چگونگی تغییر مشخص بنیادین شرایط است كه ششمین كنگره ی حزب توده ایران خواستار آن است.

انقلاب ملی- دمكراتیك زاییده كدام تضادها است؟

مقاله شماره: ۱۰ (۱۱/۰۴-۲۰۱۸) ( ۲۲ فروردین ۱٣۹۷ )
رفیق جوانرود و رفقای دیگری نیز هنوز تردیدهایی دارند كه گویا انقلاب پیش رو باید خواست “آزادی” را با حذف دیكتاتوری ولایی به ثمر برساند و سپس به مبارزه برای تغییر نظام اقتصادی بپردازد، تا گویا«مرحله»ای بودن انقلاب سیاسی و اقتصادی صدمه ای نخورد! واقعیت دو گام متفاوت “تخریب” و “نوسازی”در تغییرات اجتماعی، گذار از دو پله ی متفاوت است، اما برای گذار از آن عزم روشن و «بپاخواستن» یكی است!

برداشت بورژوا- دموکراتیک از انقلاب پیش رو!
نفی سیاست مستقل حزب طبقه کارگر ایران!

مقاله شماره: ۹ (۱۰/۰۴-۲۰۱۸) ( ۲۱ فروردین ۱٣۹۷ )
رفيق جوانرود نيز در ص ٥ مقاله ي خود همين بلا را بر سر انديشه ي ديالكتيكي زنده ياد طبري مي ريزد. او را متهم مي كند كه گويا «ملاك مطلق انقلابي گري» را براي ««دمكرات هاي انقلابي» صادر كرده است. به جاي نقل مشخص سخن طبري  در «»، برداشت خود را از سخن او بيان مي كند. در بحث درباره ي «جدايي ناپذيري مقولات آزادي هاي دمكراتيك و حقوق دمكراتيك زحمتكشان» كه همان پيوند ”آزادي و عدالت اجتماعي“ منظور است، مي نويسد: «.. رويكرد منتسب به پلنوم شانزدهم و رفيق طبري كه در آن، جنبة ضدامپرياليستي دمكراسي انقلابي و دمكرات هاي انقلابي – نه فقط ايران -، تقريبا ملاك مطلق انقلابي گري دمكرات هاي انقلابي و حمايت از آنها توسط كمونيست ها تلقي مي شد و بصراحت به آزادي هاي دمكراتيك، اهميتي ثانوي مي داد (كتاب برخي مسايل حاد انقلاب ايران، ن.شته رفيق طبري، انتشارات حزب توده ايران، جلد ٢، سال ١٣٥٨)».